معارف دینی
قالب وبلاگ

دومین آیه از سوره بقره  خداوند می فرماید  ذلِکَ الْکِتابُ لارَیْبَ فیهِ هُدىً لِلْمُتَّقینَ

این قرآن در آن هیچ تردیدی نیست  هدایتی است برای متقین؛

متقین کسانی هستند که ایمان به غیب دارند . حقیقت ایمان به غیب همان اعتقاد قلبی به اموری است که در حواس انسان نمی گنجد، حس نمی شود دیده نمی شود. 

چون قرآن فرموده :

آمَنَ الرَّسُولُ بِمَا أُنْزِلَ إِلَیْهِ مِنْ رَبِّهِ وَالْمُؤْمِنُونَ  کُلٌّ آمَنَ بِاللَّهِ وَمَلَائِکَتِهِ وَکُتُبِهِ  ( آیه 285 سوره بقره)

اگر کسی اعتقاد به ملک و ایمان به ملک را انکار کند ، قرآن را انکار کرده است. ارزش ایمان نیز به ایمان به غیب بودنش است. ا

یکی از امور غیب اسرار احکام الهی است که برای خیلی از ما معلوم نیست.  روح ایمان این است که همین که گفته شد این را خدا گفته بگوئیم  سلمنا ؛ بر روی چشم. این ارزش است

دوره غیبت دوره آزمون است.

یکی از اسرار دوران غیبت انبیاء و حجج خداوند امتحان است. چنانچه در دوره امتحانی که در زمان غیبت حضرت موسی ع رخ داد جمع کثیری توسط سامری منحرف شدند.

 در دوران غیبت آنچه که انسان باید مراقبت کند دین داری است .

وجود مبارک امام باقر ع فرمودند:

یأتی علی النّاس زمانٌ یَغیبُ عنْهُم إمامُهم فیا طوُبی لِلثابتینَ علی أمْرنا فی ذلک الزمان وإنّ أدنی مایَکونُ لهُم مِن الثواب أنْ یُنادیهِم الباری عبادی آمَنتمْ بسِرّی وصَدّقتم بغیبی فأبْشِروا بحُسن الثواب بحارالانوار جلد 52 صفحه 145

بر مردم دوره ای خواهد امد که امام ایشان در پرده غیبت است و بعد فرمود خوشا به حال کسانی که در دوران غیبت بر امر ولایت ما ثابت قدم هستند. در زمانی که امام زمانشان در غیبت است استقامت در دین شان دارند،

امام ع می فرماید کمترین ثوابی که برای آنها هست این است که خداوند متعال این انسان ها را ندا می دهد و خطاب می کند: ای بندگان من شما به سر من ایمان آوردید به غیب و پوشیده ایمان آوردید امام زمان ع را ندید و ایمان آوردید حجت خدا را ندیده ایمان آوردید.  شما را به برترین ثواب ها از ناحیه من بشارت باد.

 آیا رفتار ما در خانه با همسر و شوهر و کار کردنمان در اداره ، دروغ گفتن هایمان، آنچه را که در عمل و ذهن داریم مورد رضایت امام زمان ع است. 

رضای امام در یک چیز است و آن این است که انسان در جاده شریعت حرکت کند این رضای امام زمان است و لا غیر؛ اول آخر همین است.

 

متن کامل سخنرانی حجت الاسلام نیلی را در ادامه مطلب بخوانید

فایل صوتی سخنرانی حجت الاسلام نیلی را از اینجا دانلود کنید


بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین

اَلسَّلامُ عَلَى الْمَهْدِىِ‏ الَّذى‏ وَعَدَ اللَّهُ بِهِ الْأُمَمَ، اَنْ یَجْمَعَ بِهِ الْکَلِمَ، وَیَلُمَّ بِهِ الشَّعَثَ، وَیَمْلَأَ بِهِ الْأَرْضَ قِسْطاً وَعَدْلاً، بَعد ما مُلِئت ظلماً و جوراً

سلام بر مهدی که ‏وعده کرده خداى به آمدنش ملت ها را تا گرد آورد به وسیله ‏اش گفته‏ ها(ى همه) را و برطرف کند به وسیله‏ اش پراکندگى را و پر کند بدست او زمین را از عدل و داد پس از آن که از ظلم و ستم پر شده باشد

قال الله حکیم فی محکمه کتابه اعوذ بالله من الشیطان الرجیم  

ذَلِکَ الْکِتَابُ لاَ رَیْبَ فِیهِ هُدًى لِّلْمُتَّقِینَ الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ وَیُقِیمُونَ الصَّلاةَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ یُنفِقُونَ

شب نیمه شعبان شب بزرگی است و آنچه که در این شب اتفاق افتاد امر بزرگی بوده است. به تعبیر طلبگی هم ظرف و هم مظروف هر دو بزرگ است. چون ولادت حضرت امام زمان ع در این شب بوده است. ولادت امام زمان ع  از بزرگترین عنایات الهی به بشریت است. شب نیمه شعبان از شب هایی است که قبل از ولادت حضرت در درگاه حضرت احدیت جایگاه ممتازی داشته است و بنا بر احتمالی شب قدر هم هست. شب قدر مراتبی دارد. مرتبه نهائی شب قدر در ماه مبارک رمضان است. انچه که از روایات بر می آید شب بیست وسوم قدر نهائی است (تقدیرات امضا می شود) یعنی تقدیر نهایی که لایرد و لایبدل  می باشد در آن شب است و لکن مراتب دیگری از قدر در شب های دیگر ممکن است رخ دهد چنان که بنا بر بعضی روایات نیمه شعبان این چنین شبی است. بنا بر روایت تقدیر حج حاجیان در چنین شبی است. خصوص اعمالی که در این شب است عزیزان مراجعه نمایند بخشی از شب به مناجات با حق تعالی توصیه شده؛ زیارت سیدالشهداء ع از امور اکید در این شب وارد شده است . شخصی خدمت حضرت وارد شد و کیفیت زیارت را سوال کرد حضرت فرمودند بر بالای بام می روی انگشتان را به سمت راست و چپ حرکت می دهی و می گوئی:

السلام علیک یا ابا عبدالله السلام علیک و رحمت الله و برکاته

و فرمود برای این عمل ثواب حج عمره محسوب می شود.

امام آنچه در این شب رخ داد ولادت موفور السرور حجت خداست.

در دومین آیه از سوره بقره  خداوند می فرماید  ذلِکَ الْکِتابُ لارَیْبَ فیهِ هُدىً لِلْمُتَّقینَ

این قرآن در آن هیچ تردیدی نیست  هدایتی است برای متقین؛

متقین کسانی هستند که ایمان به غیب دارند . حقیقت ایمان به غیب همان اعتقاد قلبی به اموری است که در حواس انسان نمی گنجد، حس نمی شود دیده نمی شود. ما به موجوداتی مثل ملائکه که کارگزاران خلقت هستند و به امر الهی امور را تدبیر می کنند (فالمدبرات امرا) اعتقاد داریم. حتی با اینکه ملک را با چشم خود ندیده ایم به آن اعتقاد داریم چرا؟ چون قرآن فرموده :

آمَنَ الرَّسُولُ بِمَا أُنْزِلَ إِلَیْهِ مِنْ رَبِّهِ وَالْمُؤْمِنُونَ  کُلٌّ آمَنَ بِاللَّهِ وَمَلَائِکَتِهِ وَکُتُبِهِ  ( آیه 285 سوره بقره)

اگر کسی اعتقاد به ملک و ایمان به ملک را انکار کند ، قرآن را انکار کرده است. ارزش ایمان نیز به ایمان به غیب بودنش است. اگر چیزی مشهود شد و در دایره حواس انسان قرار گرفت که به آن ایمان به غیب نمی گویند. یا نظیر ایمان به جن و ایمان به سوال شب اول قدر که از اعتقادات قطعی شیعه است. بعضی از ما ایمان به غیب نداریم.

یکی از امور غیب اسرار احکام الهی است. اسرار احکام عمیق الهی برای خیلی از ما معلوم نیست. سوال می شود چرا حلقه طلا بر مرد حرام است؟  تا دلیل آن را نداند قبول نمی کند. این افراد ایمان به غیب ندارند. مومن است ولی درجه پائینی از ایمان دارد. یا سوال می شود چرا هفت بار باید به جمرات سنگ زد . به دنبال دلیل هستند.

اوائل انقلاب روی پلاکاردی نوشته بود آیا می دانید استفاده از حلقه طلا برای مرد باعث سرطان خون می شود. خوب این ها جهل است. این ها ضعف اعتقاد است حتی اگر در مقام تبلیغ، مبلغ احکام این دلائل را ضمیمه کند.  روح ایمان این است که همین که گفته شد این را خدا گفته بگوید سلمنا ؛ بر روی چشم. این ارزش است و گرنه اگر دنبال کند چرا؛ می گوید عقل من باید بفهمد تا قبول کنم. این ایمان نیست. این اعتقاد به عقل خود است.

از راویان شخصی بود به نام کلیب اسدی که مشهور شده بود به کلیب تصدیق؛ برای اینکه هر وقت امام ع حکمی را می فرمود می گفت سلمنا یعنی روی چشمم. یک بار هم به وجود مبارک امام صادق ع عرض کرد که اگر شما سیبی را دو نیم کنید و بگوئید قسمت راست حلال و قسمت چپ حرام است من در قلبم اعتراضی ندارم. این ایمان به غیب است و درجه ایمان انسان ها به همین اعتقاد به غیب است.

آیه قرآن نیز اولین نشانه اهل تقوی را ایمان می داند و آن هم ایمان به غیب؛ ایمان به پشت پرده، مومن این گونه است. اگر به او گفته شد دستت به نجاستی نجس شد دو بار بایستی آن را بشوئی . با یک لیوان آب  در دو مرحله دست نجس پاک می شود ولی اگر به اندازه یک دریا آب را روی دست بریزید ولیکن دوبار نشود دست هنوز نجس است. چرا؟ یک دریا آب بهتر است یا یک لیوان آب؟

(کسی که این سوال را می کند و نمی پذیرد ) در واقع روح ایمان را و روح تعبد به فرمایشات خدا و رسول را ندارد واین ضعف درجه ایمانی است. قران تاکید دارد اهل تقوی ایمان به غیب دارند.

مرحوم شیخ طوسی رضوان الله تعالی علیه که سنگینی بنیان فقه شیعه بر دوش ایشان است در کتاب شریف (تفسیر) تبیان (در مجمع البیان طبرسی نیز این مطلب آمده است) در ذیل آیه فوق می فرماید از مصادیق ایمان به غیب، ایمان به غیبت امام زمان ع است. ما اینجا دور هم نشستیم و خیلی راحت می گوئیم معتقدیم به عنوان یک شیعه که امام ما غائب است زنده است بیش از 1200 سال پیش در این شب به دنیا آمده است بین ما زندگی می کند ما را می بیند ما او را نمی بینیم، بعضی ها تشرف داشتند به زیارت او؛  بعد اگر بگویند خدای ناکرده امر فرج هزار سال دیگر عقب افتاده است آیا شما دست از ایمان به آن بزرگوار برمی دارید می گوئیم نه؟ حتی اگر سه هزار سال بگذرد چی؟ مومن می گوید من همچنان اعتقاد دارم . این بیان راحت ما ، از برکات قلم و زحمات علماست ، آنقدر گفته اند و نوشته اند بحث کرده اند که دل مومنین الان آرام است به اینکه ٱن بزرگوار زنده است می بیند می شنود ولی ما او را نمی بینیم و اگر خدای ناکرده این امر هزاران سال تاخیر شد اعتقاد تغییر نمی کند.

اعتقاد به غیب ساده نیست لذا در باره زمان غیبت و ارزش عمل در زمان غیبت آن قدر روایات داریم که بیانگر این است که درجه عمل در زمان غیبت به جهت پیچیدگی ایمان به غیب خیلی بالاتر می رود. خدماتی که شیخ صدوق یا کلینی صاحب اصول کافی به تشیع کرده اند دومی ندارد. این عالمان برای گرفتن و تدوین احادیث اهل بیت و رساندن ان به ما زحمات زیاد کشیده اند و خون دل خورده اند.  

عالمانی بوده اند که در همان اوائل غیبت به تردید و شک و تزلزل افتاده اند و در عمر حضرت تشکیک کرده اند که یک نمونه آن را مرحوم صدوق ذکر کرده اند ؛ می فرمایند من از بیان آن عالم خیلی ناراحت و متاثر شدم و فکر می کردم جامعه شیعه در هزار سال بعد چگونه فکر خواهد کرد. می فرماید شب در عالم خواب وجود مقدس امام زمان ع را در در حین طواف در مسجدالحرام در کنار حجرالاسود دیدم به من فرمودند ای شیخ چرا یک کتابی در باره غیبت من نمی نویسی تا ذهنت نسبت به دغدغه هایی که داشتی راحت شود مرحوم صدوق می گوید گفتم من کتابی نوشته ام حضرت می فرمایند آن کتاب کافی نیست کتاب دیگری بنویس ویژگی آن این باشد که غیبت انبیاء و حجت های گذشته را بیان کند تا مردم فکر نکنند غیبت فقط در عالم شیعه اتفاق افتاده است. مرحوم صدوق کتابی می نویسد به نام اکمال الدین و اتمام النعمه و در مقدمه آن همین مطالب را نقل می کند.

در این کتاب فصلی را مرحوم صدوق می گشاید و غیبت انبیاء و حجت های گذشته را از جمله چهل شب غیبت حضرت موسی ع را یک به یک یاد می کند. این غیبت ها اسراری دارد که ما آن ها را نمی دانیم ولیکن در مورد حضرت موسی ع سری از اسرار غیبت گفته شده است و آن این است که این دوره امتحان است. در این دوره مردم آزمون های بزرگی را که سنجش درجه ایمانی آن هاست گذراندند. پس مبادا کسی بگوید پس کی می آید؟ پس کو؟ چرا نیامد؟

دوره دوره امتحان است. چنانچه در دوره امتحانی که در زمان غیبت حضرت موسی ع رخ داد و جمع کثیری توسط سامری منحرف شدند. سامری ها در زمان ما نیز هستند گاهی می نویسند و گاهی سخنرانی می کنند و می گویند. انسان ها باید سامری های امت را بشناسند.

دوره غیبت دوره آزمون است

اگر کسی در این دوره دین خود را نگه دارد چنانکه در روایات امده، اجر او نزد خداوند متعال از اصحاب بدر و حنین و احد به مراتب بیشتر است. برای اینکه مردم که امام زمان ع را ندیده اند امام صادق ع را که ندیده اند پیامبر ص را که ندیده اند.

در بعضی روایت دارد که دین داری در زمان غیبت مثل خرط القتاد ( یعنی خراطی چوب تیغ دار) در شب تاریک است. انسان دین دار در زمان غیبت مانند کسی است که می خواهد در شب تاریک با دست خالی تیغ های چوب تیغ دار را بگیرد و ان را خراطی کند.

امروزه چیز هایی به اسم دین و دینداری وارد شده که جزء دین نیست. چیزهائی از دین به حاشیه رفته و جزء دین حساب نمی شود. ارتباط دختر و پسر بین متدینین اشکال شمرده نمی شود یا موسیقی در خانواده متدینین به وفور دیده می شود.

در دوران غیبت آنچه که انسان باید مراقبت کند همان دین داری است که نتیجه ان اجر عظیمی است که برای این عمل در نظر گرفته شده است.

وجود مبارک امام باقر ع فرمودند:

یأتی علی النّاس زمانٌ یَغیبُ عنْهُم إمامُهم فیا طوُبی لِلثابتینَ علی أمْرنا فی ذلک الزمان وإنّ أدنی مایَکونُ لهُم مِن الثواب أنْ یُنادیهِم الباری عبادی آمَنتمْ بسِرّی وصَدّقتم بغیبی فأبْشِروا بحُسن الثواب بحارالانوار جلد 52 صفحه 145

بر مردم دوره ای خواهد امد که امام ایشان در پرده غیبت است و بعد فرمود خوشا به حال کسانی که در آن دوران بر امر ولایت ما ثابت قدم هستند. در زمانی که امام زمانشان در غیبت است استقامت در دین شان دارند،

امام ع می فرماید کمترین ثوابی که برای آنها هست این است که خداوند متعال این انسان ها را ندا می دهد و خطاب می کند: ای بندگان من شما به سر من ایمان آوردید به غیب و پوشیده ایمان آوردید امام زمان ع را ندید و ایمان آوردید حجت خدا را ندیده ایمان آوردید.  شما را به برترین ثواب ها از ناحیه من بشارت باد.

 [ در ادامه حدیث آمده : از شما قبول می کنم اعمال را، از شماعفو می کنم گناهان گذشته را، هرچه که باشد و شما را می آمرزم شما اشخاصی که فرمان بردار من هستید و در زمان غیبت به قرآن ایمان آورده اید، من به سبب شما بلا را از سایر مردم رفع و دفع می کنم اگر وجود شما ثابتین دردین نبود البته عذابم را بر اینها نازل می کردم. « جابر می پرسد، چه عملی بهترین اعمال است درآن زمان؟ حضرت فرمود: زبانشان را حفظ بکنند و ماندن درخانه ]

امیدواریم انشالله تعالی خداوند به برکت این شب اولا در فرجش تعجیل بفرماید و ما را ثبات قدم در امر ولایت و دینداری کرامت بفرماید.

یکی از دوستان ما که بسیار با آقای بهجت مانوس بود می گفت شخصی از ایشان پرسید چگونه امام زمان ع را ببینیم . ایشان فرموده بود با آقا چه کار داری؟ و به تعبیر تند تری ، دنبال چه می گردی؟

آیا رفتار ما در خانه با همسر و شوهر و کار کردنمان در اداره ، دروغ گفتن هایمان، آنچه را که در عمل و ذهن داریم مورد رضایت امام زمان ع است. در این شب بخواه که رضای او را جلب کنی رضای امام در یک چیز است و آن این است که انسان در جاده شریعت حرکت کند این رضای امام زمان است و لا غیر؛ اول آخر همین است.

خداوند انشالله به آبروی محمد و آل محمد به همه ما توفیق دهد که رضایت آن بزرگوار را جلب بکنیم.

 

[ پنجشنبه ٢٢ خرداد ۱۳٩۳ ] [ ٧:۳۳ ‎ق.ظ ] [ محمودی نژاد- میرمحمدی - خجسته صفا ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

این وبلاگ کوششی است از جمعی دوست دار اهل بیت که می خواهند در تب و تاب زندگی مادی مخاطب شکوه پیامبر در آیه «یا رَبِّ إِنَّ قَوْمِی اتَّخَذُوا هذَا الْقُرْآنَ مَهْجُوراً » نباشند. جمع صمیمی ما ماهانه در قالب هیئت امام زمان به پای سخن اهل معنا می نشیند تا معارف دینی را به جان بشنود در آیات تدبر کند و به آموزه های دینی عمل نماید.
موضوعات وب
آرشيو مطالب
امکانات وب