معارف دینی
قالب وبلاگ

چگونه می توانیم حق گرا شویم؟

خداوند در قرآن سفارش به علم و تحقیق و تفکر و تعقل نموده است و می فرماید اگر در طبیعت و در وجود خودتان دنبال کشف قوانین هستی بگردید زود نشانتان می دهم.

« سَنُریهِمْ آیاتِنا فِی الْآفاقِ وَ فی‏ أَنْفُسِهِمْ حَتَّی یَتَبَیَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ » سوره فصلت آیه 53

 بزودی آیات خود را هم در آفاق و هم در نفوس شان به آنها نشان خواهیم داد تا آشکار شود که قرآن حق است.

علمی را که خداوند بدان ترغیب و تشویق می کند علم جهت دار و علم هدایت است که نهایتش رسیدن به حق و حقانیت است. هدایت به سوی سعادت و نه شقاوت . خداوند می فرماید طوری سراغ علم و عقل و فلسفه بروید که شما را به سوی حق  و حقانیت ببرد.

آیا می شود حق گرا شویم؟ ممکن است سخت باشد ولی خداوند که متولی حق و حقیقت است یاری می کند. به شرطی که به جای من و ما « او » را جایگزین کنیم و من شیطانی را کنار بگذاریم و هر چه گفتیم من بشود برای حق.

شیطان قسم می خورد (سوره صاد)که همگان را گمراه می کند الا بندگان مخلص خدا را ؛ چون فقط مخلصین نفوذ ناپذیرند.

 

 

 

قالَ فَبِعِزَّتِکَ لَأُغْوِیَنَّهُمْ أَجْمَعِینَ (82) إِلاَّ عِبادَکَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِینَ (83)

انسان اگر همه چیزش برای او باشد دیگر منفذ و محل نفوذ برای شیاطین باقی نمی گذارد. شیطان بر فرد مخلص راه ندارد .

خداوند یکصد و بیست و چهار هزار پیامبر را برای هدایت انسان ها فرستاده است خلق کرده است که جود کند، لطف کند و رحمت نماید و همه را به بهشت ببرد و پس اگر قدمی برداریم دستمان را می گیرد.

 متن کامل سخنرانی را در ادامه مطلب بخوانید

فایل صوتی سخنرانی دکتر علی مظفری را از اینجا دانلود کنید


آیاتی که در ابتدای جلسه تلاوت شد در این مورد بود که انسان در مشکلات خدا را خالصانه صدا می زند ولی ممکن است بعداً دچار شرک شود.

فَإِذا رَکِبوا فِی الفُلکِ دَعَوُا اللَّهَ مُخلِصینَ لَهُ الدّینَ فَلَمّا نَجّاهُم إِلَى البَرِّ إِذا هُم یُشرِکونَ ﴿ سوره العنکبوت آیه ۶۵﴾

هنگامی که بر سوار بر کشتی شوند، خدا را با اخلاص می‌خوانند (و غیر او را فراموش می‌کنند)؛ امّا هنگامی که خدا آنان را به خشکی رساند و نجات داد، باز مشرک می‌شوند!

مثل این است که خدای بر و بحر با هم فرق می کند همین که پای مان از دریا به زمین سفت رسید به آن اتکا می کنیم و دیگر با خدا کاری نداریم.

دانشمند فرانسوی جمله ای دارد که می گوید بشر سه مرحله معرفتی را طی کرده است مرحله اول مرحله سحر و جادو بوده است دانشمندان همان جادوگران بوده اند علم و دانش هم همان سحر و جادو بوده است؛ دانشمندان همان جادوگران بوده اند؛ علم و دانش هم همان سحر و جادو بوده است. مرحله دوم که بشر رشد می کند ، دین و مذهب به جای سحر و جادو می نشیند و علم و دانش و دانشمند می شود مذهب و مذهبی و عالم دینی. دوره سوم که بعد از رنسانس است دوره مذهب به پایان می رسد و علم جای آن را می گیرد.

این دانشمند  به جای خدا می گوید « پدر طبیعت » و می گوید ما از پدر طبیعت به خاطر زحماتی که در مرحله دوم معرفت بشر کشیده است متشکریم و اینک که دوره علم فرا رسیده است از او خداحافظی می کنیم. یعنی علم جایگزین دین شده است.

اشکال این است که بعضی علم را به جای دین می نشانند و بعضی دیگر دین را به جای علم می نشانند. این مشکل در مورد بعضی متدینین بیشتر است چون دین را جانشین علم می کنند و می گویند هر آنچه را که از علم بخواهیم در قرآن و روایات هست. چه در خصوص اخلاق، تربیت، روانشناسی و حتی تغذیه و روابط اجتماعی هم می گویند در دین هست و معتقدند به تاریخ و فلسفه و منطق نیازی نیست چون دین هست.

تدریجا که به حوزه فیزیک و شیمی و ریاضی و علوم مهندسی وارد می شوند با استناد به آیه « لا رطب و لا یابس الا فی کتاب مبین» یا آیه «تبیان به کل شی» قرآن بیان کننده همه چیز است نتیجه می گیرند درب همه دانشگاه ها را ببندیم تمام کتاب ها و کتابخانه ها و کارگاه ها و پژوهشگاه ها را تعطیل کنیم چون کتابی به نام قرآن داریم که همه علوم را پوشش می دهد، حتی اگر بخواهیم غنی سازی کنیم احتیاجی به تکنولوژی هسته ای نداریم. اگر به این افراد بگوئی که علوم تجربی در قرآن نیست متهم می شوی که قرآن را کامل ندانسته ای و قرآن را کافی نمی دانی و به عبارتی قبول نداری که با اسلام می توانیم زندگی کنیم .

بالاخره باید تکلیف معلوم شود که علم جانشین دین نیست و دین نیز جانشین علم نیست.

هدف قرآن چیست؟ قرآن برای چه چیز نازل شده است؟ اگر آمده انسان را بسازد چه چیز انسان را می خواهد بسازد؟

انسان باید فکر سازی کند روح سازی کند وجامعه سازی کند. اگر همه علوم در قرآن است جزئیات فرمول ها چگونه است؟ قرآن می گوید به دنبال علم بروید دنبال کارهای عقلانی بروید می گوید تحقیق کنید پژوهش کنید. آیاتی در قرآن هست که در هیچ یک از کتب علمی نیست.

حضرت مولا علی ع می فرماید : مامِنْ حَرَکَة اِلاَّ وَاَنْتَ مُحْتاجٌ فیها اِلى مَعْرِفَة

هیچ حرکت و کارى نیست مگر این که در انجام آن نیازمند به آگاهى و علم و معرفت هستى. تحف العقول صفحه 171

اگر این شناخت روش مند باشد می شود علمی.

قرآن بالاتر از این می فرماید :

وَلا تَقفُ ما لَیسَ لَکَ بِهِ عِلمٌ ﴿ سوره مبارکه الإسراء آیه ۳۶﴾

از آنچه به آن آگاهی نداری، پیروی مکن،

قدم از قدم بر ندار وقتی علم نداری. پس اسلام کامل است قرآن کامل است برای اینکه اصول علمی و عقلی و تحقیق و پژوهش را به ما گفته است

« قُلْ هَاتُوا بُرْهَانَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ صَادِقِینَ » ﴿سوره بقره -111﴾ بگو اگر از راستگویان هستید ، برهان خود را ارائه کنید.

برای هر حرفی دلیل لازم است آن هم دلیل متقن و مبرهن. قرآن در جائی دیگر می فرماید:

یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا إِنْ جاءَکُمْ فاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَیَّنُوا أَنْ تُصیبُوا قَوْماً بِجَهالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلی‏ ما فَعَلْتُمْ نادِمینَ

ای کسانی که ایمان آورده اید ، اگر فاسقی برای شما خبری آورد بررسی و تحقیق کنید تا مبادا گروهی را به نادانی آسیب رسانید، آن گاه از کرده خود پشیمان گردید.

در قرآن مکرر دعوت به تفکر و تعقل می کند و یا می فرماید «افلا تعقلون» همچنین در قرآن آمده است آیَاتٌ لِّقَوْمٍ یَعْقِلُونَ ﴿ آیه 5 سوره جاثیه﴾  آیات برای کسانی است که اهل تعقلند.

 تعقل یعنی چه؟ راجع به چی فکر کنیم؟

چون دعوت به علم و تعقل در درون اسلام است لذا اسلام کامل است. اسلام یک بسته فرمول آماده نکرده تا به ما بدهد بلکه راه های تحقیق را به ما گفته است ما را ترغیب به تحقیق کرده است. گفته بروید مطالعه کنید تحقیق کنید. ما را امیدوار نیز نموده است. که اگر در طبیعت می چرخید و دنبال کشف قوانین هستی می گردید من زود نشانتان می دهم. اگر در وجود خودتان نیز به دنبال آیات هستی بگردید من زود نشانتان می دهم.

 

سَنُریهِمْ آیاتِنا فِی الْآفاقِ وَ فی‏ أَنْفُسِهِمْ حَتَّی یَتَبَیَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ أَ وَ لَمْ یَکْفِ بِرَبِّکَ أَنَّهُ عَلی‏ کُلِّ شَیْ‏ءٍ شَهیدٌ   ﴿ سوره فصلت آیه 53﴾  

بزودی آیات خود را هم در آفاق و هم در نفوس شان به آنها نشان خواهیم داد تا آشکار شود که قرآن حق است

«سنریهم» یعنی زود نشانتان می دهم. آیات را تا کجا نشان می دهم ؟ تا آن جا که بر شما روشن و واضح و آشکار و مبین شود که او بر حق است.

تا تو را راهنمائی کند به سوی حقانیت الله.

یعنی علم بی جهت نه؛ علم با جهت منفی و شیطانی نه ؛ بلکه علم با جهت که به سوی حقانیت سوق داده شده است. امروز علم در دست اربابان قدرت است و از علم علیه اخلاق، علیه انسانیت، علیه معنویت، علیه بشریت، سوء استفاده می کنند. علمی خوب است که با حلم و عمل توام باشد. علمی خوب است که علم هدایت باشد. هدایت به سوی سعادت و نه شقاوت. خداوند می فرماید طوری سراغ علم و عقل و فلسفه بروید که شما را به سمت حق و حقانیت ببرد.

خواهران و برادران امروز همه چیز در دنیا متولی دارد. اما متولی حق و حقیقت کیست و کجاست؟ نه حق من؛ حق منهای مصلحت؛ حقی که باید برویم تا بشناسیم و بفهمیم و شیفته اش بشویم نه حقی که که از قبل تعیین کرده و می خواهیم اثباتش کنیم. مدعیان حق زیادند همه مدعی اند؛ در باب ادیان و علم و فلسفه و سیاست همه مدعی هستند

شریعت است و طریقت ولی هزار افسوس   که جای نقش حقیقت در آن میان خالیست"

روزی در مجلس شیخ فضل الله نوری مجتهد معروف و ظهیرالدوله مرشد و عارف مشهور حضور یافته و به فاصله چند متری با گرفتن حریم یکدیگر نشستند. از این وضع عکسی گرفته میشود و چون آن عکس را به مرحوم شیخ الرییس (ابوالحسن میرزا قاجار متخلص به حیرت) نشان میدهند فوری این قطعه را در زیر می نویسد.

چو عکس مفتی و صوفی به صفحه ای دیدم             شگفت آمد و گفتم که جای خوشحالی است

فقیه و مرشد بنشسته در یکی مجلس                      که این مقدمه بر یک نتیجه عالیست

شریعت است و طریقت ولی هزار افسوس             که جای نقش حقیقت در آن میان خالیست"

تصویر شریعت و طریقت هست، ولی جای حقیقت خالی است. آیا می شود تمرین کنیم و حق گرا شویم؟ ممکن است برای بعضی ها سخت باشد ولی خداوند که متولی حق و حقیقت است و ناموس هستی که متولی حقیقت هستند یاری می کنند. به شرطی که به جای من و ما « او » را جایگزین کنیم و من شیطانی را کنار بگذاریم و هر چه گفتیم من بشود برای حق.

حق بسیار مظلوم است. آیا روشن تر از حق  حقیقتی که  پیامبر گفت سراغ دارید؛ آیا تا آخر تاریخ می توان آن را یافت. اسلام دین آخر است و همه چیز آن در بهترین شکلش گفته شده است. حَلَالُ مُحَمَّدٍ حَلَالٌ أبَداً إلَى یَوْمِ الْقِیَمَةِ، وَ حَرَامُهُ حَرَامٌ أبَداً إلَى یَوْمِ الْقِیَمَةِ (حدیث از امام صادق اصول کافی جلد یکم ) است. چقدر پیامبر خدمت کرد به این ها، با تعصبات اختلافات با در گیری هایی که داشتند بینشان وحدت، قدرت، موقعیت و ابهت ایجاد کرد؛ بر قدرت ها غلبه کردند. آن ها که از علم فقط سهمی در ادبیات و شعر داشتند؛ خود پیامبر را که قرآن او را ارحم الراحمین نامید دیدند.

قرآن می فرماید « ما أَنْزَلْنا عَلَیْکَ الْقُرْآنَ لِتَشْقى ‏» ﴿ سوره طه آیه 2﴾ 

در این آیه روى سخن را به پیامبر کرده، مى‏فرماید: «ما قرآن را بر تو نازل نکردیم که خود را به زحمت بیفکنى»

 

فَبِمَا رَحْمَةٍ مِّنَ اللّهِ لِنتَ لَهُمْ وَلَوْ کُنتَ فَظًّا غَلِیظَ الْقَلْبِ لاَنفَضُّواْ مِنْ حَوْلِکَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَشَاوِرْهُمْ فِی الأَمْرِ فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَکَّلْ عَلَى اللّهِ إِنَّ اللّهَ یُحِبُّ الْمُتَوَکِّلِینَ ﴿ سوره آل عمران آیه 159﴾

به سبب رحمت خداست که تو با آنها این چنین خوش خوی و مهربان هستی اگرتند خو و سخت دل می بودی از گرد تو پراکنده می شدند پس بر آنها ببخشای و برایشان آمرزش بخواه و در کارها با ایشان مشورت کن و چون قصد کاری کنی بر خدای توکل کن ، که خدا توکل کنندگان را دوست دارد

 

لَقَد جاءَکُم رَسولٌ مِن أَنفُسِکُم عَزیزٌ عَلَیهِ ما عَنِتُّم حَریصٌ عَلَیکُم بِالمُؤمِنینَ رَءوفٌ رَحیمٌ ﴿ سوره مبارکه التوبة آیه ۱۲۸﴾ 

به یقین، رسولی از خود شما بسویتان آمد که رنجهای شما بر او سخت است؛ و اصرار بر هدایت شما دارد؛ و نسبت به مؤمنان، رئوف و مهربان است!

هر کس حسابش با خودش است و مسئول خودش است « إِنَّمَا عَلَیْکَ الْبَلاَغُ وَ عَلَیْنَا الْحِسَابُ» ﴿آیه 40 سوره رعد ﴾ بر تو ابلاغ است و بر ما حساب.

این ها پیامبر و فرزندانش را دیدند ولی پس از گذشت حدود نیم قرن وقتی امام حسین ع در روز عاشورا در صف حق قرار می گیرد صد وسی هزار نفر جبهه مقابل او را تشکیل می دهند. چرا علیرغم این همه برکت و معنویت و روشنائی ، بازار حق این قدر کساد است؟

حافظ بسیار زیبا می فرماید:

زین تغابن که خزف می‌شکند بازارش       جای آن است که خون موج زند در دل لعل

خزف یعنی سفال، گل پخته شده. تغابن، یعنی زیان. لعل هم گوهر گران قیمت و کم یابی شبیه یاقوت است. می فرماید در این زمانه که تکه ای سفال بی بها، گوهر گران بها را از رونق انداخته باید دل لعل خون شود . به تعبیر دیگر دل لعل همیشه خون است چون زمانه به خزف بیشتر بها می دهد.

خذف های کنار دریا، بازار لعل یک دانه ای مثل امام حسین ع را شکستند و کساد کردند. تاریخ همیشه این گونه بوده است. چون گرایش به حق سخت است. ما گرایش ایرانی اسلامی شیعی داریم، گرایش جنس، سن، نسل جوان یا جناح راست و چپ و پولدار و فقیر داریم و طرفداران زیادی هم دارند ؛ چون در همه این ها «من» وجود دارد. شغل من، کشور من، دین من، مذهب من، نسل من ، سن من دارد. این ها حب ذات است که در همه است. مشکلات در زندگی زوجین وقتی شروع می شود که هر کدام می گوید من. دانشمندان و مشاوران و متخصصان خیلی هنر کرده اند می گویند به جای من بگوئیم ما تا مسائل حل شود. ولی ، به جای من و تو و ما بگوئیم «او» تا مشکلات حل شود. مهم این نیست که چه چیزی متعلق به من است. چه چیزی متعلق به توست ؛ مهم این است که چه چیزی متعلق به «حق» است.

برادران و پسر عمو ها هم به امام حسین ع گفتند نرو؛ ولی ایشان فرمودند : « الا ترون الی الحقِّ لا یُعمل به و الی الباطلِ لا یتناهی عنه » آیا نمی بینید که به حق عمل نمی شود و از باطل روی گردانده نمی شود.  

من که همه وجودم حق استمن همه عشقم تمرکزم هدفم سیاستم حق است چگونه آرام بنشینم؟

علی ع در دعای کمیل می فرماید: ما عذاب، سختی و حرارت آتش را تحمل می کنیم صبر می کنیم اما چگونه می توان فراق تو را تحمل کرد؟

چون وجود علی ع همه اش حق است؛ جدائی نیست سوائی نیست «کلهم نور واحد » نمی تواند خودش از خودش جدا شود. باید این «من» همه اش بشود حقیقتتا هر چی گفتیم برای من بشود برای حق. این طوری می شود در مورد معصومین ع صحبت کرد.

شیطان با همه خبرگی اش نا امید شده است. هیچ فکر کرده اید که چطور ابلیس به خدا و عزتش قسم می خورد و می گوید من همه بنی آدم را اغوا می کنم. شیطان  چهارده دلیل آورده و برای خدا عزت قائل شده است ربوبیت قائل شد است او اصولا به توحید معتقد است. می گوید: قالَ فَبِعِزَّتِکَ لَأُغْوِیَنَّهُمْ أَجْمَعِینَ ، إِلاَّ عِبادَکَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِینَ ﴿ سوره صاد آیات 83-79 ﴾ 

شیطان قسم می خورد که همگان را گمراه می کند الا بندگان مخلص خدا را ؛

یعنی کار مخلصین رد خور ندارد چون عزیزند عزیز یعنی نفوذ ناپذیر؛ مخلص صد در صد نفوذ ناپذیر است. انسان اگر همه چیزش حق شد دیگر منفذ برای شیاطین باقی نمی گذارد. شیطان راه ندارد. یک موقع است راهی را می رود ولی موفق نمی شود ولی شیطان بر فرد مومن راه ندارد. مثل معصومینی هستند که به جهنم می روند؛

وَإِنْ مِنْکُمْ إِلا وَارِدُهَا کَانَ عَلَی رَبِّکَ حَتْمًا مَقْضِیًّا  ﴿سوره مریم آیه 71﴾ 

«همه شما (انسانها بدون استثناء) وارد آن می شوید، این امر حتمی و فرمانی است قطعی از پروردگارتان»

 برای چه همه وارد جهنم می شوند؟

همه وارد جهنم می شویم برای آنکه از طرف دیگر به بهشت برویم. چون خدا خلق کرده برای آنکه جود کند لطف کند رحمت رساند. خداوند عقده ای نیست؛ ما را خلق نکرده تا عذاب دهد و بعد لذت ببرد؛ بلکه خلق کرده تا به بهشت ببرد. اگر کسی آلوده به گناه باشد نمی تواند وارد بهشت شود. چون بهشت پاستوریزه و پاک است. لذا فرموده اند مواظب باشید به میکروب گناه آلوده نشویدچون ضد عفونی شدن سخت است عذاب دارد.

کینه، حسادت، دروغ و تقلب میکروب های روح است. اگر با آلودگی وارد قیامت شوید باید ابتدا وارد جهنم شوید تا آلودگی ها بسوزد. جهنم جائی است که هر چیزی غیر از انسان می سوزد؛ هر چیزی غیر از نور و حقانیت می سوزد؛ نا خالص نباید به بهشت برود یعنی باید از جنس نور و رحمت و برکت و صمیمیت و محبت بود تا بتوان به بهشت رفت. لذا بهشتیان روبروی یکدیگر می نشینند و می گویند سلاماً سلاما و در آن جا « لا یسمعون فیها لغواً و لا کذابا» هیچ لغو و دروغی از آن ها شنیده نمی شود؛ همه روابط احسن است. پس باید منشا و مبنا رابطه های بد و کثیف و ناپاک در وجود ما از بین برود. مثل حس حسادت، کینه، دروغ، عشق به پستی ها؛ دنیا باید در وجود ما بسوزد؛

پاک شدن یا در سکرات موت است یا در برزخ است یا در  روز قیامت است؛ که برای بعضی ها پنجاه هزار سال طول می کشد. بالاخره باید بسوزد. اگر در همه این مسیر و پنجاه هزار سال روز قیامت نسوخت در جهنم باید بسوزد. جهنم مظهر رحمت خداست چون ناپاکان را پاک می کند و هر چه غیر انسانیت و نور و روح و معنویت را می سوزاند.

بیانی که در قرآن تحت عنوان انذار ( هشدار) آمده است، انذار از جمع آوری سوختنی است. هشدار می دهد ماده سوختنی جمع نکنید به ماده سوختنی آلوده نشوید می خواهد فقط همین را بگوید. همه حرف های ترساننده، جهنم، عذاب، اعلام خطر و ورود ممنوع ها (که جوان ها خوششان نمی آید می گویند دین اسلام همه اش عبور ممنوع است آزادی نیست محدودیت است) جاهائی است که می خواهی آلوده شوی لذا قرآن می گوید ممنوع است.

لذات منقطع تبعاتش باقی است. (حضرت علی ع می فرمایند: قطع شدن لذّتها و بر جای ماندن گناهان را به یاد داشته باشید).

 این جا چند سال خوشی است و چندین برابر آن طرف عذاب است آیا می صرفد آخرت حتمی و جاوید و بهشت ناب را فدای دنیای موقت کنیم؟

الان علم پیشرفت کرده لباسی را می سازد که در آتش هم نسوزد. این لباس محافظ چیست که انسان را از آتش حفظ می کند. این لباس تقواست لذا قرآن تاکید می کند اتقوالله یعنی  «من الهی» را حفظ کن.

روز قیامت چقدر باید در جهنم بمانیم؟

در روز قیامت باید آن قدر در جهنم بمانیم تا که همه سوختنی ها بسوزد و تمام شود. هر موقع تمام شد بفرمائید بهشت! معصومین ع نفوذ ناپذیرند و سوختنی ندارند که در جهنم بسوزند پس معطل شان نمی کنندچون خدا کار لغو نمی کند

از رسول خدا (ص) در حدیثی نقل شده که فرمود:

 فاما الذین سبقوا فاولئک یدخلون الجنة بغیر حساب و اما الذین اقتصدوا فاولئک یحاسبون حسابا یسیرا و اما الذین ظلموا انفسهم فاولئک الذین یحبسون فی طول المحشر

آنانی که در ایمان و عبادات و طاعات و کارهای نیک بر دیگران پیشی گرفته‏اند بدون محاسبه وارد بهشت می‏شوند و افراد میانه که محرمات را ترک کرده و واجبات را انجام داده‏اند و احیانا مبتلا به گناهان صغیره مبتلا شده‏اند، حساب یسیر و آسان با آنان می‏شود. اما آنانی که با گناهان و معاصی و با بی‏تفاوتی نسبت به دستورات پروردگار به خود ستم روا داشته‏اند، محاسبه آنان در طول مدت محشر به درازا می‏کشد.

اگر دنبال حق و حقانیت بروید خدا یاری می کند؛ خداوند یکصد و بیست و چهار هزار پیامبر را برای هدایت انسان ها فرستاده است پس اگر قدمی برداریم دستمان را می گیرد.

[ پنجشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳٩٤ ] [ ٦:٠۱ ‎ق.ظ ] [ محمودی نژاد- میرمحمدی - خجسته صفا ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

این وبلاگ کوششی است از جمعی دوست دار اهل بیت که می خواهند در تب و تاب زندگی مادی مخاطب شکوه پیامبر در آیه «یا رَبِّ إِنَّ قَوْمِی اتَّخَذُوا هذَا الْقُرْآنَ مَهْجُوراً » نباشند. جمع صمیمی ما ماهانه در قالب هیئت امام زمان به پای سخن اهل معنا می نشیند تا معارف دینی را به جان بشنود در آیات تدبر کند و به آموزه های دینی عمل نماید.
موضوعات وب
آرشيو مطالب
امکانات وب