معارف دینی
قالب وبلاگ
امام صادق علیه السلام می فرمایند جدم امام حسین علیه السلام به زوارش می نگرد و به گریه کنندگان بر او و به اقامه کنندگان عزا نگاه می کند ؛ او وقتی می بیند کسی برایش گریه می کند ، از خدا برای او استغفار می طلبد

گریه کردن در فرهنگ عاشورا سنت اهل بیت بوده است و فقط در عزای امام حسینعلیه السلام تاکید اکید به گریه شده است و این توصیه در مورد سایر اهل بیت  وجود ندارد. حتی گفته اند اگر اشک تان نیامد تباکی کنید. می دانید تباکی ریا است و در امور معنوی مثل نماز ، ریا نماز را باطل می کند ولی در مجلس سید الشهدا این موضوع کاملاً به عکس است حتماً سری وجود دارد.

حضرت سیدالشهداء علیه السلام سرالله الاکبر و وتر الله الموتور هستند. ایشان در همه چیز یکه و تنها و منحصر به فرد هستند.

علامه طباطبائی رحمت الله علیه در جائی می فرمایند هر کس در مقامات معنوی و سیر و سلوک به جائی رسیده است از توسل به حضرت سیدالشهداءعلیه السلام بوده است. از آیت الله قاضیرحمت الله علیه  نقل شده که در مکاشفه ای دیدم که حضرت سیدالشهداء علیه السلام مظهر رحمت کلیه الهی هستند. یعنی به هر کس در هر جای عالم رحمتی بخواهد برسد باید از طریق سیدالشهداء علیه السلام باشد

متن کامل سخنرانی استاد غفارزاده در ادامه مطلب آمده است

برای دریافت فایل صوتی سخنرانی استاد غفارزاده روی اینجا کلیک کنید

برای دریافت فایل صوتی مداحی  اینجا را کلیک کنید


گریه کردن در عاشورا سنت اهل بیت است

اخیرا پیامکی رسیده که امروز حسین به نگریستن احتیاج دارد نه به گریستن و به بالیدن احتیاج دارد نه به نالیدن. ولی بایستی گفت گریه کردن در فرهنگ عاشورا سنت اهل بیت بوده و به ما تاکید اکید به گریه کرده اند. حتی گفته اند اگر اشکتان نیامد تباکی کنید.البته فقط در عزای سیدالشهداء تباکی را جایز دانسته اند و حتی در عزای حضرت فاطمه(س) نمی شود تباکی کرد.

تباکی ریا می باشد. بکاء یعنی خود را به گریه زدن، مانند مریض و تمارض که یعنی خود را به مریضی زدن. ریا تنها امر معنوی در امور اخلاقی است که نماز را باطل می کند. مثلا وقتی نماز می خوانی اگر در قنوت ذکری بگوئی که فرد کناری بشنود و با خود بگوید عجب ذکر جدیدی بود نمازت باطل است و بلحاظ فقهی باید مجددا آن نماز را بجا آوری. اما در مجلس سیدالشهداء کاملا بر عکس است. اگر گریه تان نمی آید مجلس امام حسین(ع) را شلوغ کنید و صدا در صدا بیاندازید، گریه کنید و تباکی کنید. پس فرهنگ عاشورا با گریه است. احادیث مهمی در مورد گریه کردن بر حضرت سیدالشهداء در کتاب کامل الزیارات ابن قولویه آمده که برخی را ذکر می کنم.

خود گریه فی حد نفسه تاکید شده یعنی اهل گریه باشید. حتی اولیاء بزرگ می فرمایند گریه ی خصوصی داشته باشید، واعظ درونی داشته باشید و خودتان برای خودتان در خانواده روضه بخوانید. مسمع بن عبد ملک شاگرد امام صادق(ع) است ایشان را می بیند. امام از وی می پرسد آیا به زیارت جد ما حسین مشرف می شوی؟ مسمع می گوید مرا عوامل حکومت رصد می کنند لذا تقیه می کنم و نمی روم. امام(ع) می پرسد آیا مصائب جد غریب ما را برای خودت یاد آوری می کنی؟ گفت بله آقا جان فدا ی شما شوم. امام(ع) می پرسد مسمع جزع و فزع هم می کنی؟ مسمع می گوید بله آقا جان فدای شما شوم. امام(ع) می پرسد مسمع اشک هم می ریزی. مسمع می گوید بله آقا جان فدای شما شوم. آیا اشک جاری شده بر محاسنت هم می ریزد، مسمع می گوید آقا آنقدر گریه می کنم که زن و بچه ام می فهمند و می گویند دوباره برای سید الشهداء گریه کردی، امروز حال دیگری داری. بعد امام صادق(ع) می فرمایند: مسمع خدا رحمت کند اشکهایت را. دقت کنید که نمی گوید خدا ترا رحمت کند بلکه بواسطه اشکهایت رحمت شوی این اشکها درّ و گوهر است.

پس این گریستن است که به آدم بالندگی می دهد چرا که باید دلت بسوزد تا گریه ات بیاید. وقتی دل سوخت و اشک جاری شد پیمان بسته می شود و من جانم را برای حسین(ع) می دهم. امام سجاد(ع) ممنوع المنبر بودند ولی ایشان را به جاهای مختلف دعوت می کردند نظیر کسی که خانه خریده بود، یا بچه دار میشدند و امثالهم. آقا می فرمود می آیم ولی گریه می کنم(ایشان یکی از هفت نفر بکاء مشهور هستند). وقتی از جلوی قصابی رد میشدند نگاه می کردند و گریه می کردند مردم می پرسیدند آقا چرا گریه می کند می فرمودند گوسفند را هر وقت خواستید بکشید آبش دهید به جد غریب ما آب ندادند. وقتی بچه می آوردند که امام در گوشش اذان بگویند، می گریستند و می فرمودند طفل شیر خواری هم در کربلا بود

حدیثی از امام صادق(ص) در بحار آمده که میفرمایند:ان الحسین ینظرو الی زواره والباکین علیه و المقیمین عزاء علیه انه لیری من یبکی علیه فیستغفرو له و یسئل جده و امه واباه و اخاه ان یستغفر و للباکین. جد ما حسین(ع) به زوارش می نگرد و به گریه کنانش می نگرد و به اقامه کنندگان عزایش می نگرد و او وقتی می بیند کسی برایش گریه می کند برای او از خدا استغفار می طلبد و از حضرت رسول، حضرت زهرا، حضرت علی و امام حسن می خواهد که استغفار کنند برای گریه کنندگان بر حسین .

اینکه وقتی در مجلس امام حسین گریه می کنید و سبک می شوید علت دارد اما اگر برای دنیا گریه می کنید سبک نمی شوید بلکه سنگین می شوید. امام رضا (ع) می فرماید آنقدر گریه می کنیم که پلکمان زخم شود انشاء الله حال گریه داشته باشیم

حضرت سیدالشهداء سرالله الاکبر و وترالله الموتور هستند

 اولا در هر مناسبتی وقتی به ادعیه مراجعه می کنید زیارت سیدالشهداءتاکید شده است و گفته اند اگر خدا بنده ای را بخواهد محبت حسین(ع) را در دلش زیاد کرده و شوق زیارت حسین(ع) را در او زیاد می کند. حال این به چه معنی است؟ سنجه ایمان محبت به امام حسین است و وترالله الموتور یعنی یکه وتنهاست. در همه چیز امام حسین تک بوده اند یعنی ابتلااتی (آزمایشاتی )که برای امام حسین ایجاد شده، برای هیچ ولی خدایی از ازل تا ابد نیامده و نخواهد آمد. خدا تمام قربانیهای امام حسین(ع) را قبول کرد. علامه طباطبایی رحمت الله علیه می فرمایند هر کس در سیر و سلوک و مقام معنوی به جایی رسیده است از توسل به حضرت سید الشهدا بوده است علامه ازآیت الله العظمی قاضی نقل میکند که فرمودند در مکاشفه ای دیدم که حضرت سید الشهداء مظهر رحمت کلیه الهیه هستند و باب و پیشکارش هم حضرت ابوالفضل العباس(ع)می باشد. مظهر رحمت کلیه الهیه هستند یعنی به هر کس در هر کجای عالم بخواهد رحمتی برسد باید از طریق امام حسین(ع) برسد و باب و پیشکارش ابوالفضل است یعنی تا در دل ابوالفضل جایی پیدا نکنی نمی توانی توسل بکنی. بهمین دلیل امام صادق(ع) در زیارتنامه حضرت ابوالفضل اینطور می فرمایند: سلام به ان آقای مظلوم شکسته شده یعنی هیمنه آقای مارا شکستند

سر الله اکبر یعنی چه ؟ شیخ حداد می فرماید: من هر چه دارم از توسل به حضرت سیدالشهداء و زیارت عاشورا می باشد و بعد می فرمایند هر کس به هر جایی بخواهد برسد از توسل به حضرت سیدالشهداءاست. حتی آقایان بزرگان بعد از اذان و اقامه نمازهایشان و قبل از تکبیره الاحرام می گویند صلی الله علیک یا اباعبدالله، آیت الله بهجت همینطور بودند و می فرمودند گفتن این جمله در خشوع قلب خیلی موثر است. و در اسرا الصلواه اقای میرزا جواد تبری می فرمایند: همانگونه که کعبه خشت و گل است و خانه خدا است اصلی هم دارد. اصل کعبه حضرت سید الشهداء می باشد و در نماز باید رو به قبله بایستید و اگر می خواهید باطن نمازتان برود بالا، روی دلتان را به حسین(ع) بکنید و بگویید صلی الله علیک یا ابا عبدالله و بعد نماز را شروع کنید. حرف علامه طباطبایی هم همین بوده، در مشهد نشسته بودند و فردی آمده و می گوید یک روضه ای برای سیدالشهداءبخوانید. کسی می آید و به این فرد می گوید می دانید ایشان کیستند، علامه طباطبایی هستند. از آقا عذرخواهی نموده و می گوید ببخشید که به شما توهین کردم. علامه به پهنای صورت اشک می ریزد و می گوید این همه درس خواندیم حاضریم با این یک روضه عوض کنیم، روضه بر حسین(ع) کم چیزی نیست. حالا با این دید زیارتنامه را نگاه کنید می فرمایند السلام علیک یا ثارالله وبن ثاره والوتر الموتور: سلام بر تو که خون خدایی و یکه و تنهایی، السلام علیک یا باب حکمت رب العالمین سلام بر تو که درب حکمت پروردگار عالمیانی. حکمت با علم فرق دارد رحمت الهی است که ممکن است به فرد بیسواد هم داده شود.

جای دیگری می خوانیم السلام علیک یا باب الهدی. حضرت سیدالشهداءبچه 4و5 ساله ای بودند و نشسته بودند. حضرت علی(ع) به او گفتند یا عبرت کل مومن، ای اشک هر مومن( عبره در عرب یعنی بغض در گلو و آمدن اشک، به خود اشک هم عبره گفته اند) سیدالشهداءاز پدر می پرسد مرا می گویید؟ حضرت مولا می فرمایند بلی ای پسرم تو اشک هر مومنی هستی یعنی هر کس مومن است بر حسین اشک می ریزد.

از آزمایش که سنت الهی است گریزی نیست و بایستی از خدا طلب قبولی در امتحان نمود

در کربلا اتفاقات خاصی افتاد که نظیر آن در جای دیگر نیفتاده است.  فردی بود به نام شبث بن ربعی کوفی که از بزرگان کوفه بوده است[1]. شبث شیعه ایست که خود را بیچاره کرد. ما هم همین هستیم، تمام دین امتحان است و من را امتحان نکن معنی ندارد. حضرت سیدالشهداءاز مدینه به مکه و به کربلا 47 آیه را تلاوت کرد یکی از آنها آیه 156سوره بقره است که آیه بالاتر آن می فرماید مردم شما امتحان می شوید. لذا باید بگوییم خدایا توفیق قبولی در امتحان را به من بده. ابن زیاد وقتی وارد کوفه شد گفت: بگویید شبث بیاید، که نشان می دهد شخصیت برجسته ای در کوفه بوده است. ابتدا شبث امتناع کرد و گفت من نمی روم و خودم را به بیماری می زنم. دوباره خبر آمد که ابن زیاد با شما کار دارد (اینکه می گویند مواظب رفیقت و رفت و آمدنت باش همین جاست) شبث گفت مرا که نمی تواند بخرد می روم (سال قبل در دانشگاه فضای کربلا را باز کردم و پس از آن 86 درصد شرکت کننده گان گفته بودند اگر ما در آن زمان بودیم با توجه به وضعیتی که الان داریم حتما با یزید می شدیم، 3 در صد گفتند با حسین می شدیم و بقیه گفتند نمی دانیم)

شبث وقتی وارد شد به کاخ ابن زیاد، ابن زیاد هیچ نگفت و فقط یک کیسه پول به او داد. شبث پرسید این برای چیست؟ ابن زیاد گفت شنیدم تو بزرگ کوفه ای و ما یاد گرفته ایم از پیغمبر که به بزرگان احترام کنیم. حرف را ببیند و اشکال شبث همین بود که پول را گرفت. اگر ذره ای دلبستگی به مال در فرد باشد او را زمین می زند. ابوبکر زندگی زاهدانه ای داشت و می دانی که خلافت را غصب کردی(این موضوع در صحاح سته آمده و توسط سیوطی نقل شده) راوی می گوید گفتم تو که زندگیت مثل پیامبر ساده است خلافت به چه درد تو می خورد. راوی می گوید عبایش را جمع کرد و گفت بعد از نماز جمعه که مردم پشت سرم می آیند و صدای نعلین آنها را می شنوم مثل صدای ملائک است و کیف می کنم. این یعنی حب به مقام، ما در این جایگاه نیستیم والا امتحان سختی است. بالاخره شبث پول را گرفت وقتی خواست برود عبیدالله گفت یکسری به ما بزن. حالا والی شهر از او خواسته، به ما هم بگویند می رویم.  چنین شخصیتی ما را طلب کند توجیهات زیادی می آوریم که نباید تکبر کرد و نظائر آن. معمولا ما آدمها کارها را توجیه کرده، شرعی می کنیم و انجام می دهیم. سیدالشهداء را هم با توجیهات شرعی کشتند. شریح قاضی گفت حسین علیه خلیفه مسلمین قیام کرده محدورالدم است و کشتنش جایز بلکه واجب است. این اتفاقاتی که در جامعه ما دارد می افتد از این نوع است از جمله موضوع ولایت فقیه لذا از لحاظ دینی باید ولایت فقیه بر ایمان جا بیفتد.

شبث گفت حالا برویم ببینیم چه میشود. رفت پهلوی عبیدالله گفت چه شده؟ عبیدالله گفت حسین علیه خلیفه شوریده ما هم نمی خواهیم با او جنگ کنیم و می خواهیم مردم در آرامش باشند. دفعه سوم که شبث رفت پهلوی ابن زیاد گفت این چهار هزار سرباز را ببر کربلا هیچ کاری نمی خواهد انجام دهی. پنجم محرم شبث رسید به کربلا یعنی گناه و شیطان گام به گام به دنبال ما بوده و ما را از مسیر منحرف می کند. مستقیم با ما کاری نمی کند آبشخور ما اگر ماهواره باشد آرام آرام همین می شود می گویند اینقدر مرتجع نباش حالا ببین چیزی نیست که، و این آیه را هم برایت می خوانند فاستمعون القول و یتبعون الاحسن، همه چیز را بشنو و خوب را انتخاب کن. لذا انسان باید ببیند خوراک فکریش چیست. علما مجله را حرام کرده اند خریدن، داشتن، نگاه کردن به ماهواره که می رسد می گویند باید فکر کنیم. این برنامه مانند سم وارد وجودت می شود. سم وارد وجود شبث نیز شد. اینطورکه ما می فهمیم شبث نیت جنگ نداشت. اولین اثر ورود او با چهار هزار نفر این بود که دل حضرت زینب(س) ریخت. شبث با خود در کلنجار بود مانند حر ولی در دو جهت مختلف. تا اینکه شمر از طرف عبیدالله برای ابن سعد نامه آورد که شنیدم داری مماشات می کنی. اگر عرضه نداری برگرد کوفه و لشکر را تحویل شمر بده. شمر جانباز جنگ صفین در رکاب امیرالمومنین(ع) بود. ابن سعد نگاهی به شمر کرد و گفت این آرزو را به قبر خواهی برد تیر را در کمان گذاشت و رو به مردم کرد و گفت مردم شاهد باشید من اولین کسی بودم که تیر به حریم حسین انداختم. لذا نگاه اینگونه است به تدریج می روی تا جایی که نمی توانی برگردی. برسیسای عابد نیز همینطور سقوط کرد. قرآن نمونه ها را به ما گفته است. لذا شبث کارش به جایی رسید که در تاریخ می گویند 11 نفر مستقیم با سیدالشهدا جنگیدند یکی از آنها شبث بود. 7 نفر به اسبهایشان نعل تازه زدند و روی پیکرهای شهدا کربلا تاختند یکی از آنها شبث بود. وقتی بر می گردد کوفه، به مردم می گوید به شکرانه این پیروزی بزرگ من مسجدی می سازم شما در آن شکر گذاری کنید که آن مسجد در کوفه هست.

حال سوال اینست که چرا اینطور می شود؟ آیه ای از قران که حضرت سیدالشهداء قرائت کردند آیه 156 سوره بقره من شما را امتحان می کنم کسانیکه از امتحانات الهی پیروز بیرون می اید برای انها صلوات و رحمت از طرف خدا هست اولئک هم المفلحون آنان رستگارانند. در اینجا اغماضی هست. هر جای قرآن که نوشته مفلحون، مفلحون از ماده فلحه یعنی رستگار شدن. به کشاورز می گویند فلاح یعنی کسی که دانه ها را زیر خاک میکند تا استعداد دانه شکوفا شود  و بیرون بیاید به این عمل می گویند فلاحی کردن یعنی استعداد دانه را شکوفا کردن، حالا اولئک هم المفلحون می گوید اگر کسی این حالت را داشته باشد استعداد هدایت در او شکوفا می شود. مثلا می رود کربلا مثل وهب که نصرانی بود و با دستان حضرت سیدالشهداءآزاد شد. یا ظهیر بن قین یا "جون" غلام ابوذر که ربذه رفته بعد خادم حضرت علی(ع)، امام حسن(ع)، و امام حسین(ع) را می کند و 90 سال دارد. امام حسین شب عاشورا به او می گوید جون تو برو، به پای امام حسین افتاده و گریه می کند و می گوید من غلام سیاه و بد بو هستم. وقتی شما در رفاه بودید پیرو شما بودم حالا که آمدم اینجا، بروم؟ حتما من بد بو هستم که می گویید برو. سیدالشهداءبه گریه افتاده و از خدا می خواهد که صورت جون نورانی شود و بدنش معطر گردد و وقتی هم که اجازه میدان رفتن می گیرد، مجددا سیدالشهداء می آید و بدن او را گرفته و برایش دعا می کند و وقتی در بیستم محرم او را دفن می کنند صورتش نورانیست و بوی خوب میدهد.  



[1] در حق مردم کوفه ظلم است که می گویند ما اهل کوفه نیستیم (نماد است).کوفه بزرگانی که تربیت شده حضرت علی هستند داشته و پایتخت حضرت علی بوده، کوفه شام نیست که نزدیک چهل سال معاویه در آن حکومت کرد و اسلام مردم شام از طریق وی بود. یعنی دیندار نبودند کوفه را حضرت علی(ع) بنا نهاد و پایتخت حضرت مهدی خواهد بود. کوفه افرادی مثل سلیمان صرد خزایی و  هانی دارد که از ته دل برای امام حسین نامه نوشتند ولی وقتی عبیدالله آمد همه جا را بست و همه را گیر انداخت. اتفاقا 19 محرم روز حرکت کاروان اسراء از کوفه به سوی شام است چون در کوفه ولوله افتاد و عبیدالله گفت این اسراء را ببرید، ببرید پهلوی خود یزید در شام ما نمی توانیم کاری کنیم.

[ پنجشنبه ٢٤ آذر ۱۳٩٠ ] [ ۱۱:٥۱ ‎ب.ظ ] [ محمودی نژاد- میرمحمدی - خجسته صفا ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

این وبلاگ کوششی است از جمعی دوست دار اهل بیت که می خواهند در تب و تاب زندگی مادی مخاطب شکوه پیامبر در آیه «یا رَبِّ إِنَّ قَوْمِی اتَّخَذُوا هذَا الْقُرْآنَ مَهْجُوراً » نباشند. جمع صمیمی ما ماهانه در قالب هیئت امام زمان به پای سخن اهل معنا می نشیند تا معارف دینی را به جان بشنود در آیات تدبر کند و به آموزه های دینی عمل نماید.
موضوعات وب
آرشيو مطالب
امکانات وب