معارف دینی
قالب وبلاگ

در تبیین موضوع برای متربی  به دو ویژگی می بایست توجه داشت: 

1-    وضع مخاطب از نظر سن وسال،هوش، قدرت درک و فهم

2-    وضع موضوع از نظر سادگی و پیچیدگی.

متن کامل سخنرانی جلسه بیست و سوم حجت الاسلام مهدوی ارفع در خصوص

ضرورت تبیین در تربیت در ادامه مطلب ارائه شده است.

برای دانلود فایل صوتی جلسه ٢٣ به آدرس زیر لینک شوید:

قسمت اول: http://www.4shared.com/audio/v3S4ZEfO/23heiat-i88-11-29mahdavi.html

قسمت دوم: http://www.4shared.com/audio/4uqNZlb4/23heiat88-11maddahi.html


در مباحثی که در مورد تربیت دینی شروع کردیم عمدا و با توجه به اقتضای مخاطب جلسه موضوع و ادبیاتی را انتخاب کردیم که لازمه آن اطلاعات زیاد گفتگو است. در مورد این جلسه من خیلی فکر می کنم و وقت می گذارم. چیزی که به ذهنم رسید اینکه ما طبق همان خط سیر قبلی پیش می رویم ،یعنی جاهائی مسئله ای پیش می آید که داخله دارد مثلا امشب به این مسئله می رسیم که تبیین باید در حد فهم مخاطب باشد . سئوالی که پیش می آید اینست که ما باید همیشه معطل فهم مخاطب باشیم ؟آیا او نباید خود را رشد دهد؟ جواب :بله او باید رشد کند. بخشی از معارف دینی و روایات، راه های گسترش و تقویت عقل را گفته اند. اما اگر در این جا من بخواهم آن راه ها را هم بگویم طولانی می شود. به آنها اشاه می کنم ولی مکتوب کامل آنرا روی سایت هیات قرار می دهم. کسی اگر دنبال راه های تقویت عقلانیت باشد می تواند به سایت مراجعه کند.

بنابراین از این به بعد ما درچارچوب کلی بحث حرکت می کنیم . هر جا نیاز به تمرکز روی موضوع خاصی بود آن موضوع در سایت قرار داده می شود .

غرض ما از این جلسات پاسخ به این سوال بود که: در عصر فرا ارتباطات و شکسته شدن ساخت ها آیا تربیت دینی شدنی است؟ چگونه؟

ممکن است شما در دام شبه تربیت (عادت ، تلقین، تحمیل ) گرفتار بشوید، در این صورت فرزند شما رفتار مورد نظرتان را انجام می دهد ولی درونی نیست و دوام ندارد در حالیکه مهمترین شناسه تربیت، پایداری آنست. تربیت چند مولفه دارد اگر این مولفه ها نباشد کاری که انجام می دهید تربیت نیست یکی از  اقسام شبه تربیت است.

دینی شدن هم مولفه هایی دارد که اگر نباشد فعالیت دینی نیست شبه دینی است. مثلا اینکه روی یک خرابه ای را رنگ نو بزنیم . این پایداری ندارد. امشب می خواهیم بحث تبیین را باز کرده و اگر برسیم آن راجمع کنیم.

روش بحث را سعی می کنیم در غالب چیستی، چرایی و چگونگی پیش ببریم . یعنی تبیین چیست ؟ چرا باید تبیین کرد و چگونه ؟

تبیین در یک عبارت خیلی ساده یعنی روشنگری؛ روشن کردن ذهن کسیکه انتظار دارید در فرایند تربیت، رفتار دلخواه خود را ببینید. تغییری که می خواهید در او ایجاد شود. متربی در گام اول قبل از حرکت حق دارد که روشن بشود به آن تغییر این روشن گری به دو چیز بستگی دارد

1-    وضع مخاطب از نظر سن وسال،هوش، قدرت درک و فهم

2-    وضع موضوع از نظر سادگی و پیچیدگی.

 هدف روشن شدن فرد است با یک برهان عقلی محض باشد و یا رفتار کردن الگو در مقابلش باشد. اما یک نکته است و آن اینکه همه دانشمندان معتقدند انسان از وقتیکه روح در او دمیده می شود تا لحظه اینکه روح از بدنش جدا شودامکان ندارد نفهمد. بنابراین، هیچ مربی و پدر و مادری حق ندارد در هیچ سن و سال و شرایطی خیال کند فرزندش نمی فهمد . دانشمندان معتقدند بچه در دوران جنینی هم قادر به تشخیص دو زبان محیط می باشد.

یعنی فهم و درک به معنای خاص خودش از 4 ماهگی که روح در بدن دیده می شود به بعد وجود دارد . لذا دین مبین اسلام خیلی مراقبت ها را حتی از قبل از آن قایل شده است.

بنابراین کسی فکر نکند بچه 2 ساله اش نمی فهمد ،حتی بچه ایکه هم اکنون بدنیا آمده می فهمد. اجازه دهید قسمتی از یک کتاب را بخوانیم " درست است که نوزاد معانی کلمه ها و جمله ها را نمی فهمد و خصوصیات مناظر و اشکال را تشخیص نمی دهد ولی صداها، آهنگ ها، مناظر و اشکال را می شنود و می بیند و اعصاب و مغزش از آنها شارژ می گردد. بدین جهت نمی توان گفت دیدنی ها و شنیدنی ها هیچ تاثیری در نوزاد ندارد و او در باره آنها بی تفاوت محض است. جمله ها گرچه برای نوزاد معنا ندارد ولی در روح حساس و احساس ظریف او نقش می بندند. کودک به تدریج با آن جمله ها مانوس و آشنا می گردد"

من از شما سوال می کنم :اولین حرفی که از دهان فرزند شما بیرون آمد چه بود ؟ هر چه بود بابا، مامان و... ،این کلمه کجا بود ؟ این همان چیزهاست که شما دور گهواره او می گفتید و فکر می کردید نمی فهمد. لذا دانشمندان معتقدند اگر بچه ای پدر و مادر و همه اجدادش فارس باشند ولی از لحظه ای که بدنیا آمد در یک خانواده انگلیسی زبان رشد کند، تحت تاثیر محیط قرار گرفته و وقتی زبان باز کند انگلیسی حرف می زند. در ادامه کتاب آمده "و همین آشنایی ممکن است در آینده او موثر باشد. نوزادی که در یک محیط دینی پرورش یافته و صدها مرتبه آهنگ دلربای تلاوت قران و لفظ زیبای خدا را شنیده و با چشمش منظره نماز خواندن پدر و مادر را دیده است با نوزادی که در محیط فساد و بی دینی پرورش یافته و گوشش با شنیدن نغمه های فساد و چشمش با دیدن مناظر فحشا خو گرفته یکسان نیست . پدران و مادران مسئول و آگاه برای تربیت فرزندان خویش از هیچ فرصتی برای مانوس ساختن آنها با اصوات و مناظر نیک غفلت نمی کنند" بنابراین در بحث تبیین، مراقب باشید که روح لطیف و حساس فرزند یا شاگردی که در اختیار شماست حتی در لحظه بدنیا آمدن به محیط اطراف عکس العمل نشان می دهد . قانونش اینست که هرچیزی که در آستانه بینایی یا شنوایی انسان قرار گیرد وارد روحش می شود. اسلام از روانشناسی جلوتر رفته و گفته درنسلی که می خواهی به وجود بیاوری همه چیز از اول اثر دارد، در انتخاب همسرت دقت کند  یعنی در قرارگاه نطفه و مغزی که می خواهد انسانی را در آینده متولد کند. زیرا حتی ژنتیک پدر و مادر در بچه اثر گذار است. انسانی که پدر و مادر خوب و حسابی دارد امید و زمینه خوب شدنش خیلی فراهم تراست نسبت به فرزندی که پدر و مادر خوبی ندارد وبرعکس . انسانی که والدین خوبی ندارد و رشد کرده است، اگر بخواهد خوب بشود خیلی باید زحمت بکشد . حالا ببینید دستورات اسلام در این زمینه چقدر غلیظ و شدید است . اسلام می گوید اگر زمانی که پدر و مادر برای بچه دارشدن در حال انجام عمل زناشویی باشند و به فکر کسی دیگر باشند روی بچه تاثیر منفی می گذارد. غذاییکه مادر می خورد روی فرزند داخل شکمش تاثیر دارد. صداهایی که می شود همینطور

آیت ا... بهاالدینی می فرماید من یک سالم بود که مادرم مرا به مجلس جشن بعث پیامبر اکرم برد هنوز شعری که آن خانم مجلسی خواند را حفظم و این شعر را می خواند . این حرف را در سن 98 سالگی ایشان می گفتند . می فرماید اگر پدر و مادری در اتاقی که نوزاد چند روزه هست نزدیکی کنند نفسشان به این بچه برسد ،اگر بچه زناکار شود مقصر پدر و مادر هستند.امیرالمومنین علی (ع) از پیامبر نقل می فرماید که عمل نزدیکی نباید در جایی انجام شود که حتی یک کودک در گهواره ناظر آن باشد. حیا در اسلام بسیار جدی گرفته شده است. تا سنینی که برای بچه قابل توضیح دادن نیست هیچ تصوری از این صحنه ها نباید داشته باشد.پدر و مادر کی می خوابند وقتی که بچه ها خواب باشند.وقتی بچه به سن تمیز(4 سال به بالا) می رسد قرآن می فرماید در سه وقت برای ورود به اتاق پدر و مادر باید اجازه بگیرد. صحنه های عادی زندگی زناشویی برای بچه غیر عادی است. زودتر از موعد نباید ذهنش درگیر این موضوعات شود. در قرآن کریم حیا فوق العاده است. خداوند با اینکه در جایی می فرماید:"خدای را از اینکه به پشه ای-برای هدایت مردم-مثل زند شرم نیاید"(سوره بقره آیه 26)در این طور مسائل به هیچ وجه کلمه ای به کار نبرده که حتی با یک واسطه ذهن انسان به طرفی منحرف شود. حتی در مورد عمل زناشویی به جای به کار بردن کلمه اینکه معمولا در نقد هم مورد استفاده قرار می گیرد از تعابیر دیگر مانند زراعت استفاده می کند (بقره ،آیه 232 ). در داستان حضرت یوسف و زلیخا با اینکه داغترین مسئله ایست که برای هر جوانی ممکن است پیش بیاید ،این قدر زیبا این داستان را توضیح می دهد که کمی بی حیایی هم در آن دیده نمی شود. می خواستم این را بگویم که فکر نکنیم بچه ها نمی فهمند. بلکه می فهمند ولی بعضی مسائل زمینه ابرازشان بعدا فراهم می شود. روایت می گوید وقتی بچه شما به سن 1 تا 2 سالگی رسید دیگر دست به پشت او نزنید زیرا باعث خلافکار شدن او می شود. در لحظه او کلماتی که اشاره به بعضی مسائل خلاف می کند به کار برید. گاهی وقت ها به بهانه جک یا فیلم نگاه کردن خیلی چیزها خراب شده است.

بنابراین یک قاعده کمی در بحث تبیین اینست که هیچکس از تبیین  نباید محروم شود. اما سن و سال و اقتضاعات فهم وی از موضوع، روش تبیین را تعیین می کند.    

خداوند در قران کریم چند مسئولیت در این فضا ها به پیامبر داده است. بعضی جاها می فرماید:"قل" برو بگو . برای کسیکه نمی داند و نشیده برو بگو . انشاءا... اگر بداند عمل می کند. جاهایی می فرماید تبیین کن. چرا، چون او می داند ولی خوب نفهمیده است. لذا خداوندی که می فرماید قران برای همه مردم است ، جای دیگر می فرماید که قران را بر پیامبر نازل کردیم تا برای مردم تبیین کند. یعنی مردم یک برداشت اولیه از بسیاری از محکمات قران داشته باشند اما معانی عمیق آنرا نمی توانند بفهمند. پیامبر ، تو برو و آنچه که شنیده اند را برایشان تبیین کن که بفهمند. در جاهای دیگری می فرماید:"فذکر" یادآوری کن برای کسانیکه شنیده اند و میدانند و می فهمند اما دچار غفلت و فراموشی شده اند. بعضی جاها هم طرف می داند،می فهمد و فراموش هم نکرده ولی می فرماید برو بگو برای اتمام حجت. که فردا نگوید کسی به من تذکر نداد و یا نگفت و تبیین نکرد.

در جلسه قبل عرض کردم که انسان یک عقل و علم مطبوع دارد و یک عقل و علم مسموع. امیرالمومنین (ع)می فرماید:تا عقل مطبوع نباشد، عقل و علم مسموع فایده ای ندارد. چون انسان در درون خود یکسری بدیهیات و فطریات و وجدانیات دارد. به همین دلیل بچه از همان اول دروغ که می گوید رنگش سرخ می شود. بدون اینکه آموزش ببیند که دروغ بد است.

تا علم مطبوع روشن نشود، علم مسموع به کاری نمی آید فقط تلمبار می شود. فقط یاد می گیرد که چگونه توجیه کند. ما تبیین می کنیم تا علم مطبوعش شکوفا شود والا مثل یک بی سوادی است که شما او را به بزرگترین و فاخرترین کتابخانه دنیا ببرید .آیا یک خط از این کنابخانه برایش ارزش پیدا می کند؟ وقتی از درون زمینه ندارد، هرچه کتاب برایش هدیه ببرید چه فایده؟ تا درون روشن نشود بیرون حرکتی انجام نمی شود.تربیت یک حرکت است از نقطه صفر به نقطه صد،از نقطه استعداد به نقطه فعلیت، از می توانم تا توانستم و شد.

حرکت احتیاج به معرفت دارد امیرالمومنین در نهج البلاغه فرمود:هیچ حرکتی نیست مگر اینکه قبل از تو به یک محتاجی . بخش اصلی این معرفت در درون توست و بخش دیگر را پس از شروع حرکت گام به گام به تو یاد می دهیم. دیگران باید به تو کمک کنند.

تبیین بسته به جایگاه افراد و فهم و درک و خلوص دلشان متفاوت است. گاهی اوقات انسان می داند و فهمیده و فراموش هم نکرده مثل کسیکه پس از مراسم غدیر و معرفی علی (ع) به عنوان خلیفه توانست تحمل کند. آمد جلو وپیامبر را با اسم کوچک صدا کرد و گفت 23 سال است هر چه گفتی ای انجام داده ایم ولی این آخری خیلی زور دارد که تو داماد خودت را به عنوان ولی بعد از خود معرفی کنی . این از خداست یا از خودت؟ پیامبر فرمود من که از خود حرفی نمی زنم . گفت اگر این از خداست من تحمل ندارم بگو همین الان یک عذابی نازل کند تا من بمیرم ولی زیر فرمان علی نروم. همان جا عذاب نازل شد . تبیین برای سطوح مختلف افراد متفاوت است.

یک وقت شما می بینید امام معصوم با یک مسلمان برخوردخیلی تندی می کند ولی چند لحظه بعد با یک انسان که بدترین اهانت ها را به دین می کند خیلی مهربانانه رفتار می کند.

ملاحسینقلی همدانی از یک کفاش به جهان معرفی می شود .ایشان استاد عرفا و به اعتقاد بعضی ،خاتم عرفای عصر است یک وقتی به کسی پول می دهیم که از دین خارج نشود. فقیر شده و به او غنا می دهیم. یکوقت بزرگتر است استغنا به او می دهیم. خیلی فرق می کند. یک وقت شما گرسنه اید به شما غذا می دهند. یکوقت خدا گرسنگی را از شما می گیرد و می گوید روزه بگیرید. در ماه رمضان آنقدر بزرگتر شده ای که نیاز به غذا را ازشما می گیرد. یک وقت غنی می شوی و یکوقت مستغنی می شوی و بی نیازی می کنی

غلام همت آنم که زیر چرخ کبود       زهر چه رنگ تعلق پذیرد آزاد است

پس یک بحث ما بحث اصل تبیین است که چیست ؟روشن شدن طرف به اندازه فهمش و سنخیت موضوع . این متنی که من خواندم از کتاب تربیت ،آیت الله امینی صفحات 89 و90 بود. روایات هم از کتاب مستدرک الوسایل جلد 14 .

بنابراین منظور از تبیین انجام بحث عقلانی برای بچه 2 ساله یادآوردن دلایل علمی برای بچه 4 ساله نیست. اما او حق دارد و برای تربیت شدن باید او را روشن کرد.

من چند حدیث در مورد اینکه چرا اینقدر روی بجث تبیین ، حتی روی حقیقت اسم توحید که خداوند می فرماید فطرت شما است آورده ام. خداوند در سوره بقره آیه 256 می فرماید: "کار دین به اجبار نیست، راه هدایت و گمراهی بر همه کس روشن گردید" آنقدر تبیین آشکار شده است که کسی اگر جهالت به خرج ندهد راه درست را پیدا می کند. بنابراین بحث دوم چرایی تبیین است.

امام علی (ع)می فرماید: تا کسی ضرر چیزی که از آن نهی می شود را نداند، نمی تواند از آن امتناع کند. ممکن است در حضور تو آنرا انجام ندهد ولی اگر تو نباشی میل به انجام آن دارد. گاهی می گویند بچه را ببر پیش سماور دستش را یک لحظه به آن بچسبان. از آن به بعد دیگر به سماور سرد هم دست نمی زند. در جای دیگر امیر المومنین می فرماید: تا کسی منفعت کاری را نداند ،قادر به انجام آن نیست . یعنی خودش از درون به سمت انجام آن حرکت نمی کند. پس اگر نهی است باید مضرات آن هم فهمانده شود (در حد خودش و موضوع)و اگر امر واجب یا مستحب است باید منفعت آن تبیین شود. (روایت در غرالحکم حدیث شماره 1354و1355)

در روایت دیگری امام کاظم (ع)به یکی از بهترین شیعیان تاریخ یعنی هشام ابن حکم که در 17 سالگی هر بزرگی از ادیان مخالف نزد امام صادق می آمد ،امام بدون هیچگونه نگرانی می فرمود هرکس او را شکست داد مرا شکست داده است و هرچه او بگوید حرف ماست می فرماید :ای هشام ،خداوند انبیا را نفرستاد به سمت بندگان مگر اینکه عقل بندگان در مورد خداوند شکوفا شودو نه فقط تبعیت بدون فهم.

بهترین بندگان در استجابت دعوت پیامبران ،کسی است که معرفت بیشتری دارد و عالم ترین آنها کسی است عقل کاملتری دارد و هرچقدر که عقل کاملترباشد،در وجه انسان در دنیا و آخرت نزد خداوند بالاتر است.{کافی-جلد1 صفحه 16}

یک سوال از شما می پرسم :مقام انسان بالاتر است یا فرشته ؟امام صادق در پاسخ این سوال می فرماید: بستگی به انسان  دارد. سپس امام از قول امیر المومنین (ع)ادامه داد:خداوند فرشتگان را دارای عقل و بدون شهوت خلق نمود. و چهار پایان را دارای شهوت وغریزه و بدون عقل خلق نمود ولی انسان را دارای عقل و شهوت قرار داد. جواب سوال اینجاست . اگر درکسی قدرت عقل بر شهوت حاکم باشد او از ملایکه بالاتر است.اما اگر در کسی شهوات و غرایز بر عقل حاکم باشد ،او از چهار پایان هم پست تراست {جامع احادیث شیعه –ج 13 ص283}

پس ضرورت تبیین اینست که اگر طرف منفعت کاری که به آن امر شده یا ضرر کاری که از آن نهی شده است را نداند، قدرت درونی برای انجام کار خوب و دوری از کار بد در او شکل نمی گیرد . قدرت ها و ساختارهای بیرونی هم همگی می شکند.

در فضایی که هیچکدام از فشارهای بیرونی نیست باید از درون بجوشد و از درون نمی جوشد تا خیر و شر را تشخیص دهد.

دانشمندی به نام ژان شاتو می گوید: به محض اینکه ممکن باشد ، باید از قوه استدلال و تعقل کودک استمداد شود.اطفال از همان زمان که زبان مادری خود را درک می کنند قادر به فهم دلیل و برهان هستند و علاقه دارند با آنها مثل افراد عاقل رفتار شود(کتاب مربیان بزرگ).

بنابراین حتی کسی که به امر خدا هم می خواهد عمل کند باید بداند چرا؟ البته این چراها متفاوت است. گاهی برای یک رفتار یا عمل و دقیقا برای همان مصداق دلیل وجود دارد. مثلا چرا نماز می خوانی؟ زیرا نماز، تکرار دائم عقاید است، چون تصفیه دائم باطن است.انسان را از غفلت دور کرده و به منبع قدرت یعنی خداوند وصل می کند.این انسان کم کم خود را در محضر خدا می بیند. وقتی انسان در محضر محترم خداوند قرار گرفت نمی تواند گناه کند. نماز انسان را به جایی می رساند که خود را دائما در محضر خداوند می بیند. کسی که خود را در محضر خدا ببیند مبتلا به فحشا و منکر نمی شود.اما یکوقت سوال در موردی است که نمی توان برای آن مصداق دلیل اورد.مثل اینکه چرا نماز صبح دو رکعت است ظهر 4 رکعت؟ ما هر دلیل  هم که بیاوریم نمی توانیم بگوییم 100% همین است و جز این نیست. حداکثر می توان گفت یکی از دلایلش اینست.اینجا هم ما تبیین می کنیم. تبیین به قانون کلی تر حاکم بر این موضوع مثل حق الطاعه یک نوع پاسخ است. من به فرزند خود بفهمانم که وقتی هنگام سوار شدن به اتوبوس بلیط نداری و راننده سوارت می کند و یک نفر به تو بلیط می دهد، باید از او تشکر کنی، کسی که اصل وجود را به تو داده است باید در مقابل او چه  کار کنی؟ باید اطاعت کنی. عقل تو می گوید او همه چیز را می داند، تو را خلق  کرده باید او را اطاعت کنی. بعضی جاها دلیل می اورد. یک سری جاها هم به هر دلیلی می گوید این کار را بکن. مگر وقتی پیش پزشک می روی دلیل همه چیز را به تو می گوید؟ می گوید این کار را باید انجام دهی تو هم می گویی چشم. چرا چون یک دلیل عقلانی کلی داریم که در امور تخصصی، جاهل به متخصص رجوع و اعتماد می کند. بنابراین، در فضای تبیین در مورد هیچ موضوع و هیچ سن و سال، هیچ منعی نمی بینیم باید تبیین کرد.

مهم ترین بخش بحث اینست که چطور تبیین کنیم. برای هر موضوعی برای هر کس یادتان باشد که این موضوع بستگی به فهم شما ندارد. بستگی به فهم مخاطب و قدر و اندازه و پیچیدگی موضوع دارد . پیامبر به بچه ها که می رسد تمام تلاشش اینست که بچه ها بخندند و شاد باشند . چار دست و پا می شود و بچه ها سوارش می شوند ،با آنها شوخی و بازی می کند.

روزی پیامبر آمد به کوچه دید بچه ها دارند بازی می کنند امام حسین هم میان آنهاست. دنبال او کرد که بگیردش ،امام حسین هم هی فرار می کرد . پیامبر در نهایت او را گرفت و بوسید و آنجا یکی از جاهایی بود که پیامبر فرمود:حسین از من است ومن از حسین ، هرکه  حسین را دوست بدارد خداوند او را دوست دارد. بارها اتفاق افتاد که مردم معطل پیامبر بودند برای برگزاری نماز جماعت، یکبار سلمان را فرستادند دنبال پیامبر آمد و دید پیامبر در کوچه در حال بازی با بچه هاست. پیامبر بچه ها را سوار می کرد و خودش شعار می داد عجب شتر سواری خوبیست. نه شتری به خوبی من کسی داشته و نه سواری به خوبی شما ها سلمان هم که عاقل بود می دانست پیامبر نمازش را فراموش نمی کند. اهمییت نماز اول وقت را میداند و لازم نیست او را توجیه کرد. در گوشه ای منتظر ایستاد. پیامبر او را دید و فرمود برو ببین فاطمه زهرا گردو ویا بادامی دارد که بدهد ما این بچه ها را سرگرم کنیم. حضرت زهرا چند تا گردو دادند. پیامبر با حوصله به هر کدام از بچه ها می گفتند حاضری مرکب خود را با این گردو عوض کنی آن بچه می گفت آری و پیامبر به شوخی می گفت بچه ها پیامبر را با چند تا گردو عوض کردند. پیامبر به بچه ها که می رسد می خواهد بگوید و بخندد و شادی کند چرا؟ چون همینقدر که بچه ها پیامبر را به اخلاق زیبا                           بشناسند تبیین می شود که مظهر دین که پیغمبر است مهربان است همین کافیست بعضی از پدر و مادرها فکر می کنند بچه اگر کتاب را تحویل نگیرد مشکل دارد.

در روایتی امام صادق در مورد بازیگوشی بچه ها می فرماید: زیرک ترین بچه آنست که خیلی بازی گوشی می کند. اگر بچه ای این شیطنت ها را نداشته باشد مریض است. در بزرگسالی به مشکل می خورد و باید درمانش کرد. جای دیگری می فرماید:زیرک ترین بچه ها ،آنست که در کودکی به شدت دشمن کتاب است . چرا؟ چون می خواهد از محیط عینی یاد بگیرد نه از محیط ذهنی. بگذارید بچه برود دنبال فهم عینی اطراف خودش.

اگر می خواهید فرزاندانی داشته باشید که گام اول را خوب بردارند باید از هنگام تشکیل نطفه به فکر باشید. دستوراتی  دین اسلام در مورد اصل ازدواج و بعد از ازدواج، زمان، مکان، روش ذکر، لقمه و امثال اینها را رعایت کند. دردوران جنینی هر چه فکر و دل مادر بیشتر مشغول خدا ومعنویات و مسائل مهم و به درد بخور باشد بهتر است. لذا رفت و آمد های زائد را حذف کند. مشغول قرائت قران و تفکر باشد. اینها روی بچه تاثیر می گذارد. آنچه که می شوند ،می بینددو می خورد روی بچه تاثیر می گذارد. کم کم بچه بزرگ می شود. تبیین کردن برای نوزاد چگونه است؟ بچه حداقل تا 6 ماهگی چیزی از عالم بیرون به جز پدر و مادر نمی فهمد و این را ناخوداگاه و غریزی همه خوبیها می داند. لذا هر چه از پدر و مادر به آنها منتقل شود برایشان عین خوبیست همان را می خواهند تقلید کنند و همان را یاد می گیرند. ما معتقدیم که تا 3 سالگی و حتی بیشتر این امر ادامه می یابد . بنابراین اگر نوزاد دارید سعی کنید در مقابل او، آنچه می گویید و آنچه که انجام می دهید زیبا باشد. چشم و گوش فرزند شما از شما جز خوبی و زیبایی چیزی نبیند و نشنود. اینها را جذب می کند و رفتار می کند. اگر اشتباه کنید ،اصلاح آن در آینده خیلی زحمت می خواهد. لذا ذهن فرزند به الگوی رفتاری تمام عیارش یعنی پدر و مادر  روشن می شود. همین که شما خوبیها را بیان کنید و نشان دهید در ذهن او حک می شود و همین برایش کافیست . حدود 3 سالگی دوران پرسشگری های شدید و غلیظ بچه ها شروع می شود. حالا باید قبلی ها را حفظ کنید یعنی در مقابل بچه کوچکترین خطایی مرتکب نشوید.به پرسشهایشان اعتنا کنید و تا می توانید او را تحریک کنید تا سوال بپرسد .برای همه پرسشهای بچه حوصله داشته باشید.

1-    پدر و مادرها به خطا خیال می کنند بچه نمی فهمد و می گویند بزرگ می شوی و می فهمی. اولین اثر این پاسخ اینست که بچه دیگر آدم زرنگی نخواهد شد. چون پرسشگری او که برایش مهم بوده حقیر شده و می فهمد که برای بزرگترش، پرسشگری چیز مهمی نیست لذا یک آدم تابع می شود. دبیرستان هم برود نمی تواند خود را نگه دارد توسط دیگران تحریک می شود و نمی تواند مستقل باشد.

2-    پاسخ به پرسش را به آینده موکول نکنید. همین حالا و در همین سطح فهمی که دارد پاسخش را بدهید. باید همیشه و همه وقت برای بچه حوصله داشته باشید. مخصوصا برای سوالهایش

3-    اگر پاسخ سوالی را نمی دانید جواب بیهوده ندهید. خیلی محکم بگویید عزیزم بلد نیستم . می پرسم و جوابت را می دهم. بگذارید ارزش پرسش و سوال صحیح برایش حفظ شود. پس از گذر از سن 3 تا 4 سالگی شما باید فرصت هایی برای تفکر و ایجاد سوال برای فرزند به وجود بیاورید. بعضی اوقات در سنین پایین تر وحتی 3 تا 4 ماهگی می بینیم بچه ای در وسط بازی یکدفعه ساکت شده و به جایی خیره می شود .روانشناسان می گویند به هیچ وجه در این مواقع نزدیک وی نشده بگذارید در خلوت خود باقی بماند. خلوت کردن در سنین بالاتر باید بیشتر شود و فرصت تفکر و فرو رفتن در افکار خود را به موقع و به اندازه برایش ایجاد کنید.

در سنین حدود 5 سالگی یک راه خوب برای روشن کردن فرزند نسبت به رفتاری که قبلا با تقلید انجام می داده ایجاد نگرش نسبت به عواقب امور است. بعضی چیزها عواقب  بدی دارد. بچه کم کم باید در غالب قصه یا مانند آن بفهمد که فلان حالت اگر در من ایجاد شود این بدی یا خوبی را دارد . آثار خوبی یا بدی را ببینید، حس کند و بفهمد تا بتواند تعیین کند که آدم خوب شود یا بد. چرا اکثر بچه ها در قدیم در پاسخ به این سوال که می خواهی چه کاره شوی می گفتند دکتر یا مهندس. ولی الان اگر از بچه بپرسید می خواهی چه کاره شوی می گویند پلیس، مرد عنکبوتی و این نشان دهنده تفاوت در  نگرش هاست. چون هیچگاه نفهمیده عواقب و آثار چیزهایی که در اختیارش است چیست. یا اینکه اصلاً نمی دانند با اینکار چه فرهنگی را دارند منتقل می کنند . جلد دفتر و کیف و لباس و... همه مرد عنکوبتی است. وقتی می فهمند که دیگر لذت داشتن این چنین نمادهایی برای فرزند جا افتاده است. بنابراین در این سنین سعی کنید بچه را با عواقب بعضی موارد در حد فهم خودشان و به صورت غیر مستقیم مثل شعر و قصه و... آشنا کنید. من برای اینکه نمی توانم به طور مستقیم راجع به اهداف غرب برای بچه صحبت کنم ،یک شب قصه اسب تروارا برای بچه گفتم. برای اینکه بگویم دشمن همیشه به طور مستقیم و با شمشیر و تفنگ به جنگ ما نمی آید و گاهی ممکن است مخفیانه داخل شده ویکدفعه غافل گیر بکند. این داستان روی پسرم که 7 سالگی را رد کرده اثر خیلی مثبتی داشت و ولی دخترم هنوز گاهی می گوید که من از آن اسب می ترسم . یعنی مفهومی که من می خواستم را نگرفته مفهوم ترس را گرفته است. در مقابل پسرم نسبت به خیلی چیزها که همسن و سالهایش دنبالش می دوند بی تفاوت شده است.

کمی بالاتر در هفت سال دوم، علاوه برنقش الگویی که همچنان باید داشته باشید ،دو مورد را مد نظر قرار دهید:

1-   تا می توانید فشار بیاورید (به معنای درست )تا برای بچه ها زمینه برای تفکر و سوال ایجاد شود. حتی رفتارهای خود را که تا دیروز از شما تقلید می کردند را زیر سوال ببرید. بگذارید بچه با اندیشه خود آنها را حلاجی کند. بهترین بچه ها در دوران 7 تا 14 سال آنهایی هستند که مودبانه از پدر خود می پرسند چرا اینکار را اینجوری کردی؟ از آن بالاتر آنست که چیزی که شما گفتی حالا یادت رفته را عمداً انجام می دهد که شما اعتراض کنی که چرا اینکار را کردی تا پاسخ دهد: خودت اینکار را کردی. یعنی من فکر کردم اول کاری که گفتی را انجام دادم بعد نگاه کردم دیدم خودت انجام نمی دهی فکر کردم دیدم اگر خوب بود چرا خودش انجام نداد یا اگر بد بود چرا خودش انجام داد. چرا بچه ها به سن نماز که می رسند زیر بار نماز نمیروند؟ چون ما صبرکردیم تا تکلیف شده حالا تازه می خواهیم بگوییم چرا باید نماز بخوانی در صورتیکه قبلا باید ابتدا با نمایش دادن نماز، سپس با جایزه و بعد از آن با ایجاد کردن سوال که برود فکر کند که چرا، باید نماز بخواهند شروع می کردیم

2-   کم کم اجازه نقد خودتان و بزرگتر ها را به وی بدهید.(روی این مطلب فکر کنید . پدر و مادر و مربی و معلم لزوما الگو نیستند . روحانی الگوی مردم نیست. خوب اگر الگو نباشد که اطاعت نمی کنند. پاسخ : مگر قرار است از فرد اطاعت کنند؟از منطق تو باید اطاعت کنند)وقتی بچه خیلی کوچک است من سعی می کنم اگر خودم هم تربیت نشدم لااقل جلوی او دروغ نگویم تا او دروغ گو نشود. بزرگتر که شد باید سعی کنید بچه را طوری بار بیاورید که معیارها را تبعیت کند نه فرد را. نباید فردی را چنان جای الگوی معصوم بسازید که به محض اینکه از وی خطایی دید همه چیز را کنار بگذارد بلکه بگوئید دین و فرهنگ ما درست می گوید. برای اینکه به اینجا برسد اجازه دهید بچه ها در هفت سال دوم که سالهای بندگی است نقد کنند، ایراد بگیرند ونترسند باآنها همراهی کنید تا ذهنشان روشن شود.

به دوره نوجوانی که رسید یعنی 7 سال سوم در مورد دختران 6 سال سوم، موضوع کاملا فرق می کند . اگر تا به امروز خدادانی را به او حالی می کردید از این به بعد باید خدایابی را به او آموزش دهید. دین یابی کند نه دین دانی. چون دوران هویت یابی اش است. اگر خودش را هنوز پیدا نکرده خدایی را که تا به حال تو داخل کله اش کردی اصلاً ارزشی برایش قائل نیست. باید زمینه را آماده کنید که خودش را پیدا کند خدا را پیدا کند. دوره دوره استدلال و حرف نیست . چشیدنی است. حال ببینید خداوند چقدر حکیم است که در مورد پسر همین دوران را دوره عبادت قرار می دهد چون اگر ما درست می فهمیدیم عبادت چشیدنی است وقتی بچشد خیلی از سوال ها برایش روشن می شود. وقتی لذت احسان کردن را خودش بچشد و خودش ببیند خیلی بهتر است. کارهایی مثل غذا دادن به فقرا، رفتن به سرای سالمندان، رفتن به مزار مردگان، دیدن معتادان در خیابان و... باید در این سنین و حتی زودتر شروع شود. البته گاهی اوقات بی وقتی ممکن است خطر ساز شود. این سنین، سن چشیدن و چشاندن است. در سنین نوجوانی بحث کاملا عقلانی است. هویت بچه ها باید سر چشمه بگیرد. در سنین نوجوانی اجازه نداریم مثل بچه با او برخورد کنیم. این دوران، زمان کندن از خانواده است. یعنی بچه باید آماده شود که یک خانم یا آقای کامل بشود. دوران وزارت است همچنان که شما کنار یک وزیر بنشینید چون هم سطح هم هستید نمی توانید چیزی را از او مخفی کنید،آنقدر باید آمادگی برای پرسشها، نیازها و میل های  بچه داشته باشید و اگر می خواهید بچه از دامان خانواده فراری نشود باید خودتان جاهای خالی را پر کنید.

عرض کردم که در کودکی هدف پیامبر شاد کردن بچه ها بود. در نوجوانی ادبیات پیامبر ایجاد نشاط، رقابت، تلاش و مسئولیت است. وقتی به چند جوان می رسد که در حال زور آزمایی و سنگ بلند کردن هستند پیامبر هم وارد مسابقه آنها می شود و سپس یک نکته به آنها می گوید و می فرماید: می دانید چه کسی از همه شجاع تر و قوی تر است؟ پاسخ داد کسی که سنگ بزرگی را روی هوای نفسش بگذارد.

پیامبر آنقدر به جوان ها مسئولیت می داد که بزرگتر ها اعتراض می کردند. جوان 19 ساله را به عنوان فرمانده لشکر انتخاب می کرد و انسان هایی که تجربه چندین نبرد در رکاب پیامبر را داشتند زیر دستش بودند. برای اینکه جوان خودش را باور کند، از 14،15 سالگی به بعد باید مانند یک انسان کامل مسئولیت قبول کند.

 عوامل زده شدن را حذف کنید. در شب جمعه سرد زمستان دعای کمیل رفتن اشکال ندارد لازم هم هست. به شرطی که مراحل قبلی را درست طی کرده باشید خیلی مفید است.او انسان است و می فهمد وقتی می خواهد گل بچیند دورش خار دارد . وقتی می خواهد لذت توبه را بچشد ،زمساتنش سرد است تابستانش گرم. عقلانیت و عاطفه دینی را اجازه دهید به همراه شما تجربه کند.

جمله پایانی ما همان آغازین است:

هیچ کس در هیچ سن وسال و هیچ موضوعی فقدان توانایی درک ندارد. همه می توانند بفهمند. حتی بچه یک روزه . هنر مربی و پدر و مادر اینست که به اندازه فهم طرف و سنخیت موضوع صحبت کنند.

در روایتی آمده: پیامبر هیچگاه نتوانست به اندازه عقل خودش با مردم صحبت کند. چون هیچکس پیدا نشد اندازه پیامبر بفهمد.

[ پنجشنبه ٢٩ بهمن ۱۳۸۸ ] [ ٥:۳۸ ‎ب.ظ ] [ محمودی نژاد- میرمحمدی - خجسته صفا ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

این وبلاگ کوششی است از جمعی دوست دار اهل بیت که می خواهند در تب و تاب زندگی مادی مخاطب شکوه پیامبر در آیه «یا رَبِّ إِنَّ قَوْمِی اتَّخَذُوا هذَا الْقُرْآنَ مَهْجُوراً » نباشند. جمع صمیمی ما ماهانه در قالب هیئت امام زمان به پای سخن اهل معنا می نشیند تا معارف دینی را به جان بشنود در آیات تدبر کند و به آموزه های دینی عمل نماید.
موضوعات وب
آرشيو مطالب
امکانات وب