معارف دینی
قالب وبلاگ

حجت الاسلام مهدوی ارفع

آیا می شود حق راشناخت، قبول داشت و حتی حق را دوست داشت ولی در عرصه عمل با آن دشمنی کرد؟جواب: آری؛

گروهی که حق را می شناسند و آن را به حقانیت قبول دارند ولی در عمل باطل را انتخاب می کنند و به دشمنی با حق می پردازند! این گروه ادعای کفر ندارند و نفاق !!! خود را نمی پذیرند. دشمنان اصلی امام حسین علیه السلام از این گروه اند. که چند ویژگی دارند:

  1. غالبا از خواص و صحابه یا تابعین نام و نشان دار هستند.
  2. برخی از آنها یا خودشان مستقیما پیامبر صلی الله علیه را درک و نوع احترام و اعتزاز وی نسبت به سیدالشهدا علیهالسلام را شاهد بوده اند یا از پدرشان شنیده بودند.

متن  کامل سخنرانی را در ادامه مطلب بخوانید


سؤال اصلی: آیا می شود حق راشناخت، قبول داشت و حتی حق را دوست داشت ولی در عرصه عمل با آن دشمنی کرد؟جواب: آری؛ " قُلوبُهم معک و سُیوفُهم علیک".

شهید مطهری: کوفیانی که برای کشتن حسین بن علیعلیهالسلام به کربلا آمدند، محبّان علیّ مرتضیعلیه السلام بودند.

نکته ظریف: انسان ها در برابر دین و وحی، معمولا به سه دسته تقسیم می شوند:

  1. مؤمنین: کسانی که هم قلباً عقاید دین را باور می کنند و هم عملاً برای پیاده شدن آن تلاش می کنند.
  2. کافران: کسانی که قلباً دین را انکار می کنند و در عمل در صورت نیاز با آن می جنگند.
  3. منافقان: که قلباً منکر حقانیت و حقایق وحیانی اند ولی در عمل خود را عامل و ملتزم نشان می دهند.

تا اینجا مسأله جدیدی نیست؛ اما اگر در جامعه اسلامی گروهی شکل بگیرد که حق را می شناسند و آن را به حقانیت قبول دارند ولی در عمل باطل را انتخاب می کنند و به دشمنی با حق می پردازند! این گروه ادعای کفر ندارند و نفاق !!! خود را نمی پذیرند. دشمنان اصلی امام حسین علیه السلام از این گروه اند. که چند ویژگی دارند:

  1. غالبا از خواص و صحابه یا تابعین نام و نشان دار هستند.
  2. برخی از آنها یا خودشان مستقیما پیامبر صلی الله علیه را درک و نوع احترام و اعتزاز وی نسبت به سیدالشهدا علیهالسلام را شاهد بوده اند یا از پدرشان شنیده بودند.

نمونه ها:

ابن ابی الحدید (ج1/ص362) برخی از صحابه بزرگ را که در واقعه غدیر حضور داشنتد ولی بعدها آن را انکار کردند را معرفی می کند که عبارتند از:

الف)        انس بن مالک: حضرت امیر علیه السلام روزی در مسجد کوفه در جمع گروهی از مسلمین پرسید: کدامیک از شما در غدیر از پیامبر صلی الله علیه شنیدید که " من کنتُ مولاه ..." 12 نفر برخاسته و شهادت دادند که ما خودمان شنیدیم اما مالک سخنی نگفت. وقتی حضرت علت سکوتش را پرسید به دروغ گفت: پیر شده ام و یادم نمی آید. حضرت: خدایا اگر مالک دروغ می گوید به چنان برصی مبتلایش کن نتواند آن را با عمامه پوشاند. طلحه بن عمیر می گوید: بخدا قسم من خود دیدم که برص تا پایین پیشانی اش آمده و عمامه اش آن را نمی پوشاند.

ب‌)    زید بن ارقم: نظیر داستان بالا تکرار شد و او انکار کرد. حضرت نفرینش کردند و او نابینا شد. (من کان فی هذه اعمی فهو فی الآخره اعمی)

ت‌)    اشعث بن قیس و جریر بن بجلی(که به زیبایی شهرت داشت/خلیفه دوم او را " یوسف امّت" نامید/سال 10 هجری آمد اسلام بیاورد پیامبر صلی الله علیه عبای خود را زیر او انداخت و تکریمش کرد) پیامبر به او یک جفت نعلین داد و گفت مواظب باش هرگاه این دو را از دست بدهی دینت را از دست داده ای! یکی را در ماجرای جمل از دست داد و دومی را وقتی حضرت امیر علیهالسلام او را به نمایندگی از خود سوی معاویه فرستادند و او از هر دو – علی علیه السلام و معاویه – کناره گرفت. بعدها دشمن علی علیهالسلام شد. روزی با اشعث بن قیس در بیرون کوفه می رفتند،سوسماری را دیدند به استهزاء گفتند: ای سوسمار دستت را جلو بیار تا به عنوان خلیفه با تو بیعت کنیم. خبر به مولا علی علیهالسلام رسید فرمود: این دو نفر در قیامت سوسمار محشور خواهند شد.

بنابراین چنین اتفاق تلخی هم زمینه داشت و هم اتفاق افتاد. برای یافتن رمز این انحطاط باید بنی امیه و معاویه را به عنوان ریشه اساس فتنه بخوبی بشناسیم. در خطبه 162 نهج البلاغه آمده که فردی از بنی اسد به مولا عرض کرد: چطور شد که خلافت را به شما ندادند و به نااهل دادند؟ حضرت ناراحت شدند و به تعبیر بنده فرمودند: درچنین موقعیتی که فتنه ای بالاتر از سقیفه در حال پایه ریزی است چرا معطل ماجرای سقیفه ای؟

ارکان نقشه راهبردی بنی امیه و علی الخصوص معاویه

الف) هدف: به چنگ آوردن قدرت و حکومت کامل سرزمین های اسلامی ( و شاید پس از آن کشورگشایی و جهانگیری) و نهایتا نابودی اسلام

* شاهد: ابوسفیان در محفلی که به میمنت به خلافت رسیدن عثمان – که از بنی امیه بود – به  بزرگان طایفه اش گفت: " تلقّفوها تلقّف الکرَه" و معاویه علنا هدف خود را حذف نام پیامبر صلی الله علیه از اذان اعلام کرد ( وقتی مامون این سخن را از عالمی شنید از آن پس معاویه را لعن می کرد!!)

ب) راهبردها: در تحلیل فرصت ها و تهدیدها به دو دلیل اهل بیت علیه السلام ، تنها تهدید جدی بر سر تحقق اهداف شوم اند:

1- جایگاه منحصر به فرد اجتماعی- سیاسی (خلافت بلافصل پیامبر صلی الله علیه)

2- مقام معنوی و جایگاه قلبی الهی( قل لاأسالکم علیه اجرا الا المودّه فی القربی)

برای هر یک از این دو تهدید ، راهبردی طراحی و پیاده سازی شد که در زیارت عاشورا این گونه افشا می شود:

نخست) جلوگیری از به خلافت رسیدن اهل بیت علیه السلام دفعتکم عن مقامکم

دوم) ازاله کردن محبت و ارادت به علی علیهالسلام و اولاد علیعلیهالسلام ( بویژه درباره نسل های سوم و چهارم و ساکنان مسلمانان دور از مدینه مانند شام) " و ازالتکم عن مراتبکم التی رتبّکم الله فیها

راهکارها و برنامه های معاویه

1 - نفوذ فرهنگ غرب در جامعه یا به تعبیر دیگر استمداد و وابستگی به بیگانه که در آن زمان امپراطوری رم مسیحی بود؛ برخی دلایل و نشانه های تاریخی پیوند شوم فرهنگ اموی با فرهنگ رُمی:

-1. داستان سِرجون مسیحی؛ مشاور اعظم معاویه و یزید و روکردن دستخط معاویه برای یزید مبنی بر ضرورت سپردن فرمانروایی کوفه به عبیدالله بن زیاد( ابن اثیر؛الکامل ؛ج3؛ص268)

1-2. رفت و آمد و رشد و نمو یزید در دیر مسیحیان (مرحوم علی اکبر غفاری؛مقدمه بررخی تاریخ عاشورا نوشته مرحوم آیتی)

1-3.  شعر معروف یزید درباره شراب که در آن کنایه به عقیده و گرایش او به مسیحیت در برابر اسلام است.( حماسه حسینی)

1-4.  ماجرای یزید و لشگرکشی به رم و در بین راه عیاشی با فاحشه ای مسیحی بنام ام کلثوم در دیر مرّان وبی اعتنایی به نابودی لشگرش بر اثر آبله و تب (غفاری؛ مقدمه بررسی تاریخ عاشورا؛ آیتی)

1-5.   زهری که به امام حسن علیه السلام خورانده شد به دستور معاویه از طرف امپراطور رم برای معاویه فرستاده شد.

1-6.   در ماجرای دستگیری هانی بن عروه توسط ابن زیاد، وقتی طایفه هانی به  دارالخلافه حمله کردند و چیزی نمانده بود که وارد انجا شوند ( که به نقل شیخ مفید تنها 50 نفر [20 نفر از سران و30 نفر نگهبان ] در آن حضورداشتند ناگهان ورق به نفع عبیدالله برگشت!چرا؟ زیرا رمیان ساکن در کوفه!!! از درب مخفی پشت دارالخلافه وارد شدند و عبیدالله را یاری کردند.

1-7.  از سال 45 (شهادت علی علیه السلام) معاویه منطقه ای از کوفه را برای استقرار عده ای از رمیان اختصاص داده بود.

1-8.  امام صادقعلیهالسلام: جدم زین العابدین علیهالسلام می گوید: وقتی ما را به شام بردند و در خرابه ای اسکان دادند، زنها و بچه ها با نگرانی و ترس به سقف و ستونهای پوسیده خرابه می نگریستند که هر آن ممکن بود ریزش کند. نگهبانان ما، می خندیدند و با هم به زبانی که کسی جز من آن را نمی فهمید. می گفتند: اینها را ببین تا چند ساعت دیگر به دستور یزید کشته می شوند و نگرانی سقف و ستوهای پوسیده اند. بعد امام سجاد علیهالسلام فرمود این نگهبانان که ما اسرا را به شام برده بودند، به زبان رُمی سخن می گفتند !!!!(نفس المهموم به نقل از بصائرالدرجات)

2- ارعاب عموم مردم از قدرت و ابّهت واهی و دروغین خود(مانند شاه و رضا شاه و امروز مانند نظام سلطه)آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند

3 - تحریف دین با دو هدف : مشروعیت سازی برای معاویه و هم دستانش و مشروعیت زدایی از امیرالمومنین و خاندان و یارانش؛ از طریق منع نقل حدیث توسط خلفا، استخدام جعّال حدیث و ...

4- تهدید و قتل و تبعید خواص حق طلب مانند ابوذر

5- تطمیع خواص متمایل به دنیا

6- حذف مرجعیت اهل بیت علیه لسلام و شاگردان اصلی و باوفایشان (عجیب است در طول دوران صلح غریبانه امام حسن علیه لسلام یک حدیث از حسنین علیه لسلام حتی در باب فروعات فقهی در منابع شیعه وجود ندارد!! یعنی مردم گویا این بزرگواران را حتی در حد یک مسأله گو قبول نداشتند)

7- انحطاط معرفتی و اخلاقی نسل جدید؛ (سالها بعد وقتی خلیفه در شام می خواست بساط عیش و نوش برپا کند می فرستاد از مدینه زنان رقاصه و آوازه خوان بیاورند!!! ر.ک: الاغانی)

زمینه های تحقق و پذیرش  راهبردهای اموی در جامعه

1. تهی شدن جامعه و بویژه جوانان از شوق کسب علم و معرفت و تفکر به دلیل تبدیل کشورگشایی به دغدغه اصلی در زمان خلیفه دوم و سرگرم شدن و بطالت جوانان در زمان های بعدی(امام حسین علیه لسلام در زمان امام  حسنعلیه لسلام از یکی از همسرانش بنام جعید همدان می پرسد: یا جُعَید! أخبِرنی عن الشّباب؟ می گوید: جوانان مشغول سرگرمی و بازی و لهو و لعب اند! حضرت می پرسند: أخبرنی عن الموالی؟می گوید: آکل الرّبا أم حریصٌ علی الدنیا!! حضرت با شنیدن این تحلیل کوتاه ولی گویا می فرمایند: فإنّا لله و انا الیه راجعون!!!)

2. رواج دنیا دوستی در مردم بویژه در میان خواص(ر.ک: الغارات)

3. پوچ و بی هدف و بی معنا کردن زندگی (به تعبیر آقای طاهر زاده مردم بجای چگونه زیستن فقط به فکر به هر قیمتی زیستن بودند)

نتایج

  • تبدیل امامت به خلافت و سپس به سلطنت و در نهایت به سلسله پادشاهی!!!
  • غالب شدن گفتمان ترس و تملّق در جامعه که نتیجه اش اولاً یاری ظالم بجای مظلوم بود و  ثانیاً عافیت طلبی بجای آرمان طلبی!!! رواج پیدا کرد.
  • استحاله فرهنگی و غلبه فرهنگ و سبک زندگی غربی
  • پذیرش اختیاری و آزاد ظلم ظالمین ( اثر تبلیغات جنگ نرم و عملیات روانی)
  • عدم اضطرار درونی ( اعم از حقیقی و کاذب)

 در نهایت اهل کوفه با وجود اقرار به حقانیت حسین علیه لسلام و بطلان یزید، توهم کردند چاره ای جز انتخاب یزید ندارند. در صورتیکه انتخاب یزید بدون همکاری با او و مقابله با حسین علیه السلام پایانی ندارد. کوفیان به واسطه دنیا طلبی و عافیت طلبی ترسیدند. به واسطه ترس، دچار توهم تحمیل بیرونی و اضطرار درونی شدند و در عمل با امام حسین علیه السلام دشمنی کردند.

مهدوی ارفع http://saateeshgh.persianblog.ir

[ چهارشنبه ۱ آذر ۱۳٩۱ ] [ ۸:٥٧ ‎ق.ظ ] [ محمودی نژاد- میرمحمدی - خجسته صفا ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

این وبلاگ کوششی است از جمعی دوست دار اهل بیت که می خواهند در تب و تاب زندگی مادی مخاطب شکوه پیامبر در آیه «یا رَبِّ إِنَّ قَوْمِی اتَّخَذُوا هذَا الْقُرْآنَ مَهْجُوراً » نباشند. جمع صمیمی ما ماهانه در قالب هیئت امام زمان به پای سخن اهل معنا می نشیند تا معارف دینی را به جان بشنود در آیات تدبر کند و به آموزه های دینی عمل نماید.
موضوعات وب
آرشيو مطالب
امکانات وب