معارف دینی
قالب وبلاگ

 

تصویر واقعه غدیر راهی برای درک عظمت انتصاب علی(ع) از جانب خدا به ولایت

 

 

متن سخنرانی دکتر غفارزاده را در ادامه مطلب بخوانید

برای دانلود فایل صوتی سخنرانی دکتر غفارزاده آدرس زیر را کلیک کنید.

http://www.4shared.com/audio/CA-yhO36/89-9-4.html

 

 


 

بزرگی و اهمیت غدیر

 عید غدیر به نقل از امام صادق(ع) عیدالله الاکبر است و از همه اعیاد حتی عید الاضحی و عیدالفطر بزرگتر و مهمتر است. بنا بر مفاتیح روزه عید غدیر معادل کفاره 60 سال و بنا بر قول امام صادق(ع) صواب روزه غدیر معادل تمام دنیا  می باشد. لذا تاکید فراوان شده که عید غدیر را بزرگ بدانید ، بزرگ بدارید و به فرزندانتان داستان غدیر را بگوئید تا سینه به سینه بر مردم القاء شود

از علامه امینی با یک واسطه نقل می کنم که در کربلا ایستاده بودند و در حالیکه همه داشتند سینه زنی و گریه می کردند یکی از اهل تسنن از علامه می پرسد آیا شما نمی خواهید از ماجرائی که 1300 اندی سال از آن گذشته دست بردارید؟ علامه امینی در پاسخی عالمانه به آن فرد فرمودند خیر اگر ده هزار سال هم بگذرد این واقعه برای ما تازه است و انگار همین امسال اتفاق افتاده است. بعلاوه از غدیر بیش از 2 ماه نگذشته بود که با انکه 120 هزار نفر خطبه های حضرت رسول را شنیده بودند آنرا به فراموشی سپردند. لذا از غدیر غفلت کردیم شما آنرا ربودید ولی از روضه و عزاداری سیدالشهدا غفلت نمی کنیم. عزاداری که آیت الله بهجت در پاسخ به سوال عده ای که از ایشان پرسیدند: میگویند عزاداری امام حسین مستحب است فرمودند آری مستحب است ولی مستحبی که هزاران واجب بر روی آن بنا می شود.

 

با توجه به تاکیدا ت فوق ببینیم در غدیر چه اتفاقی افتاده است که بزرگداشت آن تا این حد از  اهمیت برخوردار است

اولا واقعه غدیر در مرداد ماه آن سال و در کشاکش گرما اتفاق افتاده است. ثانیا پیامبر خدا در دهم ذی الحجه به حج مشرف شدند و کارهای روانی زیادی برای آماده سازی مردم در مراحل مختلف سفر انجام دادند. از جمله پیش از سفر فرمودند این آخرین حج من است. 120 هزار نفر ایشان را همراهی نمودند و پیامبر در همین سفر احکام حج را به مردم آموزش دادند و پس از قربانی به آنها فرمودند شما اکنون حاجی هستید. مردم به خاطر خستگی از انجام اعمال حج از پیامبر اذن استراحت خواستند ولی ایشان فرمودند یک لحظه هم استراحت جایز نیست و باید برگردیم. در روایت است که مردم شروع به غرولند کردند. لذا باید مسئله مهمی در پیش  باشد که پیامبر می فرماید باید برگردیم و از مکه خارج می شوند و بر سر راهی که کاروانها از هم جدا شده به مناطق خود می رفتند توقف نموده و فرمودند همه حجاج جمع شوند و شروع می کنند به خطبه خواندن که سه ساعت طول می کشد.

     تصور نمائید در مردادماه حجاجی که مردان سر تراشیده اند زیر آفتاب ایستاده و پیامبر خطبه 3 ساعته خواندند. لذا باید موضوع مهمی باشد. آنچناکه 110 بار  نام خدا را می برند و می فرمایند مردم این آخرین سخنرانی من است و آگاه باشید خدا حرف مهمی را به من ابلاغ نموده که بایستی به شما بگویم. و برای آماده سازی به مردم می فرماید اگر من به شما بگویم پشت این کوه دشمن خوابیده باور می کنید؟ مردم می گویند شما از ما به خودمان نزدیکترید هرچه بگوئید قبول می کنیم. به همین ترتیب پیامبر موارد  دیگری را مطرح می کنند و مردم قبول می کنند و سپس موضوع اصلی یعنی ولایت علی(ع) را طی خطبه مطرح می نمایند. در طی خطبه ایشان 40 بار نام علی(ع) را ذکر نموده و با 18 بار مردم را هشدار می دهند که حواستان را جمع کنید. به نام 12 امام اشاره می نمایند و نام حضرت مهدی(عج) 4 بار بکار رفته است.

     نکته دیگر آنکه از لحاظ ادبیات عرب جمله من کنت مولا فهذا علی مولا کلام مختصر و موجزی نیست و بهتر از این هم می شد گفت. اما اشاره دوباره به علی( فهذا این علی)  نشان از اهمیت موضوع دارد و پیامبر می خواهد برای کسی شبه نگذارد  که بگویند کدام علی. و بعد از این همه زمینه چینی دست حضرت علی را بالا میبرند تا جائیکه تا زانوی خود می رسد.

اما جالب است بدانیم صدای حضرت رسول چگونه به این 120 هزار نفر رسیده است. پیامبر 10 نفر 10 نفر عرضا و طولا افراد را چیده و سپس به آرامی خطبه را می فرمایند و آنها برای دیگران تکرار می کنند که اهل تسنن هم این موضوع را ذکر نموده اند. علامه امینی در کتاب الغدیر از طریق 110 نفر از علمای اهل تسنن ثابت کرده اند که خطبه غدیر همین است و لاغیر

پس از آن پیامبر دو خیمه بنا می کنند و می فرمایند هرکس می خواهد با من صحبت کند اول بایستی به خیمه علی رفته با او بیعت کند  و  سپس پهلوی من بیاید و از این به بعد به علی امیر المومنین بگوئید[1].  در این میان خیمه حضرت علی(ع) شلوغ شده  و عده ای نزد حضرت رسول آمده گفتند تا خیمه علی(ع) خلوت می شود اجازه بدهید با شما صحبت کنیم. ولی حضرت رسول امتناع کردند، چنین چیزی سابقه نداشته و حتی حضرت از کفار روی برنمی گرداندند چه رسد به کسانی که همراه او بوده و تازه حاجی شده اند. پس بایستی مسئله مهمی باشد که حضرت چنین واکنشی نشان دادند.

اما فردی آمد نزد پیامبر وگفت من با علی(ع) بیعت نمی کنم و می خواهم با شما صحبت کنم. پیامبر قبول کردند. آن فرد گفت براستی پیامبر فامیل بازی نکردیدکه علی 32 ساله را با وجود پیرمردان زیادی که حضور دارند بر ما امیر کردی؟ پیامبر(ص) فرمود به خدا قسم انتخاب من نبودکه انتصاب خدا بود ، هیچ فامیل بازی نبود و 3 بار این موضوع را تاکید نمودند. بعد آن مرد دستهای خود را به آسمان بلند کرد و گفت خدایا اگر قرار است این علی جانشین رسول باشد عذابی بفرست و مرا بکش و ناگهان سنگی برسرش فرود آمده و جادرجا مرد که جزء معجزات غدیراست و به تائید اهل تسنن هم رسیده است. بعد از آن چون همه ترسیده بودند دیگر کسی حرفی نزد.

بعد پیامبر فرمودند بین ما منافقینی هستند که قصد جان مرا کرده اند. حتی منافقین می روند که شتر پیامبر را پی کنند، جبرئیل بر پیامبر(ص) نازل شده و به ایشان می فرماید از راه دیگری برو .

در جامعه کبیره که از قول امام هادی(ع) می باشد این جمله آمده :.. بِمُوَالَاتِکُمْ عَلَّمَنَا اللَّهُ مَعَالِمَ دِینِنَا...

یعنی در زیارتگاه که می ایستید بگوئید به محبت شما و ولایت شما اهل بیت خدا معالم دین را به ما یاد می دهد. در این ارتباط امام باقر(ع) می فرماید اگر به آنچه علم دارید عمل کنید خدا شما را به آنچه علم ندارید آگاه می کند

حال سوال آنست که محبت و ولایت یعنی چه؟

محبت یعنی دوست داشتن و ولایت یعنی فرمان بردن. معمولا ما در اولی یعنی محبت داشتن خوب هستیم ولی در دومی یعنی فرمانبرداری لنگ می زنیم. محبت مقدمه است برای ولایت و فرمانپذیری. پس ولایت از آثار محبت است. یعنی اگر می خواهید ببینید که اهل بیت را دوست دارید باید ببینید آیا به حرف آنها گوش می کنید. در سوره آل عمران است که قُلْ إِن کُنتُمْ تُحِبُّونَ اللّهَ فَاتَّبِعُونِی یُحْبِبْکُمُ اللّهُ...(31).راست می گوئید خدا را دوست دارید پس چرا او را اطاعت نمی کنید. بعبارتی خدا می خواهد بگوید دروغ می گوئید که دوست دارید

 

مشابهت های علی(ع) با قرآن

1-علی (ع) هم مانند قرآن ظاهری دارد و باطنی: امام صادق(ع) می فرمایند قرآن هفتاد بطن دارد و هر بطن هفتاد بطن. علامه طباطبائی[2] رحمه الله علیه می گوید من هزاران بار قرآن را خواندم هر بار حرف جدیدی دریافتم. امیرالمومنین هم مانند قرآن است و اگر علی دوست باشیم به بواطن علی(ع) دسترسی پیدا خواهیم کرد.

2- علی(ع) را هم مانند قرآن  پاکان درک می کنند: در سوره واقعه خداوند می فرماید لایمسه إلا المطهرونیعنی قرآن را فقط کسانیکه طهارت دارند می توانند فهم کنند. منظور آنست که بایستی یک طهارت باطنی داشته باشید و این اعجاز قرآن است. قرآن را اگر انسان ظالمی باز کند برایش خسران دارد زیرا  خود قرآن در سوره الاسراء می فرماید و لا یزید ظالمین الا خسارا . قرآن موجود زنده است و برای بعضی گمراهی و برای بعضی هدایت می آورد یضل من یشاء و یهدی من یشاء. به سواد هم ربطی ندارد، ساروقی ارکی بی سواد بود ولی پاک خور و حلال خور و به خمسش توجه داشت. می رود کنار امام زاده ای استراحت کند وقتی بیدار می شود حافظ کل قرآن می شود. می رود پهلوی آیت الله بروجردی ایشان دست بر سینه ساروقی اراکی می گذارد و می فرماید یکبار دیگر قرآن بر سینه این مرد نازل شده، مردم قرآن هایتان را با سینه این مرد چک کنید یک واو کم و زیاد نیست.پس لا یمسه الالمطهرون یعنی اگر با طهارت باشید قرآن را درک می کنید. درک قرآن به سواد نیست به طهارت است و قرآن این را تشخیص می دهد.

     روایت داریم علی(ع) ممسوس فی ذات الله[3] یعنی علی با مس ذات خدا ست. اگر می خواهید علی را درک کنید باید خوب طهارت داشته باشید که قرآن را درک کنید. هر انسان پاکی قرآن بیشتر بخواند با علی بیشتر خواهد بود و بلعکس ایندو لازم وملزوم هم میباشند. هرکه علی را خوب درک کند با قرآن بیشتر در تماس است و هرکه با قرآن بیشتر در تماس است علی را بیشتر درک می کند.   

3-علی را هم مانند قرآن هرکس به زعم خود تفسیر می کند: هرکس به زعم خویش علی را تفسیر می کند از گاندی تا جرج جرداق مسیحی تا این علی اللهی ها. پیش بزرگی بودیم که 17 سال پای درس علامه طباطبائی بوده و از شاگردان خاص الخاص آیت الله بهالدینی بوده است. خیلی از عظمت علی(ع) گفتند و در نهایت فرمودن آقاجان تقصیر خود شماست ، خدا نیستی ولی مثل اینکه خدائی. سپس فرمود فرق علی با خدا اینست که علی ممکن الوجود است و خدا واجب الوجود و علی ممکن الوجودیست که چیزی از واجب الوجود کم ندارد.

4- اگر قرآن نبود دین به ما نمی رسید و اگر علی هم نبود دین و ایمان به ما نمی رسید :در جنگ خندق پیامبر فرمود تمام ایمان در مقابل تمام کفر قرار گرفت و سپس فرمودند ضربت علی فی یوم الخندق افضل من عباده الثقلین. یعنی یک ضربتی که علی(ع) در جنگ خندق زد بهتر از عبادت جن و انس است از ازل تا به ابد.لذا اگر قرآن نبود زندگی نداشتیم و اگر علی نبود ما ایمان نداشتیم چون ایمانرا در آن روز پیروز کردند

 

جایگاه علی (ع) بر اساس چند روایت که می تواند برای اهل فن معنای خاص داشته و آنها را به  تامل  وا  دارد

از پیامبر سوال شد  صراط الذین انعمت علیهم .... یعنی چه ( کتاب معانی الخبارص36). پیامبر فرمود قال شیعته علی(ع) الذین انعمت علییهم. این شیعیان علی (ع) هستند که خدا به آنها نعمت داده . پرسیدند چه نعمتی فرمود نعمت ولایت علی ابن ابیطالب لم یغضب علیهم و لا تضلو.. هیچوقت خدا به آنها غضب نمی کند هیچوقت هم گمراه نمی شوند

سلمان فارسی که اهل اصفهان بود پیامبر(ص)  بارها به او محبت کرده بودند. یکبار سلمان در میان اعراب ایستاده بود هر قومی از فضائل خود می گفت و سلمان را به حساب نمی آوردند. خبر یه پیامبر(ص)  رسید ایشان فرمودند سلمان منی اهل البیت. به پیامبر(ص) گفتند چرا اینقدر سلمان را دوست دارید. پیامبر(ص) فرمود چون او به هر 10 درجه ایمان رسیده است . این 10 درجه ایمان در اصول کافی باب ایمان و کفر آمده است. بعد از پیامبر(ص)  پرسیدند چگونه به این 10 درجه رسیده، فرمودند زیرا او هوی و خواسته علی را به هوی و خواسته خود مقدم می کند. هوی یعنی مثلا حضرت علی(ع) می فرمود  من دوست دارم قدم بزنم سلمان هم قدم می زد. و این حالیست در عرفان، اویس قرن ایستاده بود از یاران پیامبر پهلویش آمدند . گفت از پیامبر(ص)  چه خبر آنها خبرهای معمولی گفتند. اویس دندانش را نشان داد آنها گفتند چرا دندانت افتاده ؟ گفت همان لحظه که در جنگ احد دندان پیامبر(ص)  شکست دندان من هم افتاد. استاد فلسفه ای در استدلال این موضوع گفتند عشق، عاشق و معشوق ارتباطی دارند و این وابستگی و دلبستگی ارتباطی بوجود می آورد . پیامبر(ص)  فرمود: المرء یُحشر مع من أحب  یعنی مردم با چیزهائی محشور می شوند که دوست دارند. لذا رابطه سلمان با علی(ع) رابطه ای خاص بود. پایش را جای پای علی(ع) می گذاشت.لازم بذکر است امام حاضراست و اگر ما هم چنین باشیم با انجام واجبات و ترک محرمات مثل سلمان می شویم

یکی از علمای اهل تسنن اخیرا کتابی نوشته و مدعی شده که با آن ریشه شیعه را می زند. البته کتاب پس از انتشار ظرف کمتر از یکسال جمع شد.در آن کتاب حدیثی است که می گوید آیشه در بستر خواب بود ، بلند شد و پیامبر(ص) را ندید حجره ها را گشت و ایشان را نیافت به بالای پشت بام رفت دید رسول خدا(ص) رو به قبله ایستاده و می گوید الهی به حق علی و از چشمانشان اشک می آید. آیشه از پیامبر(ص) پرسید آیا از علی بهتر نبود که خدا را به او قسم دهید. پیامبر(ص) فرمود شرق عالم و غرب عالم را دیدم آسمانها را رصد کردم موجودی بالاتر از علی(ع) ندیدم که خدا را به او قسم دهم. و در همان کتاب از قول آیشه آمده که پیامبر فرمود ذکر علی عباده. نام علی عبادت است.

     در کتاب ینابیع الموده هم حرفی است که می فرماید قال رسول الله لوجعت الناس علی حب علی ابن ابی طالب لم یخلق النار. اگر مردم همگی بر محبت علی جمع می شدند(به ولایت او) خدا جهنم را خلق نمی کرد.. پیامبر خدا در روایت دیگر که در کتاب کفایت الطالب ص254 آمده فرمودند لو ان الریاض .... اگر درختان عالم قلم شموند، دریا جوهر شود جنیان حسابگر و انسانها نویسنده نمی توانند فضائل علی(ع) را بنویسند.

     از ابن عباس نقل است (کتاب سنن ترمذی) حب علی ابن ابی طالب یاکل سیئات کما تاکل النارالحطب یعنی   محبت علی گناهان را می خورد همانگونه که آتش چوب را می خورد. همچنین ابن عباس می گوید به پیامبر(ص) گفتم یا رسول الله هل النار جواز؟ آیا برای جهنم جوازی هست که با آن از جهنم عبور کنیم . پیامبر فرمود بلی و گفتم چیست پیامبر(ص) فرمود محبت امیرالمومنین

 

پایان سخن و اهمیت غدیرخم از زبان خود علی(ع). فردی آمد خدمت حضرت علی(ع) و پرسید یا علی بهترین روز شما چه روزی بود. علی(ع) فرمود  بهترین حال من وقتی بود که پیامبر دست مرا بلند کرد و مرا در غدیر از جانب خدا به ولایت نصب کرد

 

 



. [1]لقب امیرالمومنین مخصوص علی(ع) است چنانکه وقتی فردی نزد امام صادق آمده ایشان را امیرالمومنین خطاب کرد بشدت ناراحت شده فرمودند تنها جدمان علی ابن ابیطالب است که امیرالمومنین نامیده  شد توسط پیامبر.     

[2]ایشان قرآن را با قرآن تفسیر نموده اند

[3] قال النّبی (ص): لاتسّبوا علیاً فانّه ممسوس فی ذات الله عزوجل. رسول خدا (ص) فرمودند: علی (ع) را سبّ مکنید و بد مگوئید که او ممسوس است در ذات خدا (حلیه الاولیاء کشفی ترمذی در المناقب المرتضویه ص 87 نقل کرده اند )

[ پنجشنبه ٤ آذر ۱۳۸٩ ] [ ۱۱:٤٤ ‎ق.ظ ] [ محمودی نژاد- میرمحمدی - خجسته صفا ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

این وبلاگ کوششی است از جمعی دوست دار اهل بیت که می خواهند در تب و تاب زندگی مادی مخاطب شکوه پیامبر در آیه «یا رَبِّ إِنَّ قَوْمِی اتَّخَذُوا هذَا الْقُرْآنَ مَهْجُوراً » نباشند. جمع صمیمی ما ماهانه در قالب هیئت امام زمان به پای سخن اهل معنا می نشیند تا معارف دینی را به جان بشنود در آیات تدبر کند و به آموزه های دینی عمل نماید.
موضوعات وب
آرشيو مطالب
امکانات وب