معارف دینی
قالب وبلاگ

از عظمت علی علیه السلام خیلی شنیده ایم. از گفتن و شنیدن کم و کسری نداریم . کم و کسری در رفتار هاست ؛ در تطبیق هاست؛ ما باید خودمان را تطبیق دهیم. این که علی علیه السلام به چه چیزی راضی است کافی نیست؛ اینکه امام حسین علیه السلام شب عاشورا توصیه کردند و حجت را برداشتند و فرمودند این ها به دنبال من هستند رها کنید و بروید ؛ کافی نیست؛

آدم های رند دنبال رضایت آن ها نیستند؛ دنبال راهی هستند که آن ها رفته اند؛ اصحاب در شب عاشورا حرف ها را از امام حسین علیه السلام شنیدند اما زرنگ بودند گفتند ما پای تو ایستاده ایم و دنبال تو می آئیم. هر کاری خودت بکنی ما هم انجام می دهیم. عاشقان اهل محاسبه نیستند، اهل معامله هم نیستند.

همه زیبائی آن به الذین یومنون بالغیب است؛ این انتخاب عاشقانه است؛ والا اگر شهود شد و انسان نفع و ضرر را تشخیص دهد همان را انجام می دهد؛ عقل محاسبه گر و معامله گر در این مواقع مشکلی ندارد.  می دانید چرا ما قرآن داریم نهج البلاغه داریم پیامبر و دوازده امام و  پانصد و پنجاه هزار جمله آسمانی داریم ولی وقتی نگاه می کنیم می بینیم با بقیه دنیا فرقی نداریم. مثل بقیه قاطی بقیه داریم زندگی می کنیم؛ تازه سر جمع که حساب کنیم نسبت به خیلی جوامع مشکلات اقتصادی، اخلاقی، اعتقادیمان بیشتر است. چرا ؟

اگر یکی به شما بگوید اگر دینتان بهترین است خاصیتش کو؟ چه تاثیری داشته است؟ کارهای مهم تان چیست؟ عظمت وجودی تان کجاست؟ با انسان های دیگر چه فرقی دارید؟ آیا اختلاف خانوادگی دارید؟  طلاق هم می دهید؟ در اقتصادتان مشکل هم هست؟ اجحاف و مغبونیت هم هست؟ در جامعه تان معتاد هم پیدا می شود؟  اگر همه جواب ها بله باشد به این جا می رسد که شما هم مثل بقیه دنیا هستید!!

آیا اصلا قرآن را می خوانید؟ این قرآن تان چه می گوید می گوئیم نمی دانیم ما عربی اش را می خوانیم معنی اش را نمی فهمیم! سوال می کند این زیارت هایی مثل زیارت امین الله و دعای کمیل چی می گوید؟ می گوئیم ما نمی دانیم چه می گوید؛ ولی قشنگ است می خوانیم و خوشمان می آید.  

 پس این چیز هائی که می گوئید نظیر نهج البلاغه در زمین و آسمان نیست؛ دوازده الگو و پیشوا و الگو هائی مثل خانم فاطمه ع و حضرت زینب س دارید و مقبره های با عظمت برای این ها می سازید و هزینه می کنید و می روید و می آئید نتیجه اش چه می شود؟ بالاخره تو انسان تغییر می کنی یا نه؟ بالاخره این گلی که می گوئی بویش کو؟ این درختی مثمری که تو می گوئی میوه اش کو؟ این دینی که تو می گوئی خروجی اش چیست؟ می مانیم چه بگوئیم.

واقعیت این است که اول باید بدانیم این ها چه گفته اند؟ راجع به چیزهائی که گفته اند فکر کنیم.

بزرگترین مظلومیت امامان ما این است که آن ها را درک نکرده ایم و معانی جملات شان را نفهمیده ایم! ایشان را دوست داریم آن ها نیز ما را دوست دارند ولی ان طور که می خواهند رفتار نمی کنیم.

ما همانطور که امام راحل را می بینیم علی ع را در آینه ای کوچکتر می بینیم. امام راحل یک جزء بسیار کوچک از علی ع است. این می شود معرفی علی ع و عظمت علی ع

ما اگر امروز مشکلاتی داریم باید بیشتر سعی کنیم تا به خواسته های اهل بیت پیامبر نزدیک تر شویم. اگر ما لایق باشیم  امامان به ما افتخار خواهند کرد همانگونه که به شیعیان شان نظیر سلمان و ابوذر و علامه قاضی و علامه طباطبائی افتخار می کنند.

 

متن کامل سخنرانی دکتر علی مظفری را در ادامه مطلب بخوانید

فایل صوتی سخنرانی دکتر علی مظفری با عنوان چگونه شیعه واقعی باشیم را از اینجا دانلود کنید


یَا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَیْکَ مِن رَّبِّکَ وَإِن لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللّهُ یَعْصِمُکَ مِنَ النَّاسِ

در آیات تلاوت شده پیامبر ابلاغ کردند که جانشین من علی است.

اهل سنت هم گفتند آیه در شان علی ع نازل شده است و اصولا روایت غدیر را بیشتر از شیعه نقل کرده اند و بسیاری از ماخذ اصلی این روایت به کتب اهل سنت بر می گردد منتهی می گویند ولایت معنی دوستی می دهد.

اگر کسی بخواهد چیزی را درست نفهمد می تواند دلائل درست کند و اگر هم بخواهد چیزی را درست بفهمد شواهد و قرائن را می یابد. اصولا جریان هستی همه اش حق است و انسان در تحقیق کمک می گیرد؛ ولی اگر بخواهد مسیر باطل را برود « ان الباطل کان زهوقا»؛ باطل ماهیتاً رفتنی است.

اتفاقی که در غدیر افتاد چیزی نیست که بخواهد علی ع را بالا ببرد. امام راحل حرف متفاوتی زدند ایشان گفتند این غدیر نیست که امام علی ع را بزرگ کرد بلکه علی ع است که غدیر را بزرگ کرد. انسان های بزرگ در هر کسوتی بنشینند آن را بزرگ می کنند. آن کسانی که اسلام را کوچک کردند انسان های کوچکی بودند که در مسند پیامبر بزرگ نشستند. انسان هایی که کوچک می اندیشیدند و کوچک می خواستند اسلام را کوچک کردند.

شما اگر کسی را که طبعش کدخدا است رئیس جمهور بگذاری اول آن مملکت را ده می کند بعد می شود دهدار؛ آن کسی هم که طبعش بزرگ است اگر کدخدایش کنی اول ده را کشور می کند و بعد رئیس جمهور  می شود. این یکی از غربت ها و مظلومیت های اسلام است که با همه عظمت و بزرگی اش دست انسان های کوچک افتاد.

اینکه خداوند فرمود «انی جاعل فی الارض خلیفه» ؛ این خلیفه کیست؟ کسی است که « إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمَانَةَ عَلَى السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالْجِبَالِ فَأَبَیْنَ أَنْ یَحْمِلْنَهَا وَأَشْفَقْنَ مِنْهَا وَحَمَلَهَا الْإِنْسَانُ»   72 سوره احزاب

این انسان کیست که امانت الهی  را تحمل کرد؟ در سوره دهر یا انسان که در مورد حضرت علی ع است به انسان اشاره می کند. انسان یک زمانی چیز قابل ذکری نبوده است اما در سایه سنت های الهی و قوانین اسلام، عظمت را به دست می آورد. انسان کرامت ذاتی دارد ولی با کرامت های اکتسابی خود را رشد می دهد. خداوند کرامت های ذاتی را به همه انسان ها داده است. بعضی ها سرمایه های انسانی را هدر می دهند و اسراف می کنند و از بین می برند؛ بذر های بسیار متعالی را که خداوند در نهاد انسان قرار داده صرف چیزهای کوچک می کنند. یعنی انسان باید خدا را بخواهد ولی خرما را می خواهد. انسان ذاتی دارد که خدا را می خواهد و حتی می تواند به جای خدا کار خدائی کند؛ ولی چیزهای کوچک را می خواهد. این توضیح در پاسخ کسانی است که می گویند دین ما را محدود می کند و دائم ممنوعیت ها را به ما می گوئید در صورتی که پیامبران آمده اند به ما بگویند نباید قانع باشیم. همه انبیاء الهی آمده اند به ما بگویند دنیا کم است و به کم قانع نباشید. آن کمالی که به دنبالش هستید خداوند است. جای زیبا و قشنگی که دنبالش می گردید همان بهشت است و پیامبران  آمده اند آدرس آن ها را بدهند و دستیابی ما را تسریع کنند.

اینکه یک آدم کوچک با خواست های کوچکی مثل پول، حکومت دنیوی، موقعیت، رفاه، لذت، شهوت بر مسند پیامبر که محبط وحی الهی بوده است بنشیند نمی تواند حکومت الهی را در عرض زمان ، زمین بلکه در طول زمان پیاده کند. این ها عامل بی بصیرتند

إمامُ الصّادقُ علیه السلام می فرمایند:

العامِلُ عَلى غَیرِ بَصیرَةٍ کَالسّائرِ عَلى غَیرِ الطَّریقِ ، و لا یَزیدُهُ سُرعَةُ السَّیرِ مِنَ الطَّریقِ إلاّ بُعدا .

امام صادق علیه السلام : کسى که بدون بینش عمل کند، همچون کسى است که در بیراهه رود، چنین کسى هر چه تندتر رود، از مسیر اصلی دورتر می شود.

اشکال می گیرند علی ع به جنگ های داخلی پرداخت. دلیلش این است که داخل آفت خورده است. وقتی داخل اصلاح نشود ما چه چیزی را به پیش می بریم؟ چیزی را که آفت خورده تکثیر می کنیم؛ بذری که آفت خورده را ابتدا باید اصلاح کرد و سپس آن را تکثیر کرد. این آفت حتی اگر در داخل حکومت باشد باید اول آن را اصلاح کرد. علی ع  که شوق کشور گشائی و شهرت نداشت؛ دردش درد دین بود. آن چیزی که او می خواست احیای سنت خدا بود؛ همان که امام حسین ع نیز در دلائل نهضتش فرمود.

فرمود آیا نمی بینید به حق عمل نمی شود و از باطل نهی نمی شود. من برای امر به معروف و نهی از منکر آمده ام. حضرت علی ع علت پذیرش حکومت را چهار چیز بیان کردند؛ فرمودند :

لنُظْهِرَ الْإِصْلَاحَ فِی بِلَادِکَ

 اصلاحات را در شهرها آشکار کنم

نَرِدَ الْمَعَالِمَ مِنْ دِینِکَ

 نشانه های دین تو را باز گردانم

وَ تُقَامَ الْمُعَطَّلَةُ مِنْ حُدُودِکَ

 دستورات تعطیل شده را دوباره راه بیندازم

فَیَأْمَنَ الْمَظْلُومُونَ مِنْ عِبَادِکَ

 حق مظلومان را هم بگیرم.

وقتی انسانی بر نظامی حاکم بشود که آن نظام بر مسیر حرکت انبیاء نیست؛ خیلی ها مظلوم واقع می شوند.

مشابه بیان حضرت علی را امام حسین ع در علت قیام خود بیان کرد و اصولا زبان حال همه ائمه است.

 آیا علی ع نفرمود :

تقدیمِ الاَراذِلِ وَ تَاخیرِ الاَفاضِلِ

وقتی اراذل را بر افاضل ترجیح بدهیم و اراذل سر کار بیایند این گونه می شود که پس از گذشت قرن ها، تعصب به خرج می دهند برای اینکه ثابت کنند حکومت شان درست بوده است. مگر چند سال گذشت تا حکومت به یزید رسید؟ مگر یزید که بود؟ یزید عنصر پیچیده ای نبود. عنصری هوس باز و زن باره و میمون باز و سگ باز و شراب خوار و بی دین بود. یزید با این مشخصات در زمانی به حکومت رسید که هنوز کسانی که پیامبر را درک کرده بودند حضور داشتند. این اتفاقات ممکن است رخ دهد وانسان های کوچک بر مسند پیامبر بنشینند . باید از تاریخ عبرت بگیریم. چگونه از تاریخ عبرت بگیریم؟ مراقب باشیم کارهای بزرگ دست آدم های کوچک نیفتد. برای مثال اگر ما به شیعه بودن که پیرو علی ع و ائمه هستند شهره هستیم مراقب باشیم این امانت بزرگ که دست ما سپرده شده است ، خودمان کوچک نباشیم.

آن جا که امام صادق علیه السّلام فرمودند: یا مَعْشَر الشِّیعَةِ إنَّکمْ قَدْ نُسِبْتُمْ إلَینا کونُوا لَنا زَیْناً وَ لا تَکونُوا عَلَیْنا شَیْناً.

ای شیعیان، شما به ما منسوب هستید، پس مایه زینت ما باشید نه مایه آبرو ریزی ما. مشکاة الأنوار، ص 67

همین که تشیع و حتی اسم و عنوان تشیع نزد ما امانتی است ارزش آن را بدانیم مراقب باشیم مایه آبرو ریزی نشویم.

مگر در دنیا چند نفر هستند که قرآن را ندارند و ما داریم؛ چند نفر هستند که پیامبر اکرم ص را ندارند و ما داریم؛ چند نفر هستند که علی مرتضی ع  و حضرت زهرا ع و دوازده امام و نهج البلاغ و نهج الفصاحه را ندارند و ما داریم. ارزش این ها چقدر است؟

 ببینید یک جمله ای حضرت علی فرمودند :

اِعرفِ الْحقَّ تَعرِف أهلَهُ و اِعرفِ الباطل تَعرِف أهلَهُ

طه حسین نویسنده اهل سنت مصری می گوید بعد از آیات قرآن جمله ای با این عظمت نخوانده ام و جرداق مسیحی می گوید دویست بار نهج البلاغه را خواندم تا در باره علی چیزی بنویسم. ما راجع به حضرت علی چه می دانیم؟ مگر نمی گوئیم پیامبر گفت الحق مع علی و علی مع الحق؛ از این جمله بالاتر چه چیزی در مورد علی می خواهیم؟ هر جا حق است علی است و هر جا حق است علی است. از این معیت بالاتر چه می خواهیم؟

خود ایشان فرمودند انی أعْلَمُ بِطُرُقِ السَّمَاءِ مِنّی‌ بِطُرُقِ الارْضِ من به راه های آسمان آشناترم تا راه های زمینی.

این عظمت ها را کسی درک می کند که وجودش عظمتی پیدا کرده باشد. علی ع با این همه عظمت امام ماست و خیلی از ایشان شنیده ایم. از گفتن و شنیدن کم و کسری نداریم . کم و کسری در رفتار هاست ؛ در تطبیق هاست؛ این که ما باید خودمان را تطبیق دهیم. این که علی ع به چه چیزی راضی است کافی نیست؛ اینکه امام حسین ع شب عاشورا توصیه کرد که این ها دنبال من هستند ، حجت را بر شما برداشتم شماها رها کنید و بروید ؛ راضی است، حجت هم برداشته و توصیه هم می کند؛ نه کافی نیست. آدم های رند حتی دنبال رضایت آن ها نیستند؛ دنبال راهی هستند که آن ها رفته اند؛ اصحاب در شب عاشورا حرف ها را از امام حسین ع شنیدند اما زرنگ بودند گفتند ما پای تو ایستاده ایم و دنبال تو می آئیم. هر کاری خودت بکنی ما هم انجام می دهیم. عاشقان اهل محاسبه نیستند، اهل معامله هم نیستند. همه زیبائی آن به الذین یومنون بالغیب است؛ این انتخاب عاشقانه است؛ والا اگر شهود شد و انسان نفع و ضرر را تشخیص دهد همان را انجام می دهد؛ عقل محاسبه گر و معامله گر با در این مواقع مشکلی ندارد.  خداوند آن بزرگوار رحمت کند که در ذیل آیه اول سوره دهر یا انسان فرمود :  

هَلْ أَتی‏ عَلَی الْإِنْسانِ حینٌ مِنَ الدَّهْرِ لَمْ یَکُنْ شَیْئاً مَذْکُوراً   (آیه  1 سوره انسان)

می فرمود این آیه تکریم و تعظیم انسان است و تحقیر انسان نیست. این که انسان یک زمانی چیز قابل ذکری نبوده است یعنی این که انسان این قدر بزرگ است که نمی شود ذکر کرد. پیامبر ص فرمودند: ذکر علی عباده؛  یاد کردن امیرالمومنین علی ع عبادت است؛ (یاد علی به هر نحوی باشد، تعظیم او، و پیروی از او و علامت تدیّن انسان است.)

آیا می شود علی را یاد کرد یا نه؟ هر چه قدر علی را که یاد می کنیم بزرگ است همان قدر عبادت است. علی من با علی شما با علی آیت الله بهجت با علی علامه قاضی با علی سلمان فارسی فرق می کند. علی مان را بزرگ تر کنیم و نهج البلاغه مان و قرآن مان را هم بزرگ تر کنیم.

می دانید چرا ما قرآن داریم نهج البلاغه داریم پیامبر و دوازده امام و  پانصد و پنجاه هزار جمله آسمانی داریم ولی وقتی نگاه می کنیم می بینیم با بقیه دنیا فرقی نداریم. از یک نظرهایی یک عده بالاتر یک عده پائین تر و ما آن وسط هائیم، مثل بقیه قاطی بقیه داریم زندگی می کنیم؛ تازه سر جمع که حساب کنیم نسبت به خیلی جوامع مشکلات اقتصادی، اخلاقی، اعتقادیمان بیشتر است. لازم نیست آمار منفی را بگوئیم همه می دانیم.

پس چی؟ یکی به شما بگوید می خواهم راجع به شیعه تحقیق کنم؛ آیا دینتان بهترین است؟ می گوئیم بله؛ می گوید خاصیتش کو؟ بگو ببینم چه تاثیری داشته است؟ اگر او را به دیدن متدینین و جامه متدین خود ببریم و او سوال کند شغل تحصیلات و کارهای مهم تان چیست؟ عظمت وجودی تان کجاست؟ با انسان های دیگر چه فرقی داری؟

آیا اختلاف خانوادگی دارید؟ می گوئیم بله ! سوال می کند طلاق هم می دهید می گوئیم بله! در اقتصادتان مشکل هم هست؟ اجحاف و مغبونیت هم هست؟ می گوئیم بله این ها هم هست! سوال می کند در جامعه تان معتاد هم پیدا می شود می گوئیم بله! سوال می کند مشکلات شما مثل مشکلات بقیه است؟ می گوئیم بله ! خلاصه اینکه هر چه می پرسد به این جا می رسد که شما هم مثل بقیه دنیا هستید!!

بالاخره این دین برتر از تو انسان برتر ساخته است یا نه؟ یا این دین هم سوژه ای است مثل شعر حافظ و سعدی، تفنن و سرگرمی و دور همی که در چهارشنبه سوری و شب یلدا دور کرسی برای هم شعر بخوانیم و فندق بشکنیم.

آیا اصلا قرآن را می خوانید؟ می گوئیم بله ختم قران داریم؛ ماه رمضان قرآن ختم می کنیم، بعضی هر پنج شش روز یک بار قرآن ختم می کنند. بعد می گوید این قرآن تان چه می گوید می گوئیم نمی دانیم ما عربی اش را می خوانیم معنی اش را نمی فهمیم! سوال می کند این زیارت هایی مثل زیارت امین الله و دعای کمیل چی می گوید؟ می گوئیم ما نمی دانیم چه می گوید؛ ولی قشنگ است، می خوانیم و خوشمان می آید.  

 پس این چیز هائی که می گوئید نظیر نهج البلاغه در زمین و آسمان نیست؛ دوازده الگو و پیشوا و الگو هائی مثل خانم فاطمه ع و حضرت زینب س دارید و مقبره های با عظمت برای این ها می سازید و هزینه می کنید و می روید و می آئید نتیجه اش چه می شود؟ بالاخره تو انسان تغییر می کنی یا نه؟ بالاخره این گلی که می گوئی بویش کو؟ این درختی مثمری که تو می گوئی میوه اش کو؟ این دینی که تو می گوئی خروجی اش چیست؟ می مانیم چه بگوئیم.

واقعیت این است که اول باید بدانیم این ها چه گفته اند؟ راجع به چیزهائی که گفته اند فکر کنیم.

قسم به خدا، با تمام اعتقادم می گویم بزرگترین مظلومیت امامان ما این است که آن ها را درک نکرده ایم و معانی جملات شان را نفهمیده ایم! بزرگ ترین مظلومیت شان این است که بین محبان شان غریب اند!  این خیلی دل سوزی دارد. ایشان را دوست داریم آن ها نیز ما را دوست دارند ولی ان طور که می خواهند رفتار نمی کنیم.

دوست داشتن خیلی خوب است. امام باقر ع فرمود : «هل الدّین الّا الحبّ و البغض»

آیا دین غیر از حب و بغض است؟

حب و بغظ حقیقی از دل به ذهن می زند (می شود تشخیص  و انتخاب) و از ذهن به جوارح و اندام وارد می شود ( می شود رفتار و عمل).

ما همانطور که امام راحل را می بینیم علی ع را در آینه ای کوچکتر می بینیم. تصویر آینه می گوید من پیرو علی هستم؛ کوچک شده او هستم. می گوئیم خوب ای امام تا حدودی تو را شناختم. می گوید من را دیدی من یک جزء بسیار کوچک از علی هستم. این می شود معرفی علی ع و عظمت علی ع

ما اگر امروز مشکلاتی داریم باید بیشتر سعی کنیم تا به خواسته های آن ها نزدیک تر شویم. اگر ما لایق باشیم  امامان به ما افتخار خواهند کرد همانگونه که به شیعیان شان نظیر سلمان و ابوذر و علامه قاضی و علامه طباطبائی افتخار می کنند.

ما وقتی می گوئیم الحمدالله الذی جعل من المتمسکین به ولایت علی بن ابیطالب، انشالله همین را به خودمان تلقین کنیم تا همین گونه نیز بشود. البته ما اولین اعتصام را جسته ایم و توسل و تمسک کرده ایم و طناب تشیع را گرفته ایم. ولی آیا وقتی این نعمت را شکر می کنیم توجه داریم این نعمت چیست؟ خداوند فرمود: « إِن تَعُدُّواْ نِعْمَتَ اللّهِ لاَ تُحْصُوهَا» (سوره ابراهیم آیه 34)؛ اگر همه انسان ها با هم جمع شوید نمی توانید نعمت های من را بشمارید.

در جائی دیگر خداوند می فرماید « الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَرَضِیتُ لَکُمُ الإِسْلاَمَ دِینًا » امروز دین تان دین کامل شد و نعمت را بر شما تمام کردم؛ و راضی شدم اسلام دین شما باشد. مگر چه اتفاقی افتاده است؟ حضرت علی ع منصوب شده است؛ یعنی علی ع متمم نعمت الهی است. او فقط یک نعمت نیست بلکه تمام کننده نعمت الهی است؛ کامل کننده دین است. او و جانشینی او بر پیامبر ص نشاندهنده رضایت خدا از دین ماست. خوب اگر ما این نعمت با عظمت را بفهمیم شکرش نیز باید متناسب با این عظمت باشد با یک جمله الحمدالله حل نمی شود، باید شکر متناسب با نعمت باشد.

علمای اخلاق گفته اند شکر یعنی استفاده از نعمت در جهت خواست منعم ؛

حالا نعمت وجود علی ع و عید غدیر شکرش این است که ببینیم خدا از این که علی ع را به ما داد چه می خواهد و چه انتظاری دارد؛ آن را برآورده نمائیم. ما باید خودمان را بالا ببریم و کامل کنیم. انسان شیعه علی باید با غیر شیعه علی فرق کند در ارتباط با فرزندان و همسرش، مشتری هایش، همسایه اش، ارباب رجوعش، در حضور سیاسی و فرهنگی و اقتصادی اش در جامعه؛ در حل مسئله اش در آرمان هایش در خلاقیت و تفکرش و در خواسته هایش، در وسعت روحش و در عظمت وجودش بزرگ بخواهد و بزرگ باشد. اگر ما کسی مثل حضرت علی ع و نهج البلاغه داریم سراغ کسان دیگر و کتب رمان برویم جفا کرده ایم. ما اگر آن بزرگواران را داریم باید سریع از مشکلات کوچک عبور کنیم و به مشکلات بزرگ برسیم مشکل بزرگ یعنی چرا جامعه بشری هدایت نمی شود؛ مشکل بزرگ یعنی چرا مسلمانان در دنیا متحد نمی شوند مشکل بزرگ یعنی چرا آینده نگری درستی برای فردایمان نداریم.

خدایا ما را همواره به راه راست هدایت فرما؛ عشق و محبت پیامبر ص و امیرالمومنین ع و معصومین ع را در دل ما مستمراً افزون بگردان؛ ما را با عشق این ها بمیران؛ روز قیامت از بزرگواری و شفاعت اینان برخوردارمان بگردان؛ خدایا چشمان مشتاق ما را به جمال نورانی آقا امام زمان ع منور بفرما؛ قلب مبارکش از ما خشنود و راضی بگردان؛ ما را از سربازان رکابش محسوب بدار؛ زمینه های ظهورش فراهم بگردان

[ جمعه ۱٠ مهر ۱۳٩٤ ] [ ۱:٤۱ ‎ق.ظ ] [ محمودی نژاد- میرمحمدی - خجسته صفا ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

این وبلاگ کوششی است از جمعی دوست دار اهل بیت که می خواهند در تب و تاب زندگی مادی مخاطب شکوه پیامبر در آیه «یا رَبِّ إِنَّ قَوْمِی اتَّخَذُوا هذَا الْقُرْآنَ مَهْجُوراً » نباشند. جمع صمیمی ما ماهانه در قالب هیئت امام زمان به پای سخن اهل معنا می نشیند تا معارف دینی را به جان بشنود در آیات تدبر کند و به آموزه های دینی عمل نماید.
موضوعات وب
آرشيو مطالب
امکانات وب