معارف دینی
قالب وبلاگ

از پیغمبر پرسیدند صبر یعنی چه ؟ فرمودند 3 قسمت است:

1)      صبر بر مصیبت : اگر مصیبتی بر انسان عارض شد، صابر باشد یعنی دری وری نگوید{ حضرت علی (ع) فرمودند در هنگام فراغت های خود احکام را کسب کنید }

بعضی مقامشان بالاتر است و می گویند : "وما رایت الا جمیلا "

به حضرت زینب (س) با این همه مصیبت و اسارت و اذیت وآزار بچه ها و... دشمن می گوید دیدی خدا با تو چه کرد؟ حضرت می فرمایند هر چه دیدیم زیبایی بود.

متن کامل سخنرانی استاد غفار زاده در جلسه سی و هفتم هیئت امام زمان در ادامه مطلب آمده است:

برای دانلود فایل صوتی کامل سخنرانی استاد غفارزاده به آدرس زیر لینک شوید:


از پیغمبر پرسیدند صبر یعنی چه ؟ فرمودند 3 قسمت است:

1)      صبر بر مصیبت : اگر مصیبتی بر انسان عارض شد، صابر باشد یعنی دری وری نگوید{ حضرت علی (ع) فرمودند در هنگام فراغت های خود احکام را کسب کنید }

بعضی مقامشان بالاتر است و می گویند : "وما رایت الا جمیلا "

به حضرت زینب (س) با این همه مصیبت و اسارت و اذیت وآزار بچه ها و... دشمن می گوید دیدی خدا با تو چه کرد؟ حضرت می فرمایند هر چه دیدیم زیبایی بود.

(اگر صبر بر مصیبت داشته باشید)خداوند یک الهاماتی به انسان می کند

درسوره طه می فرماید موسی تو را برای خودم پرورش دادم. می شود اعمال ما به گونه ای باشد که خدا ما را اینگونه خطاب کند ، که تو مال منی !

فرعون خوابی دید و تعبیرش این بود که پسری به دنیا می آید که تاج و تخت تو را ویران می کند ، برای همین قرار شد همه پسر هایی که به دنیا می آیند را بکشید و صدها پسر بچه را کشتند و پیش مرگ موسی شدند.

ما معنی توکل به خدا را نمی دانیم و بعضا حرف و تعبیری اشتباه می زنیم و می گوئیم قسمت است، هر اتفاقی در این عالم می افتد قسمت و تقدیر است. بعضی از تقدیرها اختیاری است بعضی غیر اختیاری .

خداوند در مورد تقدیرهای غیر اختیاری سوال نمی کند. مثلا تولد ومرگ اختیاری نیست ولی مثلا سوال می کنند چرا فلان موقع کار خیر می توانستی انجام دهی وندادی . از جوانی ، سلامتی مال و... سوال می کنند. ولی اینکه همه چیز را گردن قسمت می اندازیم ، لا طائلات است. می بایست فکر کرد ، تحقیق کرد، بررسی کرد و ....

حضرت علی (ع) به دیواری تکیه داده بود که لق بود ، رفتند جایشان را تغییر دادند، به ایشان گفتند اگر قسمت باشد اتفاقی برایتان بیفتد ، می افتد . چرا جایتان را عوض کردید؟

حضرت فرمودند "از آن قضای الهی پناه بردم به این قضای الهی "

ادب کنید بچه هایتان را با سه ویژگی : 1- محبت پیغمبر را دردلشان بکارید ( پس باید نسبت به ایشان شناخت داشته باشید ، بدانید رفتار پیغمبر چگونه بوده ، وقتی بچه در نماز روی دوششان می آید ، مانند پیغمبر عمل کنید . آن وقت بچه می گوید : بابا همیشه دعوایم می کردید ، ایندفعه نکردید ، بگوئید چون پیامبر اینطوری بودند ، آنوقت محبت پیغمبر در دل بچه می افتد ....

پیغمبر (ص) از جایی عبور می کردند ، کودکی را دیدند و پرسیدند من را بیشتر دوست داری یا پدرت را؟

" گفت : بابام گفته بگم شما را "پیغمبر پرسیدند من را دوست داری یا خدا را ؟ گفت شما را هم به خاطر خدا دوست دارم . پیغمبر آنقدر خوشحال شدند و او را بوسیدند و فرمودند ، توحیدش کامل است !

تنها گرفتاریهای ما از اینجاست که موحد نیستیم ! می گوئیم خدا بزرگ است ، اما ... این یعنی شرک

حضرت موسی وقتی به دنیا آمدند پدر نداشتند و در یک بیغوله چند بچه زندگی می کردند.

طه / واذاوحینا الی امک یا موسی              ان اقذفیه فی التابوت فاقذ فیه فی الیم

ای موس ما به مادرت وحی کردیم تو را درتابوت بگذارد و دردریا رها کند.

وابستگی طفل به مادرخیلی زیاد است ، ببینید خدا به ما چه چیزها می گوید. خدا به ابراهیم می گوید سر پسرت را ببر. اینها خیلی سخت است، الان احکام ما که چیزی نیست ، اینکه خمس بده ، نماز بخوان دروغ نگو و... تمام احکام نشات گرفته از حکمت الهی است و منطبق بر عقل است، هر قدر عقل بالاتر رود احکام را بهتر قبول می کنیم، فلذا امام فرمودند در زمان امام زمان عقول متراکم خواهد شد و مردم به احکام خدا پایبند می شوند.

نکته : 1- اینکه به مادر حضرت موسی وحی شد یعنی می شود به ما هم وحی شود چون ایشان معصوم نبودند . به همه ما وحی می شود.

2- رود نیل به مواج بودنش مشهور است . ولی چون توحید کامل است، می گوید آب و موج هم به دستور خدا حرکت می کند ، لذا مادر با آن همه دلبستگی به فرزندش  اطاعت می کند.

3- هرجا مطیع خدا بودیم حتما بعدش برکت است.

4- با کوچکترین مصیبت متزلزل نشوید .

5- با اینکه آسیه ضعیف بود و فرعون مستکبر بود، آسیه حرف درست وخوب را زد و نترسید. باید همیشه امر به معروف و نهی از منکر را کرد، ولوطرف نشنود.

6- موسی یعنی از" آب گرفته شده ."  همه را به خاطر موسی داشتند می کشتند، آن وقت همین موسی را فرعون بزرگ کرد!

در سوره انبیاء / 87 داستان حضرت یونس آمده که درکشتی سوار بودند قرار شد یکی را درآب  بیندازند تا موج دریا بخوابد. 100 نفر سوار کشتی بودند ، همه گفتند یونس پیغمبر است او را نمی شود انداخت ، خلاصه قرار شد قرعه کشی کنند، 3 بار قرعه کشیدند و هر سه بار اسم حضرت یونس درآمد و حضرت گفت این خواست الهی است باید من در آب بروم. بسیار دریا ترسناک بود ، وقتی ماهی او را خورد، یونس شروع به مناجات و اعتراف کرد و گفت خدایا غیر تو را هیچ کس نیست، خدایا تو منزهی ، من بیچاره ام.

فستجب نا له : تا حضرت اعتراف کرد، خداوند سریع او را بخشید و اجابتش کرد. خداوند اینگونه مومنین را نجات می دهد.

 

[ سه‌شنبه ٢٧ اردیبهشت ۱۳٩٠ ] [ ۸:٤٢ ‎ب.ظ ] [ محمودی نژاد- میرمحمدی - خجسته صفا ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

این وبلاگ کوششی است از جمعی دوست دار اهل بیت که می خواهند در تب و تاب زندگی مادی مخاطب شکوه پیامبر در آیه «یا رَبِّ إِنَّ قَوْمِی اتَّخَذُوا هذَا الْقُرْآنَ مَهْجُوراً » نباشند. جمع صمیمی ما ماهانه در قالب هیئت امام زمان به پای سخن اهل معنا می نشیند تا معارف دینی را به جان بشنود در آیات تدبر کند و به آموزه های دینی عمل نماید.
موضوعات وب
آرشيو مطالب
امکانات وب