معارف دینی
قالب وبلاگ

در کربلا  امام چند بار از عمر سعد پرسیدند که چرا با ما میجنگی ؟مگر مرا نمی شناسی؟ وقتی امام از سپاه عمر سعد پرسید که چرا با من دشمنی می کنید پاسخ دادند: به دلیل کینه ای که از پدرت به د ل داریم .

همه با هم باید مصیبت کربلا را بدانیم و بر آن بگرییم و همواره از خود بپرسیم که الان اگر عاشورا بود مادر کدام سمت بودیم؟

 

 

متن سخنرانی دکتر غفارزاده را در ادامه مطلب بخوانید

برای دانلود فایل صوتی سخنرانی دکتر غفارزاده بر آدرس زیر کلیک کنید:

 

     http://www.4shared.com/audio/4t2zPFpZ/89-10-3_sokhanrani.html

 


اگر در کربلا بودیم چگونه با امام رفتار می کردیم

واقعا اگر در کربلا بودیم چگونه برخورد می کردیم و جز کدام یک از سه گروه 1- یار امام 2- دشمن امام 3- بی تفاوت می شدیم ؟ من یک ساعت و 10 دقیقه در دانشگاه صحبت کردم و فضای کربلا را برای دانشجویان تشریح کردم. بعد پرسیدم که شما جز کدام گروه می شدید.  84 % پاسخ دادند که یقینا ما از یاران امام نبودیم . بقیه هم شاید ترسیدند که بگویند از جناح اباعبد... قرار می گرفتیم.

الان ما می گو ییم که ای کاش ما درکربلا بودیم ولی معلوم نیست اگر آن موقع آنجا بودیم چه موضعی می گرفتیم.

یاران سید الشهداء واقعا استقامت کردند و سپر بلای امام شدند. امام زمان ، امام معصوم به حر( از یاران امام ) می فرماید: پدر ومادرم به فدایت . این حرف یعنی اصحاب امام خیلی گل کاشتند . آفرین بر آنها . در روایت متعدد تاکید شده که حتما برای سید الشهدااشک بریزید. تنها جایی که اشک به خودی خود عبادت است وانسان را بالا می برد، اشک بر سیدالشهدا است. اگر کتاب کامل الزیارت اثر ابن قولویه را بخوانید در این کتاب مفصل در این مورد صحبت شده است.

ادامه این جمله معروف : هر زمینی کربلاست وهر روز عاشورا است را نگفته اند تا ما خودمان بفهمیم . عاشورا چرا عاشورا شد؟ چون یک طرف امام حسین بود و یک طرف یزید . پس ادامه این جمله این سوال است که شما حسینی یا یزیدی؟ همیشه اتفاقاتی در زندگی می افتد البته نه به وسعت کربلا . حال ما کجای این معرکه هستیم حسینی هستیم یا یزیدی؟

بعضی از اشعار شاعران شعر نیست بلکه الهام است. این که شاعر می فرماید"کربلا درکربلا می ماند اگر زینب نبود"از این دسته اشعار است . حضرت زینب خزانه حزن کربلا ست ، در زبان ، حزن به معنای غم روی غم است. این حزن حتما بایدبا اشک تخلیه شود در غیر اینصورت انسان دق می کند. یکی از علت های سکته همین است . حزن یعنی غم روی غم بدون گریه . حضرت زینب کم تر از نصف روز 18 نفر از بهترین نزدیکانش را از دست داد. به او می گفتند : حسینت رفت، عباست رفت ، عون ومحمدت رفت و...   وخانم نمی توانست گریه کند چون 84 زن و بچه ی اسیر نگاهشان به زینب 57 ساله است وخانم باید تحمل کند. این زن یک خطبه عجیب در مقابل ابن زیاد می خواند به طوریکه همه متعجب می شوند. ما باید از حضرت زینب درس استقامت و گذشت و فداکاری بگیریم . او کربلا را کربلا کرد.

لهوف در مقتل کتاب بسیار معتبری است. مقام معظم رهبری فرمودند : اگر می خواهید مقتل بخوانید از روی این کتاب بخوانید.من بررسی تاریخی کردم.لهوف از کتب علمی است که اولا نویسنده  آن سید ابن طاووس است که وی نوه دختری شیخ طوسی است و بارها خدمت حضرت ولی عصر رسیده است.این کتاب هم به روز است(حدودا 550 سال پس لز کربلا نوشته شده) و هم بسیار مختصر و موجز است . اگر این مقتل را بخوانید می گویید دیگر چه نیازی به این روضه های دروغین است؟ بسیاری از وقایع کربلا توسط حمید ابن مسلم نقل شده که وی حقوق بگیر و خبررسان ابن زیاد بود.یعنی واقعه کربلا از زبان دشمن نقل شده است و این خیلی عجیب است که وی در مورد مثلا نورانیت خیمه های امام حسین نوشته است . خطبه حضرت زینب در این کتای نقل شده است .

در یکی از قسمتهای این خطبه ، اشاره به آیه 10 رسوره روم می کند : سرانجام کار آنان که به آن اعمال زشت و کردار بد پرداختند این شد که کافر شده و آیات خدا را تکذیب و تمسخر کردند.(سوره روم آیه 10)

یعنی شما آیات الهی را که یکی از این آیات امام حسین (ع) بود را تکذیب کرده بلکه تمسخر هم کردید.

حال بحث را کمی امروزی کنم.امام علی (ع) می فرمایید : از گناهان کوچک بترسید.طرف یک گناه کوچک می کند و اصلا برایش مهم نیست و می گوید حالا مردم این همه گناه می کنند به کجا بر می خورد . راست هم می گوید .

انشاء الله توبه می کند و باز می گردد. ولی این گناهان کوچک جمع می شوند و روی هم انباشته شده و وضع را خیلی خیلی وخیم می کند.بعد چه اتفاقی می افتد : کار به جایی می رسد که دین را تکذیب می کند.پس خیلی خطرناک است و به همین دلیل گفته اند توبه واجب فوریست یعنی همان لحظه که گناه کردی با ید توبه کنی . خداوند توبه پذیر است. ولی ما توبه را عقب می اندازیم ومیگوییم حالا وقت داریم. یزید ، مصداقی از این آیه است که به حضرت زینب می گوید: شما حکومت را می خواستید ولی ما آنرا از شما گرفتیم . حکومت برای ماست . برای پدر من است. چیزی به نام وحی ودین وخدا وجود ندارد. همه اینها بازیست . یزید خود را خلیفه خدا میدانست وخلیفه پیامبر . این اتفاق برای ما هم می تواند بیفتد (پناه برخدا ) ولی آرام آرام.

چرا در کربلا این اتفاق افتاد؟ حدودا شش ماه طول کشید تا سیدالشهداء از مدینه به کربلا برسند ودر این مدت جملات زیادی می فرمودند. مثلا یکی از جملات اینست که ایشان به همه هاشمیون گفت با من بیاید. هرکس با من بیاید کشته خواهد شد. وهرکس نیاید روی رستگاری را نخواهد دید. (اگر این پیام به شما برسدچه می کنید؟هر دو طرف آن بیچارگی است.)

بعد چه کسانی امام را همراهی نکردند؟یکی از آن ها ابن عباس است . درعلم حدیث چه شیعه و چه سنی اگر گفته شود که راوی این حدیث این عباس است همه تسلیمند. خیلی مرد بزرگی بود. شاگرد خصوصی پیامبر بود ولی خودش که نمی رود هیچ ، امام را هم نصیحت می کند که آقا ! خودتان را بادست خودتان به هلاکت نیندازید.

برای روشن شدن فضای آن روزها باید به یک خطبه از معاویه هم اشاره کنم. معاویه 40 سال برشامات حکومت کرد وتمام کسانیکه در سوریه زندگی می کردند دست پرورده معاویه بودند. مردم شام واقعا حضرت (علی) را نمی شناختند ووقتی شنیدند که ایشان در مسجد به شهادت رسیده می گفتند مگر علی نماز می خواند؟و با ذکر خداوند وکلمه ا... اکبر امام را به شهادت رساندند وبه خیام حمله کردند.

ابوحمزه ثمالی از امام زین العابدین پرسیدند که چرا شما اینقدر گریه می کنید مگر شهادت افتخار خاندان شما نیست؟

امام پاسخ دادند:آری شهادت افتخار ماست ولی پدرمن به قتل صبر کشته شد. پیامبر گرامی اسلام قتل صبر را تعریف کرده اند و از آن منع کرده اند. قتل صبر یعنی فردی را محبوس کنند وهر چه دارند از عصا و چوب و شمشیر و سنگ وهرچه که دارند به او بزنند تا او بازجر کشته شود. امام سجاد فرمودند پدر من با زجر کشته شد. امام رضا فرمودند خواستی گریه کنی بر امام حسین گریه کن. امام صادق می فرماید:هر کس بر امام حسین گریه کند واشک او جاری شود، جدم حسین از خدا می خواهد که او را ببخشد و از پدرش امام علی و از مادرش واز برادرش امام حسن می خواهد که برای این بنده استغفار کنند. امام سجاد می فرمایدبعد از این مصیبت جوانانی می آیند که مانند مادران جوان از دست داده بر مصیبت جد ما حسین ضجه می زنند و سپس می فرماید خدایا(خیلی حدیث عجیبی است) اشک آنها را رحمت کن(معنی این جمله چیست؟)

چه اتفاقی در کربلا افتاد ؟ شمر در جنگ صفین در رکاب امیرالمومنین بود و زهیر بن قین درسپاه معاویه می جنگید ولی سرانجام شمر چه شد و سرانجام زهیر چه شد؟چرا این اتفاق می افتد؟در کربلا امام چند بار از عمر سعد پرسیدند که چرا با ما میجنگی ؟مگر مرانمی شناسی؟ وقتی امام از سپاه عمر سعد پرسید که چرا با من دشمنی می کنید پاسخ دادند: به دلیل کینه ای که از پدرت به د ل داریم . یعنی معاویه کار کرده بود روی این مردم.

معاویه پس از شهادت امام حسن خطبه می خواند به مردم می گوید که باید با یزید ، پسر من ، بیعت کنید.

معاویه به یزید وصیت کرده که اگر حسین (ع) با تو بیعت نکردبا او مدارا کن ورهایش کن.

ویزید با این کار خلافت را از فرزندان ابوسفیان خارج کرد.

جریان گوساله سامری در قوم موسی را همه می دانند. این اتفاق در اسلام هم افتاد و گوساله سامری امت اسلامی یزید بود. یعنی معاویه انقدر قوی کار کرده بود که هیچکس به او اعتراضی نمی کرد حتی اگر نماز جمعه را چهارشنبه می خواند. چرا ؟ چون مردم فکر می کردند که قطعا معاویه مصلحتی در این کار دیده است.

و عجب تر اینکه در تاریخ داریم یزید علنی شراب می خورد . و مردم می گفتند که او امیرالمومنین است وصلاح
می بیند که شراب بخوردولی ما نباید بخوریم. براو حلال است وبرما حرام. دین را اینقدر به قهقرابردند وبه اسم دین هر غلطی می خواستند می کردند. این نتیجه 40 سال حکومت معاویه با هوش و زکات فراوان او بود.(چهل کشور اسلامی فعلی مجموعه شامات آن زمان را تشکیل می داد یعنی نیمی از  جهان اسلام). آن زمان معاویه گفته بود که من کاری می کنم که نامی از پیامبر اسلام و دینش باقی نماند و درکارش هم موفق بود و بعد از چهل سال کار را به اینجا کشاند. ولی امام حسین که جانها و زندگی ما به فدای او باد در یک نیم روز تمام ارکان حکومتی او را به هم ریخت. این موفقیت و حماسه است. موفقیت این بود که با خونی که از بدنش بیرون ریخت گوساله سامری را نابود. مردم بعد از داستان عاشورا رافهمیدند که خلافت از عمارت و حکومت جداست. خلافت از سلطنت جداست.

الان هم بعضی از اهل تسنن می گویند که هرکس بر تخت امیری نشست  .....هر که می خواهد باشد. او حرفی بزند از طرف خداست واین را به ما هم انتقال می دادند. با این خونی که امام حسین داد گفت مردم خلافت با سلطنت متفاوت است. این ها امیرند وحاکمند اما امیر المومنین نیستند. وجالب اینست که حدود200 سال بعد از عاشوراعده زیادی از مسیحیان ویهودیان با شنیدن داستان کربلا مسلمان شدند بدون احتیاجی به قرآن. این سخن پیامبر که فرمودحسین از من است ومن از حسین یعنی همین. یعنی دین من از حسین است. واگر خون امام نبود دینی باقی نمی ماند.

وقتی اسرارابه کوفه بردند داخل شهر شخصی ازحضرت زینب پرسید شما که هستید؟وقتی حضرت زینب خود را معرفی کردومردم اوراشناختند شروع به گریه وزاری کردند. امام سجاد فرمودمارادعوت می کنید،می کشید، غارت می کنیدو حالا گریه می کنید؟ حضرت زینب فرمود انشاءا... هیچ وقت اشکهای شما خشک نشود و روی خوش نبینید . به ابن زیاد خبر رسید که اگر اینها بمانند انقلاب می شودواوهم آنها را به شام فرستاد. وقتی بعد ازمدت ها تشنگی وگرسنگی به شام رسیدند ، حضرت زینب چنان حرف عجیبی می زند که یزید را به گریه
می اندازد سپس یزید می گوید به خدا قسم من نمی خواستم حسین (ع) را بکشم ابن زیاد مرامجبور به این کار کرد. من اشتباه کردم. زن یزید گریه می کند. مشاور یزید که یک مسیحی است تعجب می کند ومی پرسد که واقعا تو این کار را کردی یزید؟ در کاخ یزید زلزله می افتد و دستور می دهد این ها را آزاد کنید که بروند. اسیر
نمی خواهیم. قیام های پی در پی بعدی بواسطه سخرانی های حضرت زینب و امام سجاد در مدینه است.

نتیجه آنکه همه با هم باید مصیبت کربلا را بدانیم و بر آن بگرییم و همواره از خود بپرسیم که الان اگر عاشورا بود مادر کدام سمت بودیم؟چگونه باید تصمیم بگریم؟همه تصمیم گیریها باید بر اساس خواسته اباعبد... باشد.

انشاء ا... همه ما از اصحاب امام حسین (ع) باشیم عملا ومتدین به دین اسلام آنطور که امام حسین می خواهد. 

 

 

[ پنجشنبه ٢ دی ۱۳۸٩ ] [ ٧:٥۳ ‎ب.ظ ] [ محمودی نژاد- میرمحمدی - خجسته صفا ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

این وبلاگ کوششی است از جمعی دوست دار اهل بیت که می خواهند در تب و تاب زندگی مادی مخاطب شکوه پیامبر در آیه «یا رَبِّ إِنَّ قَوْمِی اتَّخَذُوا هذَا الْقُرْآنَ مَهْجُوراً » نباشند. جمع صمیمی ما ماهانه در قالب هیئت امام زمان به پای سخن اهل معنا می نشیند تا معارف دینی را به جان بشنود در آیات تدبر کند و به آموزه های دینی عمل نماید.
موضوعات وب
آرشيو مطالب
امکانات وب