معارف دینی
قالب وبلاگ

یکسری پیام‌ها در محیط زندگی ما وجود دارند که هر روز خودشان را نشان می‌دهند با یک زبان رمزآلود حرفشان را با همین اشیاء دم‌دستی به ما می‌گویند، البته زبانشان زبان «حال» است. اگر با آنها همزبان شدیم و قدرت ترجمه آن را به همین محاوره خودمان پیدا کردیم از آنها بهره‌مند خواهیم بود.

 و... این خط را که دنبال کنی می‌بینی همه عالم و آدم همه دست به دست هم داده اند تا چیزی را به تو بفهمانند.

بعضی‌ها کرند و پیام تکوینی را نمی‌شنوند، بعضی کورند، آیات را نمی‌بینند. بعضی گنگ هستند و نمی‌فهمند، بعضی‌ها می‌فهمند ولی مات مبهوت و حیرانند، اما بعضی‌ها شفاف و عریان و واضح می‌گیرند.

پیام‌ها چند دسته اند:  هشداردهنده، تأیید کننده، محافظت کننده، پیش‌گویی کننده و...

همه بیدار می شوند یا با اراده خود که خوشابه حالش ، یا بیدارش می‌کنند به اراده قهریه منتها با یک ضربه عاطفی و سخت ، گوش آدم را می‌گیرند. پس بیایید قبل از آنکه تازیانه بزنند، با این پیام‌ها با آگاهی بیدار شویم.

متن کامل سخن استاد تاج الدینی را در ادامه مطلب بخوانید.


نقطه‌های عطف زندگــی

 

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله رب العالمین حمداً ازلیاً بابدیته و ابدیاً بازلیته سرمداً باطلاقه متجلیاً فی مرایا آفاقه حمدالحامدین حمداً کثیراً کثیراً. الصلوه و السلام علی سیدنا فی الوجود و نبیّنا فی الشهود و حامل لواء الحمد و المقام المحمود ابوالقاسم محمد (ص) و الائمه الهداه المهدیین بهم نتولی و من اعدائهم نتبریءُ الی الله.

 

سه اتفاق

1-  رفتن به شهرستان: مشقّاتی که برای سوار شدن به اتوبوس متحمل شدند و بعد، ایشون را پیاده کردند و یک نفر دیگر را نشاندند، با ناراحتی پیاده شدند، فردا صبح شنیدند همان اتوبوس ته دره رفته!! و همه مرده‌اند.

2-  رفتن به مشهد: دانشجو بودند، مشهد می‌خواستند بروند، ایشون و دوستشون را علیرغم میلشان از این طرف اتوبوس شاگرد راننده به آن طرف منتقل کردند در حالیکه بلیط و صندلی داشتند، وسط راه یک تانکر خورده به آن طرف اتوبوس و آن خانم و آقایی که بین راه سوار شده بودند، مردند!

3-  یک مشکل درسی و علمی چندین وقت داشتند که در محضر اساتید مشکل حل نمی شد،  خیلی اتفاقی دوستی یک کتابی به ایشان هدیه داد، وقتی آن کتاب را باز کردند و... آن مشکل چندین ساله حل شد!

4-  اولین بار به محضر عارف معاصر آقای حاج  اسماعیل دولابی (ره) رسیدیم، هنوز ننشسته بودیم که احساس کردم ایشون مشکل منو دارند مطرح می‌کنند، بعد که نشستم، دیدم انگار که ایشون سفیری هستند که پیام دوست را برای گره‌گشایی مشکل به من می‌رسانند.

نتیجــه:

-        یقین کردم کسی مرا محافظت می‌کند.

-    یقین کردم کسی مرا راهنمایی می‌کند و با خود می‌برد. نمی‌دانم کیست؟ ولی او کار خود را بخوبی انجام می‌دهد خیلی بهتر از خود من!

 

یکسری پیام‌ها در محیط زندگی ما وجود دارند که هر روز خودشان را نشان می‌دهند با یک زبان رمزآلود حرفشان را با همین اشیاء دم‌دستی به ما می‌گویند، البته زبانشان زبان «حال» است. اگر با آنها همزبان شدیم و قدرت ترجمه آن را به همین محاوره خودمان پیدا کردیم از آنها بهره‌مند خواهیم بود. از هیاهویی که همه‌جا پخش است، از مائده‌های آسمانی محظوظ خواهیم شد. آن پیام مانند بادی است که می‌وزد و چیزی را با خود همراه می‌آورد.

در برخی ایام خداوند باد صباء و فیوضاتی می‌فرستد، هشیار باشید خود را در معرضش قرار دهید اگر پیام‌ها را بگیرید، آنها به ما هشدار می‌دهند. خوابی می‌بینید، چیزی مانند رویای صادقه، یکی را اتفاقی می‌بینید که یک حرفی می‌زند، چیزی شبیه به آنچه در خواب دیدی! یا یک نقاشی، یا یک فیلم سینمایی و... این خط را که دنبال کنی می‌بینی همه عالم و آدم همه دست به دست هم داده اند تا چیزی را به تو بفهمانند. چند مثال: مثلاً یکدفعه احساس می‌کند زنش را بیشتر دوست دارد، این از آن طرف آمده، یا یک تخیل خوب دارد. (خیال تحت قوه عاقله خوب است)

گاهی یک خواب خوب، یک شعر خوب، یک موسیقی زیبا با یک شعر و یک صدای زیبا، یک نگاه زیبا صدای ملکوت هر روز در گوش ما طنین‌انداز است. منتها ابزار شنیدن آن را باید بکار انداخت: گوش خر بفروش و دیگر گوش خر.

البته گیرندگی پیام‌ها برای همه یکسان نیست زیرا آدمیان با هم متفاوتند انسان‌ها مانند معدن‌های طلا و نقره هستند: «الناس معادن کمعادن الذهب و الفضه».

بعضی‌ها کرند و پیام تکوینی را نمی‌شنوند، بعضی کورند، آیات را نمی‌بینند. بعضی گنگ هستند و نمی‌فهمند، بعضی‌ها می‌فهمند ولی مات مبهوت و حیرانند، اما بعضی‌ها شفاف و عریان و واضح می‌گیرند.

مرحوم علامه طباطبایی می‌فرمود: «هر وقت مراقبه‌ام شدید است، وارداتم (یعنی فیوضات و اشرافات) قوی‌تر و زلال‌تر می‌شود». باید توجه خاص به محیط پیرامون خود داشته باشیم. پیام‌ها را بگیریم و دنبال کنیم. این پیام‌ها برای بیداری و هوشیاری ما آدمیان خاکی است.

همه بیدار می شوند یا با اراده خود که خوشابه حالش ، یا بیدارش می‌کنند به اراده قهریه منتها با یک ضربه عاطفی و سخت ، گوش آدم را می‌گیرند. پس بیایید قبل از آنکه تازیانه بزنند، با این پیام‌ها با آگاهی بیدار شویم.

اول باید این نقاط را دریافت کنید و بعد بهم وصل کنید تا به یک خط سیری ختم شود که آن سرش ابدیت و حیات جاودانه هستند. آن وقت اگر خوب پیام‌ها را ردیابی کنید، آنها قدرت پیش‌گویی به آدم می‌دهند. البته باید یک مقدار درونت صاف باشد، جارویی خورده باشد، لایروبی شده باشد.

پیام‌ها چند دسته اند:  هشداردهنده، تأیید کننده، محافظت کننده، پیش‌گویی کننده و... خودکاوی لازم است تا تشخیص داده شود.

«از خود بطلب هر آنچه را تویی»

هیچ چیزی در این دنیا تصادفی نیست.

[ چهارشنبه ۳٠ آبان ۱۳۸٦ ] [ ٧:٠٥ ‎ب.ظ ] [ محمودی نژاد- میرمحمدی - خجسته صفا ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

این وبلاگ کوششی است از جمعی دوست دار اهل بیت که می خواهند در تب و تاب زندگی مادی مخاطب شکوه پیامبر در آیه «یا رَبِّ إِنَّ قَوْمِی اتَّخَذُوا هذَا الْقُرْآنَ مَهْجُوراً » نباشند. جمع صمیمی ما ماهانه در قالب هیئت امام زمان به پای سخن اهل معنا می نشیند تا معارف دینی را به جان بشنود در آیات تدبر کند و به آموزه های دینی عمل نماید.
موضوعات وب
آرشيو مطالب
امکانات وب