معارف دینی
قالب وبلاگ

 

إِنَّ الَّذینَ کَفَرُوا بِآیاتِنا سَوْفَ نُصْلیهِمْ ناراً کُلَّما نَضِجَتْ جُلُودُهُمْ بَدَّلْناهُمْ جُلُوداً غَیْرَها لِیَذُوقُوا الْعَذابَ إِنَّ اللَّهَ کانَ عَزیزاً حَکیماً  (نساء 56)

 بی تردید کسانی که به آیات ( قرآن ) و نشانه های ( توحید ) ما کفر ورزیده اند به زودی ( به محض مرگ در عالم برزخ یا در قیامت که در نظر خداوند زود است ) آنها را به آتشی ( سوزان ) درآوریم و حرارتش را به آنها بچشانیم هر گاه که پوستشان بریان و پخته گردد برای آنها پوست های دیگری به جای آن بیاوریم تا ( کاملا ) عذاب را بچشند حقّا که خداوند مقتدر و دارای حکمت است.

این آیه می فرماید اینها را در اتش می اندازیم تا پوستشان بسوزد. پوست که سوخت زجر پیدا
می شود سپس پوست جدید به آنها می پوشانیم. وهمچنان عذاب ادامه می یابد. چرا خداوند عذاب روی عذاب می آورد؟ پاسخ می دهد زیرا شما لجاجت داشتید. این عذاب برای بعضی از گناهان تمامی ندارد و دائمی است.

همچنین از این آیه استنباط می شود که معاد جسمانی است.

متن کامل سخنرانی دکتر غفارزاده را در ادامه مطلب بخوانید.

دانلود فایل صوتی سخنرانی:

http://www.4shared.com/mp3/BwDmVXeQ/91-10-28.html


آیت ا... بهاالدینی تعریف می کنند به قبرستانی رفته بودم . برای اموات حمدو سوره خواندم هنگام بازگشت (به نقل از کتاب مردمان آسمان) سه صلوات هم برای اموات فرستادم و دیدم اثر سه صلوات بیشتر از حمدو سوره بود. صلوات بسیار ذکر عجیبی است عده ای از امام صادق خواستند که ذکر موثری برایشان باشد و خدا را زیاد یاد کنند. امام تسبیحات حضرت زهرا (س) را به آنها یادآوری کردند و فرمودند هرکس بعد از نمازها این ذکر را بگوید جز کسانی است که ذکر کثیر می گویند . این اذکار چون وابسته به شخص ویژه ای هستند آثارشان هم ویژه است چون قرار است امسال بیشتر در مورد قرآن صحبت کنیم ، نکاتی در مورد آیاتی که تلاوت شد خدمتتان عرض می کنم.

سوره نساء آیه 56 :

کسانیکه به نشانه ها ومعجزات ما کافر شدند به روی آنها را در آتش دوزخ می افکنیم و هر بار که پوست آنها سوخته شود، پوست دیگری بجای آن قرار می دهیم تا مزه کفررا بچشند همانا خداوند آن حکم دهنده با قدرت است.

کفری که در این آیه از آن صحبت می کند. کفر فقهی نیست . بلکه در مورد مسلمانان است یعنی یکسری احکام و آیات قرآن را قبول داریم و یکسری را قبول نداریم . مثلا شخصی که می گوید من اسلام را قبول دارم ولی حجاب را نه . اسلام را باید به طور کامل پذیرفت مسائلی مثل غیبت، نماز خواندن، زکات دادن ، انفاق ، خمس، و... همه با هم است.

به همین دلیل فقها چه قدیم  چه جدید همه گفته اند که اگر کسی حجاب را قبول ندارد یا خمس را قبول ندارد (نه کسانیکه قبول دارند ولی به آن عمل نمی کنند) یعنی کسیکه لزوما و الزاما حکمی از احکام فقهی را قبول ندارند، این شخص مرتد است. اینها مشمول همین آیه قرآن هستند .

که در آتش می افتند. آتشی که وقتی اوصافش را به حضرت زهرا گفتند، حضرت با صورت به زمین خوردند.

می گویند آیه درمورد جهنم برپیامبر نازل شد. پیامبر این آیه را برای مردم خواند و سپس بی هوش شد. ایشان به هوش نیامد تا حضرت زهرا آمد و ایشان را صدا کرد و به هوش آمد . حضرت زهرا دلیل این حالت را پرسید وقتی پیامبر جواب دادند، در آن هنگام حضرت زهرا به زمین خوردند . آیات دوزخ را شوخی گرفته ایم.

قران برای دنیای مانازل شده که خوب زندگی کنیم ولی برای خوب زندگی کردن مجبوریم که به فکر آخرت بوده و آخرت خود را بسازیم . 3/1 آیات قرآن در مورد آخرت است. یعنی ما باید خیلی دقیق به فکر قیامت باشید . آیت ا... شوشتری می فرماید شما لازم نیست به معاد و قیامت یقیین داشته باشیم ، کافیست به آن شک داشته باشید. یعنی اگر این حرفهایی که قرآن می زند اگر درست باشد درمورد ابدی بودن جهنم و بهشت و تا حدودی بپذیریم، آن وقت فکر کنیم که آیا ارزش ندارد که این زندگی 50-60 ساله را برای آن زندگی ابدی خرج کنیم؟ حتی اگر به قیامت شک داشته باشیم، دنیا را فدای قیامت می کنیم.

آیت ا.. شوشتری می گوید شما یقین دارید که قیامتی در کار نیست. از رفتار و حرکات شما معلوم است. یعنی اینکه کسی بگوید قیامت هست یا نیست هیچ تاثیری در زندگی ما ندارد . آموزه های قرآنی به ما می گوید که قیامت را خیلی باید جدی بگیریم . قیامت باید در زندگی ما جاری باشد.

در این صورت گریه ها،نماز ، اخلاق و سایر افعال ما معنی پیدا می کند.

در مجلسی در مورد احسان به پدر و مادر صحبت می کردیم . یک مرد حدودا 60 ساله پیش من آمد و گفت که مادری دارم که زمین گیر است و بیمارو... خیلی مرا اذیت کرده و شروع به گریه کرد، وقتی در مورد قیامت و اینکه احسان به پدر و مادر چه اثری دارد به او گفتیم واقعا آرام شدو رفت . پیامبر در حدیثی می فرماید احترام به فرد مسن احترام به من است و احترام به مادر پیر احترام به خداست. قیامت به انسان انگیزه می دهد.

یک حرف نا مربوط ، غلط و غربی است که می گوید: اینقدر در مورد مرگ و قیامت حرف نزنید بچه هاا فسرده می شوند. این حرف بسیار غلطی است. صحبت از قیامت یعنی اینکه حواسمان باشد که بالاخره یکجا یقه آدم را می گیرند و حساب و کتاب می کنند. این طور فکر انسان را به کار و تلاش سازنده و مثبت وادار می کند. نه اینکه ، باعث افسردگی می شود. این حرف جامعه را فعال می کند و امروز معنای گوشه نشینی نیست.

این آیه می فرماید اینها را در اتش می اندازیم تا پوستشان بسوزد. پوست که سوخت زجرپیدا
می شود سپس پوست جدید به آنها می پوشانیم. وهمچنان عذاب ادامه می یابد. چرا خداوند غذاب روی عذاب می آورد؟ پاسخ می دهد زیرا شما لجاجت داشتید. این عذاب برای بعضی از گناهان تمامی ندارد و دائمی است.

همچنین از این آیه استنباط می شود که معاد جسمانی است.

ادراک و احساس با روح است نه با جسم . مثلا وقتی در یک محیط بارهای مناسب کسی خوابیده و در خواب می بیند که در کوهستان برفی گیر کرده وقتی از خواب بیدار می شود احساس سرما می کند. و بدنش سرد است. این درک توسط روح انجام می شود. کسی که بیمار درونی دارد بسیار بیشتر اذیت می شود. (او دیگران رااذیت می کند) تا کسی که یک بیماری جسمی دارد و مثلا سرما خورده . معاد علاوه بر روحانی بودن جسمانی هم هست . ولی برزخ روحانی است.

هر جای قرآن آیه جهنم آمده، بلافاصله در مورد بهشت هم صحبت کرده. مثل همین جا. در آِیه بعد می فرماید: و کسانیکه ایمان آورده و عمل صالح انجام داده اند.......... (آیه 57 سوره نساء)

بهشتی شدن دو رکن دارد: 1- ایمان داشتن – ایمان به غیب 2- عمل صالح  ایمان به خدا حسینی می خواهد که سر خود را بدهد. انسان با ایمان باید مفید باشد. ایمان به تنهایی کافی نیست.

حالا گیر ما کجاست؟ قرآن می گوید به خدا توکل کنید . یعنی خدارا معیار قرار داده و به او اعتماد کنید. تکیه کنید . ما به خدا ایمان و اعتماد نداریم. می گوئیم درست است که خمس حکم خداست ولی اگر خمس بدم مالم کم می  شود. آن هایی که اهل دیانت هستند می دانند که وقتی به خدا تکیه و اعتماد م یکنند چقدر راحت می شوند. ولی کسیکه این جایگاه را ندارد همواره در اضطراب است. خداوند در سوره یوسف میفرماید: خدایان متعدد بهتر است (گه شما دارید) با یک خدای واحد یگانه ( که به آن تکیه کنید)

عقل می گوید یک خدا بهتر است. سپس ادامه می دهد که عزت هم دست خداست که به مومنین می دهد.

خداوند عبرت های زیادی را در قرآن با سعه صدر برای ما آورده است. مثلا داستان مادرحضرت موسی در سوره طه. ما نمی توانیم شبیه پیامبر شویم. خدا هم هیچگاه از ما نمی خواهد که شبیه آنها شویم مثلا به ما نمی گوید برو سر بچه ات را ببر ولی از ابراهیم اینکار را می خواهد.

ولی مادر موسی که معصوم نبود. پیامبر هم نبود. یک زن بی سواد دهاتی بود. وقتی فرعون تصمیم می گیرد که نوزادان پسر را بکشد ، مادر موسی در یک مخروبه ای مخفی میشود و با بیچارگی موسی را به دنیا می آورد . قرآن می گوید ما به مادر موسی وحی کردیم ( یعنی وحی به انسانها ی معمولی هم می شود) که این بچه را در یک صندوقچه چوبی بگذار.(رود نیل به تموح معروف بود) فرق انسان مومن و معمولی اینجا مشخص می شود. وابستگی که مادر به بچه شیرخوار دارد به بچه 5 ساله ندارد هر چه بزرگتر شود این وابستگی کمتر می شود. حالا شما تصور کنید که بچه تازه بدنیا آمده را باید به آب بیندازید . اگر ایمان به خدا نداشته باشیم می دانیم که موج و حرکت آب هم به دست خداست ما قبول نداریم ولی مادر بیسواد و دهاتی این را  می دانست . قرآن می گوید: بچه را که به آب انداخت خواهر موسی دنبال صندوقچه رفت و دید که وارد کاخ فرعون شد. هیچ وقت از خداوند نخواهید که شما را امتحان نکند چون خدا امتحان می کند بلکه از خدا بخواهید که از امتحان سربلند بیرون بیایید.

خداوند بر اساس غریزه وفطرت وظرفیت هر کس او را امتحان می کند. کسی که امتحان می شود باید تا انتهای آن بایستد. سپس ادامه داستان که خدا محبت این بچه را در دل آسیه و فرعون قرار می دهد اشکال ما اینست که فکر می کنیم همه کاره خودمان هستیم . یکی از رفقارهای ما تعریف  می کرد که در مجلسی ما منبر رفتیم که حدودا 100 نفر مستمع داشت . به خودم مغرور شدم که انسان وقتی با سواد باشد و به جا حرف بزند اینطورمی شود . بالا منبر گفتم: بسم ا... الرحیم. دیدم یک چیزی کم دارد و عده ای دارند می خندند. هر چه فکر کردم کلمه ها به ذهنم نرسید . همان جا روی منبر توبه کردم تا توانستم این جمله را کامل بگویم. همه چیز دست خداست عزت و ذلت .

قرآن ادامه می دهد که: خواهر موسی به قصر وارد شد و دید که می خواهند به این بچه شیر بدهند ولی موسی سینه هیچ کدام از زنان را به دهان نمی گیرد . خواهر موسی گفت من زنی را می شناسم . که می تواند به این بچه شیر دهد و به این ترتیب به فاصله کمی فرزند به آغوش مادر برگشت و فرعون هم از نگرانی شیر نخوردن بچه درآمد. فرعون به مادر موسی در جوار قصر خانه داد به آنها پول و امکانات وعزت داد و به نوکران خودمی گفت به این خانم خیلی احترام بگذارید یعنی مادر موسی از این امتحان سربلند بیرون آمد و به خدا اعتماد کرد، خدا هم به او عزت و کاخ نشینی داد اینست ایمان و عمل صالح .

این داستان دقیقا برای حضرت ابراهیم هم اتفاق افتاد ابراهیم هیچ کس را دراین دنیا نداشت.

فقط یک عمو داشت که او هم پس از شکستن بت ها رهایش کرد. وقتی او را به آتش می انداختند اصلا نگرانی نداشت چون به خدا ایمان داشت . کسانی در تاریخ موعر بوده اند که به خدایمان داشته اند یعنی پای حرف خود ایستاده اند . آخرین امتحان ابراهیم ، بریدن سر اسماعیل بود.

کمی روی این موضوع تمرکز کنید. حضرت ابراهیم 50 سال بچه دار نمی شد. در 50 سالگی بچه دار در 63 سالگی مورد این آزمایش قرار گرفت (13 سالگی اسماعیل ) خداوند می داند که به کسی،کجا، چی بدهد. به ابراهیم درخواب سه بار وحی شد که پسرش را قربانی کند. این را با اسماعیل در میان گذاشت و پرسید نظر تو چیست؟ (حالا این مکالمه را امروز می کنید که پدر به فرزندش چنین حرفی بزند) حالا ببینید اسماعیل( جد پیامبر)چگونه پاسخ می دهد: بابا جان امر خدا را اطاعت کن. من هم به یاری خدا صبر می کنم. ابراهیم چاقو را گذاشت و به گردن اسماعیل کشید، ولی به گفته امام صادق، خداوند همانطور که گرما را از آتش گرفت، تیزی را از چاقو گرفت. سه بار ابراهیم سعی کرد ولی نشد تا خداوند فرمود که ازتو قبول کردیم و فرمود: ذبح عظیم را از نسل او قرار دادیم. دراینجا خداوند روضه سیدالشهداء را برای حضرت ابراهیم خواند.

حضرت ابراهیم، اسماعیل را با شادی به خدا برد. عید قربان شده بود که یکی از بزرگترین اعیاد ماست. سپس داستان آنروز را اسماعیل برای مادرش هاجر تعریف کرد. هاجر گلوی اسماعیل را نگاه می کند که جای چاقو روی آن است و سرخ شده . روایت دارد که جیغ می کشد و غش می کند. ولی "امان از دل زینب "در یک نیم روز خانم چه ها کشید و با چه صحنه هایی مواجه شد.

 اسلام علیک یا ابا عبدا....

 

 

 

[ پنجشنبه ٢۸ دی ۱۳٩۱ ] [ ۸:۳٧ ‎ق.ظ ] [ محمودی نژاد- میرمحمدی - خجسته صفا ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

این وبلاگ کوششی است از جمعی دوست دار اهل بیت که می خواهند در تب و تاب زندگی مادی مخاطب شکوه پیامبر در آیه «یا رَبِّ إِنَّ قَوْمِی اتَّخَذُوا هذَا الْقُرْآنَ مَهْجُوراً » نباشند. جمع صمیمی ما ماهانه در قالب هیئت امام زمان به پای سخن اهل معنا می نشیند تا معارف دینی را به جان بشنود در آیات تدبر کند و به آموزه های دینی عمل نماید.
موضوعات وب
آرشيو مطالب
امکانات وب