معارف دینی
قالب وبلاگ

الگو برداری عملی از زندگی حضرت علی ع

ما در باره فضیلت امیرالمومنین ع زیاد خوانده و شنیده ایم . جملات هم بر در و دیوار زیاد است. اگر جامعه ی ما علی وار باشد جامعه ای متعالی و اخلاقی و معنوی و جامعه ای عابد و سالم خواهد بود. اگر بیگانه ای از ما و جامعه ما سوال کند آیا از این بزرگان شما می توان الگو گرفت؟ آیا فائده ای دارند ؟ چه بگوئیم؟

مولا علی ع در زندگی عملی ما کجاست؟

ما باید معصومان ع را نه فقط در دل و زبان بلکه در اقدام و عمل وارد زندگی خود بکنیم. آیا می شود سبک زندگی مان را از علی ع الگو بگیریم؟ آیا سبک ایشان در حوزه های نظامی، قضائی و حقوقی، سبک خانوادگی، اقتصادی، سیاسی و در تعاملات اجتماعی و حتی سبک خود سازی و عبادی و سبک کار عبادی و علمی و تحقیقاتی ایشان در جوامع پیچیده و تکنولوژیک و با حضور شبکه های گسترده امروز قابل پیاده سازی است؟ ما معتقدیم سبک زندگی حضرت علی ع را در اقدام و عمل می شود پیاده و اجرا کرد.

برای اینکه سیره و سبک مولا علی را وارد زندگی امروزی خود کنیم باید تکنولوژی را از آن منها کنیم. تکنولوژی  و دانش در هر دوره ای متفاوت است و دائم در تغییر است. امروز با ابزاری سرو کار داریم که در آن روز نبوده است. ما باید اصول و سبک ها را تا آن جا که دست و گوش و زبان و چشم به کار می آید اختیار کنیم و متناسب با ابزار روز و مقتضیات زمان آن را پیاده سازی نمائیم. می شود اصول اساسی که حضرت علی ع داشتند استفاده کرد و در تمام ادوار آن ها را پیاده سازی کرد. لذا باید خیلی کار کرد و زحمت کشید تا الگوها و سبک های دینی کاربردی شوند و آن ها را وارد اهداف، برنامه ها، شیوه ها، استراتژی ها، و سازوکارها و ارزیابی ها  و همه عرصه های زندگی فردی و اجتماعی و تعاملات بین المللی بکنیم.

 

متن کامل سخنرانی دکتر علی مظفری  را در ادامه مطلب بخوانید

فایل صوتی سخنرانی دکتر علی مظفری را از اینجا دانلود کنید


 

الگو برداری عملی از زندگی حضرت علی ع

ما در باره فضیلت امیرالمومنین ع زیاد خوانده و شنیده ایم . جملات هم بر در و دیوار زیاد است. اگر جامعه ی ما علی وار باشد جامعه ای متعالی و اخلاقی و معنوی و جامعه ای عابد و سالم خواهد بود. اگر بیگانه ای از ما و جامعه ما سوال کند آیا از این بزرگان شما می توان الگو گرفت؟ آیا فائده ای دارند ؟ چه بگوئیم؟

مولا علی ع در زندگی عملی ما کجاست؟

ما باید معصومان ع را نه فقط در دل و زبان بلکه در اقدام و عمل وارد زندگی خود بکنیم. آیا می شود سبک زندگی مان را از علی ع الگو بگیریم؟ آیا سبک ایشان در حوزه های نظامی، قضائی و حقوقی، سبک خانوادگی، اقتصادی، سیاسی و در تعاملات اجتماعی و حتی سبک خود سازی و عبادی و سبک کار عبادی و علمی و تحقیقاتی ایشان در جوامع پیچیده و تکنولوژیک و با حضور شبکه های گسترده امروز قابل پیاده سازی است؟ ما معتقدیم سبک زندگی حضرت علی ع را در اقدام و عمل می شود پیاده و اجرا کرد.

برای اینکه سیره و سبک مولا علی را وارد زندگی امروزی خود کنیم باید تکنولوژی را از آن منها کنیم. تکنولوژی  و دانش در هر دوره ای متفاوت است و دائم در تغییر است. امروز با ابزاری سرو کار داریم که در آن روز نبوده است. ما باید اصول و سبک ها را تا آن جا که دست و گوش و زبان و چشم به کار می آید اختیار کنیم و متناسب با ابزار روز و مقتضیات زمان آن را پیاده سازی نمائیم. می شود اصول اساسی که حضرت علی ع داشتند استفاده کرد و در تمام ادوار آن ها را پیاده سازی کرد. لذا باید خیلی کار کرد و زحمت کشید تا الگوها و سبک های دینی کاربردی شوند و آن ها را وارد اهداف، برنامه ها، شیوه ها، استراتژی ها، و سازوکارها و ارزیابی ها  و همه عرصه های زندگی فردی و اجتماعی و تعاملات بین المللی بکنیم.

سیره و سبک مولا علی ع تابلو و و یترین برجسته اسلام است. هر جا اسلام است علی هست . برای این جلسه چندین تیتر و عنوان اصلی که قابل الگو برداری از زندگی مولا علی ع است را از نهج البلاغه انتخاب کرده ام :

1-      حضرت علی ع از اینکه حیوانات را الگوی زندگی خود قرار دهیم ما را پرهیز می دادند؛ منظور از زندگی حیوانی همان زندگی توام با شهوت، غضب و خوردن و خوابیدن و تکثیر نسل است. این سخن در مقابل فلاسفه مشهوری است که گفته اند ما باید زندگی خود را از حیوانات الهام بگیریم؛ فیلسوفی که می گوید انسان حیوانی تمام عیار است ناظر بر همین معناست.

الان در کشورهای پیشرفته اموزش های خوبی داده می شود اینکه مردم چگونه به رفاه برسند وچگونه رفاه شخصی و رفاه عمومی داشته باشند از امنیت عمومی و بهداشت عمومی برخوردار باشند؛ منظور از رفاه، پول، ثروت و تکنولوژی، لذت بردن، داشتن زندگی اجتماعی، کامیاب شدن، مشکل نداشتن، خونسرد بودن، عصبانی نشدن، و برخورداری از سلامتی بدنی و سلامتی روان است. یاد می دهند چه کار کنند تا غم و غصه نخورند، چگونه از وقت خود برای لذت بردن خوب استفاده کنند. چگونه شاد و با نشاط باشند، یا اینکه چگونه محیط زیست را حفظ کنند.

چگونه تمیز و پاکیزه باشند؛ به هم لبخند بزنند و از هم عذر خواهی کنند. به هم محبت کنند و قوانین را اجرا کنند. خلاصه آدم ها یاد می گیرند چگونه در دنیا کامیاب باشند و لذت بخش زندگی کنند.

این مباحث در عرصه های سیاسی و اجتماعی نیز وارد شده است. هر چه میزان رفاه بالاتر آن جامعه متمدن تر و امید به زندگی بیشتر پیشرفته تر و الگوتر است. این ها چیزهای خوبی است اما خوبترین نیست.

خوب فرض ما در دنیا مرفه شدیم؛ بدن نسبتاً سالم داشتیم؛ رنگ شاد پوشیدیم؛ خوشبو شدیم؛ نگرانی شام شب هم از بین رفت؛ نگران آینده و پس انداز هم نشدیم؛ نگرانی از آینده بچه ها و جهزیه و شغل فرزند هم از بین رفت؛ بعد چی؟

ما از طفولیت سیر صعودی میرویم تا به 25 سالگی می رسیم و بعد افقی می رویم تا 40 سالگی و از 40 به بعد شیب منحنی یواش یواش شروع می شود . اگر اهل غفلت نباشیم و بر چشم و گوش و دهان پرده نباشد، مثل این است که شمارش معکوس را می فهمیم؛ توان مندی کم می شود و لذت ها کاهش می یابد پایان این سرازیری تا در هفتاد هشتادسالگی و یا بالاتر  قبر است که باید وارد آن شویم.

از آن به بعد چقدر طول می کشد میلیاردها سال پس از این دوره محدود دنیا چه می شود. معلوم است تابع مدت محدودی است که در این دنیا بوده ایم. بگو چگونه زندگی کرده ای تا بگویم آن دنیا چه می شود؟

تازه می گوئیم آقا اجازه بده برگردیم تا دوباره برنامه ریزی کنیم ما واقعا نمی دانستیم یا حواسمان نبوده است . ما در این فکر بوده ایم چگونه مرفه زندگی کنیم. ولی علی ع با بینشی که داشته است چشمش فقط تا هفتاد هشتاد سال را نمی بیند ، بلکه تا افق های بیکران هستی و تا بی نهایت و ابدیت خود را می بیند. او خیره خداست. رو  به کمال مطلق متمرکز شده است و به سوی او نزدیک می شود مثل اینکه ستاره قطبی را نگاه می کند و جلو می رود. راه های موقت دنیوی و دوره برزخ و دوره موقت قیامت را گونه ای انتخاب می کند که به خدا برسد.

حضرت علی ع اصول مشترک و عمومی ای را در زندگی خود و در حوزه های مختلف قضایی، نظامی، عبادی، خانوادگی و اصولی را رعایت می کرد. اینکه بگوئیم همین طوری جلو برویم ببینیم تقدیر ما چه می باشد و چه می شود درست نیست.

ما باید در سبک و سیره زندگی خود هدف و برنامه ریزی داشته باشیم. صریح و بی پرده بگویم تقدیر و قضا به عهده خداست و به عهده ما نیست. اوستا کریم خودش می داند چه نوشته است اصلا به ما هم نگفته که دقت کنید سرنوشت شما را چه نوشته ام . گفته بروید زندگی تان را بکنید هر جور که می خواهید «انا هدیناه السبیل اما شاکراً و اما کفوراً » من راه ها را به شما نشان دادم هر کدام را می خواهید بروید ؛ اینکه تدبیر من و مدیریت من چیست به خودم مربوط است. آن هایی را که به شما مربوط است در قران به شما گفته ام چه کار بکنید و چه کار نکنید شما باید هدف گذاری کنید و برنامه ریزی کنید. خود را به امان خدا رها نکنید و بگوئید می رویم که رفته باشیم ؛ کجا میری؟ هیچی میریم که بریم؛ داریم کار می کنیم که کار کرده باشیم، ازدواج می کنیم چون همه ازدواج می کنند؛ بچه دار می شویم مثل همه کلاس می رویم تا یاد گرفته باشیم؛ چی را ؟ مهم نیست؟ می خوریم تا خورده باشیم مثل اینکه بعضی می گویند هنر برای هنر؛ نه خیر هنر باید متعهد باشد هنر باید در اختیار دین و سیاست و اخلاق باشد. شعر برای شعر، یعنی شعر در اختیار و خدمت چیزی نباشد در اختیار خودش است ، در خدمت اخلاق و سیاست نیست. خود شعر و هنر موضوعیت ندارد.

هیچ چیز خودش موضوعیت ندارد ما باید هدف داشته باشیم؛ هدف زندگی خود زندگی نیست؛ زندگی برای یک هدفی است آن هدف چیست؟ خلاصه دنیا این است:

خدا می فرماید من خواستم تو را خلق کنم گفتم با خودت مشورت کنم چه جوری می خواهی باشی دوست داری در این دنیا چه باشی هر چه دوست داری همان را خلق کنم.

من حیوان خلق کردم ملک خلق کردم جن خلق کردم خاک خلق کردم . دوست داری کدامیک از این ها باشی؟ هر کدام می خواهی باش بسم الله از خودت می پرسم. ما با عمل و حرف و تمایلمان سفارش می دهیم خدا می سازد ما کلاً آمده ایم برای همین.

خوب پس نیامده ایم که فقط زندگی کنیم آمده ایم ببینیم برای چی باید زندگی کنیم ؟ بنابراین چگونه باید زندگی کنیم. برای رسیدن به هدف باید برنامه ای بنویسیم. برای چه ؟ می شود هدف؛ چگونه ؟ می شود روش.

از دانشمندی پرسیدند چطور این قدر کار می کنی؟ خسته نمی شی؟  روزی 16 ساعت کار مطالعاتی؟ گفت چو من هدفم را دوست دارم هدفم مرا سر شوق می آورد و نمی گذارد خسته شوم. آیا شما کاری را که برای امام حسین انجام می دهید خسته می شوید ؟

بیستون را عشق کند و شهرتش فرهاد برد.

هدف اگر مقدس و شیرین و جذاب شد خستگی ندارد. کسی که در راه خدا به خلق خدا احسان می کند از خدا تشکر می کند که او را لایق خدمت دانسته و او را وسیله اجراء امرش کرده است.

هرچه هست از اوست و ما گیرنده از خدا و دهنده به خلق خدا هستیم. ما فقط بستر رودخانه ایم آب از ما رد می شود منشاء اش کوه های پر برف و انتهایش دریاست. خدایا ما را بستر اجرای احسان کرده ! مثل کسی که به دیگران علم می آموزاند یا به دیگران پول می دهد یا سلامتی می بخشد و کسی که مشکل دیگران را حل می کند؛ هر نوع خدمتی ؛ جلوی ظلمی را می گیرد ؛ حقی را به حقدار می رساند . باید بدانیم همه اش را خدا کرده است

 

حضرت علی ع می فرمایند من سبک زندگی ام را از اسلام و با رعایت ضرورت های و مقتضیات محیط هر سه را در نظر گرفته ام؛ ما نیز می بایست به قدر وسع مان مقتضیات زمان را رعایت کنیم.

علی ع در خطبه 193 متقین، نهج البلاغه می فرمایند: « وَ یَسْتَثِیرُونَ بِهِ دَوَاءَ دَائِهِمْ » دوای دردهایتان را از قرآن پیدا کنید قرآن داروخانه است برای کسی که مریض است. رستوران هست برای کسی که گرسنه است؛ کتابخانه است برای کسی که تشنه علم است . هر نوع دردی با مراجعه به قرآن درمان می شود؛ درد فردی ، درد اجتماعی، درد مالی، درد سیاسی، درد معنوی؛ خوش به حالی کسانی که این دردها را حس می کنند . هنوز بی حس نشده اند . شیاطین آمپول بی حسی می زنند تا انسان احساس درد نداشته باشد وقتی احساس درد نکند دنبال درمان نیست. دوری از خدا خیلی درد دارد.

طبیب عشق مسیحا دم است و مشفق لیک  چو درد در تو نبیند که را دوا بکند. خوشا به حال کسانی که نیمه شب سر خدا داد می زنند ؛ می گویند بده ، می خواهم. بعضی به ضریح امام رضا یا علی ع می چسبند و می گویند تا ندهی نمی رویم. به قال قانع نباشیم دنبال حال باشیم . انسان وقتی خود را در محضر خدا ببیند مودب می شود

نکته بعد اینکه در هدف گذاری و برنامه ریزی باید کارشناسی باشد مشارطه باشد با خود شرط کنیم می خواهیم چه کاره باشیم و چه کار بکنیم. بلند بلند در دعاهایمان به خودمان بگوئیم چه می خواهیم و مراقبه کنیم از چیزهایی که می خواهیم خارج نشویم و محاسبه کنیم آیا درست عمل کرده ایم اگر خوب عمل کرده ایم شکر کنیم و اگر اشتباه کرده ایم خود و نفسمان را مورد عتاب و معاتبه قرار دهیم. از این جا به بعد و در مسیر حرکت و اقدام باید به چند نکته توجه داشته باشیم و رعایت کنیم:

1-      ما از سختی فرار نمی کنیم؛ ما دنبال راحتی نیستیم؛ هدف ما راحتی نیست. روش های ما راحت طلبانه نیست . در روایات داریم از کسالت و تنبلی، بی حالی و راحت طلبی رها شوید که کلید همه شرور است. روز اولی که به بهشت برسی راحت می شوی.

اسلام خیلی به تلاش و سعی و کار اهمیت می دهد و هیچ چیز برای انسان نیست جز سعی و تلاشش؛ آن هم سعی با همت بلند.

همت بلند دار که مردان روزگار       از همت بلند به جائی رسیده اند.

قران خیلی راجع به پیگیری می گوید – در قرآن حتی یک بار کلمه مدیریت نیامده است؛ در عوض کلمه تدبر امده است. تدبر یعنی پیگیری عمیق، در عمق کار رفتن ؛ برنامه ریزی ای که همراه با تعمق و پیگیری است. نه اینکه برنامه ای بدهی و یک طرفه رهایش کنی. باید تا ته کار بروی.

در ماجرای ساختن قبر سعدبن معاذ ، پیامبر فرمودند « خداوند دوست دارد بنده اگر کاری انجام می دهد محکم و متقن انجام دهد» . راحتی هدف نیست پس به استقبال سختی هم می رویم.

در بیابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدم           سرزنش ها گر کند خار مغیلان غم مخور

سختی و تلخی مهم نیست مهم رسیدن به هدف است راحت بودن هدف نیست. عبادت شبانه و سحرگاه سخت است. سر زدن به مناطق محروم و محرومین سخت است. گذشتن از دل سخت است اجرای عدالت سخت است دروغ نگفتن سخت است

2-      نکته بعدی نظم است که توسط امام علی ع تاکید و توصیه شده است. نظم بهره وری را بالا می برد؛ اوقات و وقت ما خیلی تلف می شود؛ وقت مرده زیاد داریم.

متخصصان می گویند اگر فواصل الکترونی را حذف کنیم کل جهان هستی و منظومه شمسی و کهکشان راه شیری و سحابی ها را می توان با همان وزن به اندازه یک پرتغال فشرده کرد. اگر فضاهای مرده و تلف شده اش را بگیری می شود. فشرده ترین اشیا مثل فولاد و الماس هنوز متراکم پذیرند کره زمین می تواند به اندازه یک نخود باشد. انسان ها اگر فشرده بشوند وزین و سنگین می شوند متین و وزین می شوند به صمد نزدیک می شوند. عزیز یعنی نفوذ ناپذیر می شوند؛ به جای اینکه حجم مان را زیاد کنیم وزن مان را زیاد کنیم.

خداوند که قرآن را در شب قدر نازل کرد آن را به صورت فشرده در شب قدر تحویل پیامبر ما داده است؛ الفاظ، روح و نورش و معنایش که همه این ها در کتاب مبین است و همان وحی است أَنَا بَشَر مِثْلُکُمْ یوحی إلَی این فشرده را  در جان پیامبر قرار داد حالا پیامبر و هر چه بگوید و هر کاری بکند همان نور فشرده ای است که باز می شود.

اگر پیامبر دو هزار سال هم زندگی می کرد نور از کلام و رفتارش تراوش می کرد.

اسلام را فشرده بگیریم؛ وقت کم است زمان به سرعت می گذرد . به جای آنکه دو میلیون صفحه بخوانیم، شاید در شبی نصف شبی، تنهایی، کنار حرمی، گوشه ای و کنجی دو دقیقه حال خوبی، توجهی ایجاد شود سیم که وصل شود جریان برق آن مرکز نیروی بسیار قوی است از وجود ما لامپی روشن می کند و دیگران جمع می شوند. عرفا و بزرگان و علمای ربانی که یک عده ای پروانه وار دور این ها جمع شده اند به خاطر همین جاذبه این هاست؛ می گویند هر جسم سبکی جذب اجسام سنگین تر و فشرده تر دور خودش می شود.

ما باید کاهی باشیم تا آن کهربا ها ما را جذب کنند اگر کبوتر حرم باشیم حرم ها هستند به لطف خدا

3-      مهم تر از کار خیر و مثبت و کسب فضیلت، دفع رذیلت و اجتناب از گناه و پرهیز از آلودگی است. آقای بهجت خیلی به این مطلب تاکید داشتند هر کس به آقای بهجت می گفت چه کار کنیم از کجا شروع کنیم چگونه به دست بیاوریم می گفتند معصیت نکنید؛ پاک باشیم ولو کم هستیم. ظرف وجود را پاک نگه دار یک قطره آب هم در آن  بریزی قابل خوردن است و می شود به بارگاه قدس ربوبی تقدیم کرد که غیر از پاکی نمی پذیرد . هرگز خداوند نگفته من حجم زیاد عمل شما را  دوست دارم و آن را جذب می کنم؛ او فقط عمل خالص و پاک می خواهد. عمل ما ناخالصی نداشته باشد. پاکی، پارسائی، زهد و ورع داشتن بهترین است اگر پاک بودی او چون پاک مطلق است با کم و زیادش می پذیرد و اگر پاک نبود بدون کم و زیاد نمی پذیرد.

در خطبه 193 آمده است «‌ فِی الزَّلَازِلِ وَقُورٌ وَ فِی الْمَکَارِهِ صَبُورٌ وَ فِی الرَّخَاءِ شَکُورٌ » اگر می خواهی پاک و متقی باشی آن جاهایی که امکان لغزشی است و خدا کمی سخت و تنگ می گیرد و شرائط سخت می شود در این جا باید وقور باشی یعنی بسیار با وقار باشی ؛ محکم و متین باش جزع و فزع و بی تابی نکن و هرجا نشستی از وضع بد ، بیماری و پیری و فقر و نداری گله نکن و از وضع بد خودت نگو؛ هی موج منفی در محیط رها نکن. هی نگو خداوند به من نعمت نداده، دیگران تحریک نکن که بگویند این که نماز می خواند و مومن است چرا؟

خلاصه اش این می شود که خدا نعوذبالله معرفت ندارد و حواسش نیست و رعایت بنده اش را نمی کند و حکیم نیست.

علی ع می فرماید وقتی مشکلی پیش می آید سنگین و متین مثل کوه استوار باش.

المومن کالجبل الراسخ لا تحرکه العواصف، فرد باایمان همچون کوه پا برجاست که طوفانها و تندبادها آن را تکان نمى دهد!

وچیزهایی پیش می آید که مطلوبش نیست و ناراحتش می کند مشکلی هست؛ باید صبور باشد شکیبا باش و « فِی الرَّخَاءِ شَکُورٌ » در موقعی که اوضاع خوب است بسیار شاکر باش؛ غره به خودت نشو و نگو تدبیر من ، زحمت من تلاش من، شانس من، نکند خدا را فراموش کنی .

و در مسائل اجتماعی رویکرد حضرت علی احسان و خدمت به خلق است؛

در مسائل علمی می فرمایند جدل نکن دنبال این باش که بفهمی یا بفهمانی؛

در مسائل قضایی و حقوقی می فرمایند اگر وکالت را به تو می سپارند حتی در نگاه کردن عدالت را رعایت کن

نکند احساسات و وابستگی ها غلبه کند وابستگی به دنیا پول و برادر و پدر و همشهری هموطن باعث نشود از موضوع عدالت خارج شوی.

بعد حضرت علی ع می فرماید به خدا قسم کسی را به معروفی امر نکردم مگر اینکه قبلش خودم عمل کردم کسی را از منکری نهی نکردم مگر اینکه اول خودم اجتناب کردم هر چه را می خواهیم بگوئیم که باید بشود اول خودمان بشویم؛ تمام روابط اجتماعی و مسائل سیاسی بر مبنای امر به معروف و نهی از منکر است که واقعا معروف و منکر را بشناسیم و خودمان به آن عمل کنیم.

 

 

 

 

 

[ پنجشنبه ٢ اردیبهشت ۱۳٩٥ ] [ ٤:٠٧ ‎ق.ظ ] [ محمودی نژاد- میرمحمدی - خجسته صفا ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

این وبلاگ کوششی است از جمعی دوست دار اهل بیت که می خواهند در تب و تاب زندگی مادی مخاطب شکوه پیامبر در آیه «یا رَبِّ إِنَّ قَوْمِی اتَّخَذُوا هذَا الْقُرْآنَ مَهْجُوراً » نباشند. جمع صمیمی ما ماهانه در قالب هیئت امام زمان به پای سخن اهل معنا می نشیند تا معارف دینی را به جان بشنود در آیات تدبر کند و به آموزه های دینی عمل نماید.
موضوعات وب
آرشيو مطالب
امکانات وب