معارف دینی
قالب وبلاگ

پیامبر  فرمود: ( در المنصور، جلد 2 صفحه 239 )

بنده ای را تصور کنید که به اندازه عمر نوح خدا راعبادت کند،  اندازه کوه احد در راه خدا طلا انفاق کند ( اگر انسان پر کاهی را برای خدا و با اخلاص جا به جا کند،  آثارش را در زندگی می بیند.  خدا بدهکار هیچکس در دنیا و آخرت نمی ماند)  و هزارباردر طول عمرش حج تمتع با پای پیاده به جا آورد و سپس بین صفا  و مرده شهید شود ولی ولایت تو را (علی (ع)) نداشته باشد ، بوی  بهشت به مشامش نمی رسد و وارد بهشت  نخواهد شد.

ولایت امیرالمومنین را داشتن یعنی چه ؟

متن کامل سخنرانی دکتر غفارزاده را در ادامه مطلب بخوانید


ولایت امیرالمومنین را داشتن یعنی چه ؟

روزی به عمر و عاص گفتند راجع به علی (ع) و معاویه صبحت کن:  او گفت هر گاه من دلم برای برای نماز تنگ می شود سراغ علی (ع)  می رفتم نمازش  واقعا" نماز بود و از زمین انسان را می کند پرسیدند پس چرا سر سفره معاویه نشستی ؟ پاسخ داد: هیچ رنگی رنگ سفره معاویه نمی شود عجب رنگی دارد.

البته این هم دلیل داشت روزی پیامبر فردی را دنبال معاویه فرستاد معاویه در حال غذا خوردن بود پیغام داد پس از پایان غذا می آیم پیامبر او را نفرین کرد و گفت امیدوارم هیچ وقت سیر نشی و هیمنطور هم شد معاویه هیچ گاه سیر نمی شد ولی از خوردن خسته می شد دلیل سفره های رنگین معاویه این بود.

فضایل امیرالمومنین از زبان معاویه هم بیان شده است.  تا زمان امام باقر (حدوداً 60 سال) روی منبر امام علی (ع) را لعن و سب می کردند پس از زمان امام باقر و خصوصا" در زمان امام صادق  بر امام مشکوف شد و مقداری از فضایل  ایشان گفته  شد و نوشتن فضایل از همان زمان باب شد.

اربعین شیرازی (ره) می گوید: در فضیلت  مولی علی (ع) همین بس که خیلی ها شک دارند که او انسان بوده یا خدا !

روایتی است از رسول خدا در کتاب کافی جلد 8 روایت هجدهم می فرمایند: ای علی جان اگر من ترس و نگرانی از وضیعت امتم  نداشتم که به شرک بیفتند همانطور که انصاری به حضرت عیسی گفتند او خداست یک حرفی در مورد تو می زدم که هیچ کس از پیش تو رد نشود مگر اینکه خاک زیر پای تو را برای تبرک جستن  بر دارد.

احمد بن جنبل ا ز علمای تسنن می گوید: پیامبر آن جمله را نفرمود اگر می فرمود چه می شد؟  اراده خوب اثر دارد مثلاً من اراده  می کنم در ایام اعتکاف در اعتکاف شرکت کنم ولی بعداً تنبلی می کنم و نمی روم همین اراده خوب اثر دارد برای همین انسان باید آرزوهای خوب بکند اراده خوب اجر دارد.خدا کریم است یعنی همین.  اما اراده بد عقاب ندارد تا به عمل نرسد.  پیامبر در جای دیگری فرمود:( در المنصور، سید طی از علمای اهل سنت  جلد 2 صفحه239 )

بنده ای را تصور کنید که به اندازه عمر نوح خدا راعبادت کند،  اندازه کوه احد در راه خدا طلا انفاق کند ( اگر انسان پر کاهی را برای خدا و با اخلاص جا به جا کند،  آثارش را در زندگی می بیند.  خدا بدهکار هیچکس در دنیا و آخرت نمی ماند)  و هزارباردر طول عمرش حج تمتع با پای پیاده به جا آورد و سپس بین صفا  و مرده شهید شود ولی ولایت تو را (علی (ع) نداشته باشد ، بوی  بهشت به مشامش نمی رسد و وارد بهشت  نخواهد شد.

ولایت امیرالمومنین را داشتن یعنی چه ؟ خیلی روی این موضوع فکر کنید.

ابن ابی الحدید می گوید هر کس خطبه 222 نهج البلاغه را بخواند به سجده می افتد و من هزار بار این خطبه را خواندم و هر بار نکته جدیدی یافتم ابن ابی الحدید از ادبا و بزرگان اهل تسنن است . جرج حرداق می گوید من 300 مرتبه نهج البلاغه را خوانده ام( من که باور نمی کنم او مسیحی بوده باشد)

حیف است که ما وقتی را برای نهج البلاغه نگذاریم.  نباید معطل استاد بمانیم.

محی الدین در باب ششم فتوحات  مکیه می گوید: نزدیک ترین مردم به پیغمبر، علی ابن ابیطالب امام عالم ( نه امام دنیا)
 و دانای سر همه انبیاء می باشد.

کسی که ولایت امیر المومنین را دارد با او سخنیت پیدا می کند.  خون امیر المومنین در رگ نیمه جا نیست چون پدر همه ما علی (ع) است (طبق حدیث پیامبر که من و علی پدران این امت هستیم )  پدر یک ویژگیهایی دارد فرزند هم یک بازیگوشی هایی دارد.  پدر رعایت بچه را می کند پدر خیر بچه را می خواهد.  اول خودش آسیب شدید می بیند بعد یک سیلی به بچه اش می زند حال شما فکر کنید که علی (ع) چگونه در حق ما پدری کرده است.

فخر الدین رازی از علمای بسیار متعصب اهل سنت  است.  کتابی دارد به نام مفاتیح الغیب که تفسیر قرآن است و معروف به  تفسیر کبیر در مسئله  جهر بسم ا.... اول سوره های نماز می گوید:  هرکس علی را در دینش امام بگیرد به ریسمان محکم چنگ زده است در دینش و در وجودش.                                                                            

اهل تسنن شش کتاب دارند به نام صحاح سته یکی از آن ها سنن نسائی است نویسنده این کتاب خیلی از مناقب امیرالمومنین ع را گفته است.  کتابی دارد به نام المناقب (  ایراد اهل سنت این است  که امام علی (ع) را خلیفه چهارم می دانند نه خلیفه بلافصل پیامبر با وهابیت تفاوت اساسی دارند)  که شامل فضایل امیر المومنین ع است.  نویسنده کتاب سفری به شام داشت.  وقتی به شام می رود معاویه او را احضار کرده و می گوید:  :تو یک کتاب در فضایل علی (ع) نوشته ای در مورد معاویه هم چیزیی بگو.  او پرسید آیا مرا به عنوان محدث قبول داری ؟ معاویه پاسخ داد:  بله . اگر من را قبول دارید به عنوان محدث در  فضایل  معاویه من حدیثی ندارم جز یکی و اشاره می کند به همان داستان خواندن معاویه توسط پیامبر و احادیث نفرین پیامبر در حق  معاویه نسائی کشته شد و شهید شد.

من فقط  می خواستم بگویم فضایل امیر المومنین خیلی زیاد است و انسان وقتی می شنود کیف می کند.  آنهایی که وقتی فضایل امام علی (ع)  را می شنوند خوشحال می شوند،  خوش به حال دلشان چون محبت امیر المومنین ع در هر دلی جا نمی شود چون روایت داریم که اگر تمام دنیا را لقمه کنیم و به منافق بدهیم ،  محبت امیر المومنین ع در او حاصل نمی شود و اگر تمام دنیا را از مومن بگیری و بگویی ذره ای از محبت علی (ع)  معامله کنیم قبول نمی کند. داستانی هست که یک قصاب شیعه در زمان حکومت امام علی (ع)  دزد ی کرد او  را نزد امام بردند؛  امام فرمود دست او را قطع کنید امام حسن حد بر او جاری  کرد و در حالی که  خون از او فوران می کرد امام حسن دست او را بست.  یکی از مریدان معاویه او را دید و گفت مگر تو یار علی( ع)  نبودی چرا علی با تو اینگونه عمل کرد؟ قصاب پاسخ داد؟ علی دست مرا قطع نکرد عمل من دستم را قطع کرد در آنجا امام حسن این حدیث (حدیث قبلی فرمود)  اگر منقبت امیر المومنین را می شنوی و کیف می کنی این دلیل دارد.  روی این روایت فکر کنید که در آن امیرالمومنین تشبیه شده به سوره توحید.

علمای اهل تسنن می گویند که در قرآن 300 آیه وجود دارد که مصداق اتم واکمل آن امیرالمومنین علی( ع ) است.

یکی از القاب امام علی (ع ) ابوتراب است که خیلی این لقب را دوست دارند ابوتراب یعنی پدر خاک  یک فرد کم ظریفی آمد پرسید:  یا علی چرا به تو می گویند ابوتراب ؟ امیرالمومنین پاسخ دادند:  یک بار در حال خاک  بازی بودم که پیامبر مرا دید و فرمود : از زمین  بلند شو ای ابوتراب.

میثم تمار از یاران ایرانی (اهوازی ) امیر المومنین است امام علی روزی پیش میثم تمار در مغازه اش رفتند خود امام از او پرسیدند:  میثم چرا به من می گویند ابوتراب؟  میثم گفت : شما بهتر می دانید (می گویند به عالم که رسیدید حرف نزنیدفقط گوش کنید)

امام فرمودند: حضرت آدم بین آب و خاک بود که خداوند چند صد هزار سال قبلش ومن را آفرید پیامبر فرمود:
ای علی تو پدر آدم هستی به همین دلیل فرمود تو ابوتراب هستی امام این حرف را به میثم که ظرفیت آن را داشت فرمود.

ابن ربعی از ابن عباس سوال می کند که چرا به علی( ع)  ابوتراب می گویند؟ ابن عباس می گوید:  از پیامبر شنیدم که چون او صاحب زمین و محبت خدا بر اهل زمین و باعث بقا و آرامش زمین است و روز قیامت کافر موقعیت شیعه امیرالمومنین را می نگرد و می گوید ای کاش ما هم وابسته به این خاک بودیم (اشاره به آیه 40 سوره نبا)(  بهار، جلد 35 صفحه 51 علل شرایع جلد 1 صفحه 59)   یک تعبیر دیگر هم وجود دارد که چون حضرت خیلی متواضع و خاکی بود ایشان ابوتراب می گفتند.

یک دانشجویی از من پرسید چرا اینقدر آقایان تکلیف کرده و همه برای ریاست جمهوری ثبت نام کرده اند؟ پاسخ این است که ما چون اهل قدرت مکنت نیستیم  درک نمی کنیم قدرت  چه لذتی  دارند.  ولی وقتی رئیس جمهور می بیند که با یک نامه اش 10 نفر می دوند خیلی کیف دارد.

کسی که این لذت را نچشیده باشد درک نمی کند ابوبکر انسان بسیار زاهدی بود و ساده زندگی می کرد.  شخصی از او پرسید تو که  می خواستی اینقدر ساده زندگی کنی چرا حکومت را به دست گرفتی ؟ پاسخ داد: من وقتی از نماز جمعه بر می گرددم مردم که به دنبال من راه می افتند،  صدای نعلین اینها را می شنوم انگار روی بال ملائکه قرار دارم و کیف می کنم.  این شهوت و قدرت است.

در زمان حکومت امیرالمومنین در شهر کوفه مرکز حکومت حضرت در کوچه دختری را دیدند که گریه می کند. از او پرسیدند چرا گریه می کنی ؟ پاسخ داد من کنیز فلان خانم هستم  آمدم خرما خریدم ولی چون خوب نبوده خانم گفته خرما را  پس بده ، ولی مغازه دار از من  پس نمی گیرد.  امام فرمود بیا کمکت کنم . پیش مغازه دار رفتند. مغازه دار گفت پس نمی گیرم . امام دو سه بار درخواست کردند ولی فروشنده نپذیرفت و با مشت به سینه امام کوبید و امام به زمین افتادند.  امام به دختر گفتند این که حرف ما را قبول نکرد.  نزد اربابت برویم امام که از مغازه بیرون آمدند یکی دیگر از مغازه داران به خرما فروش گفت می دانی او که بود؟  او پدر حسن و حسین و همسر فاطمه دختر پیامبر بود.  خرما فروش به محض اینکه فهمید آن فرد امام علی بوده دوید و به پای امام افتاد و عذرخواهی کرد امام او را بلند کردند و فرمودند چه می کنی؟ فرد گفت:  آقا من اشتباه کردم.  خرما را پس می گیرم امام فرمودند:  خیلی محبت می کنی من مزاحم کاسبی توشدم.  آن دختر پس از دادن خرماها گفت حالا من دیر کرده ام نمی توانم به خانه برگردم . امام فرمودند من می آیم و شفاعت تو را می کنم امام به خانه ارباب وی رفت و موضوع را گفت.  ارباب وی امام را می شناخت و به واسطه شناخت ایشان کنیز را به امام بخشید.  امیر المومنین هم او را آزاد کرد این برکت کار با اخلاص است.  ما باید خودمان را به امیرالمومنین برسانیم.

احترام به انسان از دیدگاه امام علی (ع) چگونه است؟  به آقایان اومانیست در این زمینه که ایشان به گرد پای امیرالمومنین می رسند؟ امام در مورد انسان می فرماید:  دشمن ترین دشمنان بیمارند و باید معالجه شوند (کسی که گناه می کند بیمار است باید علاج شود)

امام در حال سخنرانی روی منبر بودند و مردم به فصاحت و بلاغت و شیوایی امام توجه داشتند و لذت می بردند که یک نفر وسط جمعیت بلند و گفت: یا علی خداوند ریشه ات را بکند.  چقدر تو خوش زبانی او دشمن امیرالمومنین بود و کینه اش را نتوانست کنترل کند.

عده ای در مسجد برای تنبیه آن مرد بپا خواستند امام از آنها پرسیدند:  این مرد با که بود؟  پاسخ دادند با شما بود امام فرمود: پس او را  من باید بدهم نه شما،  امام به صبحت های خود ادامه دادند و او که همه حرف های امام را شنید هدایت شد.  یعنی امام درد او را علاج کرد مثل مادری که بچه مریض دارد و مثل پروانه دور او می چرخد.  امام به همین دلیل در جنگ جمل هنگام بازگشت پیروزانه به شدت می گریست.  از کنار کشته ها که عبور می کرد به آنها می نگریست و کنار یعنی از آنها می نشست و گریه می کرد به امام عرض کردند اینها کشته های کفرونفاق اند . امام پاسخ دادند: اینها خیلی  برای اسلام زحمت کشیدند جایشان در بهشت بود.  حیف که راهشان را کج کردند و جهنم را انتخاب کردند. این امیر المومنین است به همین دلیل است که کافر و مشرک و شیعه و سنی می گویند فضایل علی  (ع) را حتما" با یک برنامه عمیق و دقیق به نهج البلاغه مراجعه کنید و برای آن وقت بگذارید در مورد آن با دوستان مباحثه کنید نکات خیلی جالبی درآن می شود مثلا" در خطبه 185 می فرماید:  خداوند وجود مبارکی است که نسبت به بند گانش کمترین ستمی روا  نمی دارد دردنیا و نه در آخرت کمبودها:  نقص ها و عیب ها تولید  کارخانه خود انسان است و سپس به آیه 44 سو ره یونس اشاره  می کنند خدا هرگز به هیچکس ستم نخواهد کرد ولی مردم خود در حق خویش ستم می کنند سپس آیه 124 سوره نساء خداوند به اندازه رشته نازک میان هسته خرما به امری ستم نخواهد کرد.  پس طبق این فرما یشان اگر اتفاقی ناگوار برای انسان روی دهد یا امتحان است یا نتیجه کار خود انسان،  یعنی از لحاظ اعتقادی انسان پاک می شود اعتقادات ما خیلی اعو جاج دارد . نهج البلاغه اعتقادات را اصلاح می کند. اخلاق را اصلاح می کند.  درمان می کند درانتهای همین خطبه می فرماید :ای  مردم عدالت  پیشه باشید . با زن و بچه خود با اطرافیان خود و همه انسان ها ازجمله خودتان.  چرا ما وقتی با یک نفر قهر می کنیم می خواهیم نا بودش کنیم و وقتی با همان فرد آشتی می کنیم او می شود یک آدم خوب . این یعنی کینه  داشتن یعنی  هر کس با من خوب باشد خوب است و با من بد باشد بد است یعنی حد اعتدال را رعایت نمی کنیم انسان نباید ظالم باشد نه نسبت به خودش نه نسبت به دیگران و نه نسبت به خدا این سه نوع ظلم بحث مفصلی دارد.  انشالله که نهج البلاغه را  در متن زندگی خود وارد کنیم .

[ پنجشنبه ٢ خرداد ۱۳٩٢ ] [ ٩:٢۳ ‎ق.ظ ] [ محمودی نژاد- میرمحمدی - خجسته صفا ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

این وبلاگ کوششی است از جمعی دوست دار اهل بیت که می خواهند در تب و تاب زندگی مادی مخاطب شکوه پیامبر در آیه «یا رَبِّ إِنَّ قَوْمِی اتَّخَذُوا هذَا الْقُرْآنَ مَهْجُوراً » نباشند. جمع صمیمی ما ماهانه در قالب هیئت امام زمان به پای سخن اهل معنا می نشیند تا معارف دینی را به جان بشنود در آیات تدبر کند و به آموزه های دینی عمل نماید.
موضوعات وب
آرشيو مطالب
امکانات وب