معارف دینی
قالب وبلاگ

استماع دو معنا دارد

استماع یعنی کسی با اراده خودش گوش به چیزی بدهد و بشنود. به اختیار خودش با اراده و اختیار خودش طالب شنیدن و فهمیدن چیزی باشد . سماع یعنی من اراده شنیدن ندارم چیزی به گوش من می خورد.

ابزار آن معنای اول همین گوش است . یک ابزار حسی است اصوات اگر به گوش بیاید گوش باز باشد وقر و سنگینی و اینها را نداشته باشد و آفتی نداشته باشد می شنود این معنای اولش که همه می فهمیم

اما یک معنی دوم دارد که بحث من از آنجا آغاز خواهد شد معنای دوم استماع نه به معنای گوش کردن و شنیدن بلکه به معنای اجابت کردن اطاعت کردن .

شنیدید می گویند فلانی بچه خوبیه می گیم چرا ؟ می گن بچه حرف شنویه . حرف شنوی؛ یعنی اگر کسی حرفی را گفت او اجابت می کند.او تسلیم است . او منقاد است .او اطاعت می کنه . گوش می کند یعنی عمل می کند. یعنی به کار می بندد این معنا از استماع مد نظر است .

ادامه متن سخنرانی استاد تاج الدینی  را در  ادامه مطلب بخوانید


دوتا واژه در اصطلاح اهل ا... وجود دارد که به نوعی کلید واژه اند . کی بورد هستند. یکی از این واژه ها واژه ی چشم است و واژه دیگر واژه گوش این دو اصطلاح در اصطلاح به این معناست که با این چشم بتوانی ملکوت و ملکوتیان را ببینی و با آن گوش بتوانی صداهای ملکوتی را بشنوی«  کذلک نری ابراهیم ملکوت السموات و الارض » عرفا از چشم به بصیرت یاد کردند و از گوش به استماع یا گوش هوش گاهی گوش جان اصطلاحات مختلف است . در بند واژه ها نمی خواهیم گرفتار بشویم. من چون بحث گوش و چشم را در سنوات قبل شاید دو سه جلسه در همین هیأت محترم و مقدس و عرشی به بحث و گفت و شنود پرداختم دعوت آقای خجسته که به عمل آمد حقیقتا تلاش کردم یک کار جدیدی برای همین جلسه فراهم کنم با وجود اینکه موضوعات مختلفی در ذهن و دستمان بود ولی تلاش کردم یک کار بکری حداقل از ذهن خودم آماده کنم برای جلسه به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.

عنوان بحثمان هنر شنیدن است ( استماع ) : استماع دو معنا دارد اول قبل از اینکه معنای لغوی و اصطلاحی استماع را بگم فرق استماع و سماع را بگم چیه . استماع یعنی کسی با اراده خودش گوش به چیزی بدهد و بشنود. به اختیار خودش با اراده و اختیار خودش طالب شنیدن و فهمیدن چیزی باشد . سماع یعنی من اراده شنیدن ندارم چیزی به گوش من می خورد.مثلا در سیره اهل بیت ع نقل شده که کسی آمد خدمت یکی از معصومین ع عرض کرد که یابن رسول ا... من وقتی میروم بیت الخلا برای تخلیه ( مستراح )  از خانه همسایه یه نغمات خوشی بلند می شود و من یک مقدار طولش می دهم . این حکمش چیست ؟ اینقدر زیباست کمی طول می دهم که بیشتر بشنوم. حضرت فرمود که این اگر سماع باشد بر شما مباح است . حرجی نیست شما مرتکب اثم یا سیئه یا گنان نشدید اما از آنجا به بعد که می گویید طول می دهید چون به استماع می رسد این مسئله دار است این کار را نکن پس فرق استماع با سماع این است که در استماع اراده شنیدن هست ولی در سماع شما در جایی رد می شوید پشت ترافیک که ایستادید شیشه که باز است انواع صداها به گوشتان می رسد به گوش رسیدن یک حرف است گوش دادن یک حرف است .خوب استماع یعنی چه ؟ یک معنای ظاهری که همه مان در این مجلس می فهمیم . یعنی شنیدن چیزی را دریافت کردن به چیزی گوش کردن ابزارش همین گوش حسی است . گوش یکی از حواس پنجگانه ظاهری است که در قبال حواس پنجگانه باطنی است . انسان غیر از حواس پنجگانه ظاهری یک حواس پنجگانه باطنی دارد که ملاصدرا در «         » در جلد 8 این بحث را کرده . بیشتر فیلسوفان هم وارد این بحث شدند . بحث من این نیست . ابزار آن معنای اول همین گوش است . یه ابزار حسی است یه اصوات در یک نرم خاصی اگر به گوش بیاید گوش باز باشد وقر و سنگینی و اینها را نداشته باشد و آفتی نداشته باشد می شنود این معنای اولش که همه می فهمیم اما یک دوم دارد که بحث من از آنجا آغاز خواهد شد معنای دوم استماع نه به معنای گوش کردن شنیدن بلکه به معنای اجابت کردن اطاعت کردن . شنیدید می گویند فلانی بچه خوبیه می گیم چرا ؟ می گن بچه حرف شنویه . حرف شنوی یعنی اینکه گوش دارد و حرفها را می شنود؟ یعنی کر نیست ؟ این نیست . آدم حرف شنویه یعنی اگر کسی حرفی را گفت او اجابت می کند.او تسلیم است . او منقاد است .او اطاعت می کنه . گوش می کند یعنی عمل می کند. یعنی به کار می بندد این معنا از استماع مد نظر است همه ما امروز جمع شدیم اینجا روز پنجشنبه ای که می توانستیم در کنار خانواده مان باشیم توی تهران جابجایی کار خیلی سختیه . خیلی از مجلس ها شروع خوبی داشتند عاقبت به خیر نشدند این مجالس یکی از دلایلش بعد مسافت است شاید یکی از اسرار وجودی این جلسه صفای باطن و حسن نیت آقای خجسته و کسان دیگری که در عقبه کار اینجا را دارند هدایت می کنند یا آن شامی باشد که هنوز هست به قوت خودش بالاخره اون هم سهمی دارد یه کسی نمی آید یک ساعت دیگر برگردد در این جایی که طولانی است مسافت ها. ما آمدیم برای چی اینجا؟ خیلی جاها می توانستیم الان باشیم . این وقت روز حالا امروز هم که روز دوم ماه مبارک رمضان است ما آمدیم اینجا حرف بشنویم پیش فرض ما این است دیگه. اومدیم یه آقایی اینجا حرف بزنه به ما . اصلا من کار ندارم اون آقا چقدر عامله . عامل باشد حرفش توی دل من بیشتر می نشینه. جان من با او کفویت همتایی و سنخیت ایجاد می کنه. بین روح من با او یه خویشاوندی برقرار می شه. من یه همزاد پنداری می کنم می فهمم او هم چقدر به من شبیهه . نباشد هم مشکل گوینده است حرفش را من نگاه می کنم ببینم چی داره می گه. ما آمدیم اینجا حرف بشنویم. برای چی می خواهیم بشنویم؟ سی جلسه آمدیم مجلس آقای خجسته اومدیم این          گرم کنیم؟ مجلس پر بشه؟ اون هم است یار غار این جلسه هم هستیم یار ثابتش هم هستیم می خواهیم از حد نصاب نیفته من هم سهمی داشته باشم در این مجلس امام زمان اسمم نوشته بشه اونها هست ولی این کف کاره . برای چه آمدیم ؟ امدیم حرف بشنویم. برای چه بشنویم ؟ آجرها را بچین در این ساختمان ببین از کجا سر در می آره. برای چه من می خواهم حرف بشنوم؟ شنیده باشم؟ علم برای علم؟ اطلاعاتم بیشتر بشه ؟ برم یه جایی پزش را بدم ؟ توی یه مجلسی لال نباشم سخنور خوبی باشم ؟ برای چه ؟ انها هم ممکنه باشه ولی صد یه چیز دیگه است . اینها نودند ، هشتادند ، هفتادند. چون که صد آید نود هم پیش ماست . ما آمدیم اینجا خارج از دل مشغولیهای روزانه«  ان لک فی النهار سبحا طویلا » این آیه چقدر زیباست . روز سبح طویل ایجاد می کند در ما یعنی همه ش ما رو خودش گرفته . روز ما رو از خودمان گرفته خودیت و هویت ما را گرفته و ربوده ما را فریفته خودش کرده این سبح طویل است روزمرگی های مختلف افراد مختلف کارهای مختلف من پشت کردم به همه آن کارها دم افطار آمدم خانه آقای خجسته یه حرف بشنوم اون معنای استماع در معنای دوم یعنی اجابت کنم مجیب باشم به کار ببندم اول در عقلم بنشیند بعد خداوند یه برکت دیگری بدهد از آن عقل و قلب بر اعضا و جوارح من ساری شود شریان پیدا کند در شراشر وجودم اگر غیر از این باشد مجلس یه سرگرمی دیگری است . انواع سرگرمی ها را شیطان برای آدم ایجاد می کند این هم یکیش . حالا این علافی اسلامی است یه کسی یه جای دیگه داره گناه می کنه ما می­گیم من گناه نمیکنم وقتم را یه جور دیگه می گذرانم وقت داره می گذره همینجوری . استماع نه به معنای شنیدن با این گوش حسی با این گوش حیوانی استماع کردم یعنی اطاعت کردم پذیرفتم « قَبِلتُ » اجابت کردم این معنای استماع است شاید درد همه عرفا علما و ائمه معصومین این بود که خیلی حرفها داشتند گوش شنوایی برای گفتن این حرفها پیدا نمی کردند. شما دیگه ناله های امیرالمومنین در چاه که دیگه این اظهر من الشمس است کالشمس فی رابعه النهار این حداقل حرف یه معصومه که شنیدیم می رفت تو نخلستانها سرش را در چاه می کرد چرا ؟ گوش شنوا پیدا نمی­کرد. اینجوری نگاه کنید به مسائل. این همه آدم کر بودند؟ نه اون معنای دوم استماع که این حرف معصوم زمین نیفته پرت نره هرز نشه مخاطب واقعی پیدا کنه این حرف مخاطبی که این حرف بر جانش سایه بیفکنه با جانش عجین بشه اون وقت بیاید تو اعضا و جوارح توی مجاری ادراکی و تحریکی خودش را ظهور بده این رو پیدا نمی کردند تنها مختص ائمه نبوده خیلی از عرفای ما کتاب نوشتند گفتند بعد از مرگم چاپ بشه حرف داشته با خودش برده چه داغ بزرگیه . آدم حرفی برای گفتن داشته باشه اگه زده باشه نجات بشریت باشه چون گوش شنوا نیست چون زمانه زمانه شنوایی نیست. این عصر گوش شنوایی ندارد . گاهی زمان هم گوش شنیداری نداره . این رو نگفته با خودش برده . چه غم بزرگیه . چه خسران عظیمی ولی بودند اینجور افراد کسی که محرم اسرار باشد نمی یافتند. یه جمله ای سید حیدر آملی در جامع الاسرار دارد . حیدر آملی بزرگترین عارف شیعی است مقبره اش در آمل است . استاد ما در فلسفه آیت ا... جوادی آملی « حفظه ا... » می فرمود مردی به بزرگی و وزانت سید حیدر آملی در جهان شیعی به دنیا نیامده کتابهانش خیلی زیاده همه عربی هستند. این حرف از جامع الاسرار و منبع الأنوارش است که ترجمه شده می گه اگر عالمی حرفش را به یک کسی گفت که اون حرف ضایع شد اون آقا مخاطب این حرف نبود اهلیت شنیدن نداشت هم ظلم کرده به من چون اسرار را در این جامع الاسرار آوردند هم ظلم کرده به آن حرف . حرف را ضایع کرده. حرف را مگر می شود به هر کسی زد؟ استاد حسن زاده آملی و استاد جوادی آملی ما پنج سال در محضرشان زانوی تلمذ به زمین زدیم هنوز که هنوزه یک سری نوارها دارند که خود ایشان باید اجازه بدهند که طلبه هایی که درس سطح را خواندند دوازه سال 15 سال تو حوزه استخوان خرد کردند . ادبیات خوانده منطق خوانده – فقه خوانده اصول خونده با وجود این می

 

گه هر کس از اینها خواست درسهای من رو گوش کنه من کتب اجازه بدم بره اون نوار و از دفتر تبلیغات بگیره بیاره گوش کنه .خیلی حرفها داشته گوشی شنوا پیدا نم کردند یا سکوت گذاشتند یا نوشتند گفتند بعد از مرگ من پخش شه . من بی اثر بودن این حرف رو که گفتم رو خودم حداقل از چه کسی حرف بشنویم ؟ آقا خیلی خوب این مقدمات رو فهمیدم . استماع را فهمیدم به حرف باید گوش بدیم بلند گو تو دستشونه – حرف که رو من گوش بدم ؟ هر  داعیه دارند امروز – همه که می دارند همه میکروفن و جواب های زیادی داره این سوال یه جوابی که هر کس می تونه با خودش اندازه بگیره بحث های آکادمیک تئوری تواری اصلا" لازم نیست . بارش خوش درون خودش میتونه اندازه بگیره 1- به توتر بدم ساده علمی تر هم وجود داره . از چه کسی حرف گوش کنید ؟ 2- اگر حرف زد از گوضش من عبور کرد بر تسم نشست این ترد در دست همه  ماست تو هر مجلسی هم میتونه خودمان آزمایشی کنیم . حرفش لق لقه نبود تو گوشی من وز وز کنم برد مفید حرفش تا پایان جلسه باشد برد مفید جلسه های خجسته تمام شد ما رفتیم زندگی اصلا" دیگه یا رومان نیست . بردش نفوذ کنه رسوخ کنه رود کنه از گوشی م از راه گوش من این ابزاره یک را الان فکری اتی ه دالانه برای فمه اونجا نمونه هدفش آنجا نباشه . بیاد وارد قبلم یه نقطه بگذره ادامه داره این حرفها تغییر بده هندسه فکر یمو جورچین فکریم یه جور دیگه بود دادن فکریم یه جوره دیگه بود یه حرف وارد شد مثل اینکه ما هم الان اینجا نشستیم یه تو دیگه از این درب وارد بشه هندسه اینجا بمب می خوره دیگه – هدش یه نفر از اینجا بلند شد.

یه نفر یه ذره جابجا بشه اونجا هندسه و شکلش بهم می خوره اون حرف وارد گوش من بشه وارد قب من بشه وارد تفکر زندگی من بشه هندسه فکری منو عوض کنه هندسه فکری من عوض شد من رگ تاج الدینی دیروز نیستم عمل دیروزی نیست در من انقلاب فکری بوجود می آمد . انقلاب فکری به انقلاب علمی همیشه ختم شده . افراد عمل می کنند که فکر می کنند .

از یک چینش مشخصی بشنویم این سلاسل تصور ذهبه خاموشیه – خاک ریه نفت الهیه و دو سیه ملامتیه و .... به اینها می گیه بعد از شما کی خلیفه ؟ جا گزین شما کیه می گه من دو تا نشانه دارم 1- بعد از من کی عهده داره این طرتقیه این سلسه ات اگر حرف زد شما گوش داری (به مضای استماع ) این شما را آرام نمی ذاره دیگه این حرفشونه من باپیرشون تو قم کلی مباحثه داشتم . یک نشانه اش آن حرف حرف دوسته حرف حرف استخوان داریه این یه متر – همون دادیم از همن جوابهای خیلی کوچولو تا ریش سفید های پیش کسرت های مجلس ، متر دوم از که بشنویم ؟ از کی بشنویم بیش از حرفش الگو بودن عملیش من می بنه . خوب اینه این تر رود اگر داشته باشد خیلی از این منبردارد خیلی از این میکروفن دارد خیلی از این واعظین حذف می شوند. خیلی ها شان حذف می شنوند. چون آدم تا دوره نیا دون من مکان من لییه از دور یه ذره که نزدیک می شی بهخودش به خانوداش به اطافیان یه ذره دون شان مجلس یه بوی گندی بلنده مشام هر کسی که ذکام هم گرفته این رو حس می کنه . حتی زکام گرفته . پس از کی بشنویم ؟ از این آدمها – چرا بعضی فرما نمی شنویم ؟ خیلی شول خوب چرا گوش شنیداری نداریم ؟ چرا؟ چند تا آیه بخونیم چقدر رزیبا مگه این عدهای که هستند قرآن میگه این عمده با این مشخصات هیچ گوشی شنوا ندارند گوشی شنوا دارم . یعنی اجابت نمی کنه نطبغ علی قلوبهم فهم الا سمیعون قلبش را همر کردیم . قلب یعنی مهر چون قلبش مهر و سوم شده این عمرا" بشنوه اینها نمی شنونه . پس قلب آدم اگر باز نباشه متنوع نباشه . سم نداشته وسیع امشرب قدرت مداری خیاد را نداشته باشد این قلب به ادنی مناسبته علی سمعه و قلبه – قرآن و ختم دو مضا داره یکی مهر را می کنند . پیامبر که می گن خاتمه خاتم اون مهری رو می گفتن که پادشاه از زیر نامه می زدند وقتی نامه تمام می شد ختمش می کردند با مهر بود امروز هم مهر و لاک هنوز وجود داره تو ادرات نامه های طبقه بندی شده را مهرموم می کنند ختم یکی هم به مفای تمام کننده وقتی می گن خاتم الانبیاء تمام کننده سلسه انبیات بعد از او پیامبر رتمیاد.

ختم علی سمع و قلبه ختم به مفای بستن هم هست قلب قلب ختم بشه نمی شنوه مثل اینکه گوش که شده داد بزن این نمی شنوه قرآن یه تعبیری داره میگه پیامبر خیلی زود ترن خودتو اذیت نکن انک لا تسمع الوتی مرده  که دیگه گوشی نداره دیگه اینها شنوده نیستند . نه مرده به حیات النوی جسمانی اون رو نمیگرد  ضم را قرآن میگه روی زمین راه می رن حیات طبیعی و فیزیکی یکی را ندارم مرده اند. فقط حیات طیبه نداره از دیدگاه قرآن مرده ات. این رو نمی تونهی بشنوانی این شنونده خوبی نیست . یعنی اجابت نمی کنه اطاعت نمی کنه . دیگر کیا نمی شنوند به عده ای هستند اعراض می کنند از شنیدن نه اینکه گوشی نداره بلکه معرضه تعمدا" نمی خواد شنوه چون اگه بشنوه حجت تمامه بشنوه این سف آرامش نمی ذاره سکینه تومانیه و آرامشی ازش خواهد گرفت . راحت فا عرض اکثر هم فهم لاسیمعون . اکثر میگه اعراض می کنند نمی شنونه آیه قرآن کیا و الک نمی شنونه ؟ پیامبر میگفت این همه حرف زدم بیانه یاری کنید نصرت کنید دین الهی را بیایید تو خرب ما خرب الله می گفتند : و قالو قلو نبافی الکنه یعنی غلاف . می گفتند قلب ما تو غلافه شمشیر باید بیرون غلاف باشد. نه در نیام این قلب ما تو اکنه است.

که پوششیه مثلا پنبه گذاشته نمی شنوه و کیا نمی شنوند ؟ و فی اذا ننا مرقرد خوب می شنویم . پچ پچ دو تو تو نیست نری را می شنوه لب خوانی میکنه ولی حرف حق نه طریق مستقیم نه . آیه دیگه میگه : انهم عن المع لمغرولون : به عده ای خودشان را غرل کردند از شنیدن . معزولند از شنیدن کنار کشیدن از شنیدن – شکل هما نهایی که اعراض کردند میرند گوشه که این حرف به گوششون نرسه این آخر را گوش کنید. و جعلو اصابهم فی ءاذانهم اون قلبی (یه حرف بود این رو ببین چه وحشتناکه . قرار دادند دستشان را تو گوششون یعنی خذلان یعنی چه ؟ به کسی لبه پرتگاه ایستاده سه نفر از پشت دستشو گرفته این سقوط مکنه خدا اون کس ات که دست افراد را تو اون لغز شگاهها تو پرتگاهها تو و رطه های هولناک گرفته سقوط نکنه خذلان اینه این عقل اینقدر به ببراهه میره خدا فامبر شه دستشو ول می کنه همش غیره اگر نمیزنه دستشو ول می کنه  تا حالا گرفته حالا ول کنه ول کردن همانا افتادن همانا اونکه دستشو کرده تو گوشش او دچار خندلان میشه . این نتیجه بشنیدند . نشنیدن بقات داره . وقتی چیزی را نشنیدیم یعنی اجابت نکردیم . یه جهت خوب تو مجلس خوب از یه دلان پاکی شنیدم اون لحضه امروزه به ازائم انراخت احساس کردم حرف درسته ولی ولش کردم اون جلسه سیع طویل دل مشغولی های روزانه . من رو درگیر خودش کرد. من رو تو زندان خودش حبس کرد ولش کردم . تو اونو ول کردی اون تو رو ول نمی کنه . چیکارم میکنه ؟ 1- خزی و خذلان دیگه چه کارم می کنه . اگر من توی مجلسی  رفتم یه حرفی برای تنبیه من زاده شد امیری نفس و اسیری عقل میشه کم من عقل اسیر تحت علی امیر (جمله امیر المومنین نهج البلاغه ) اگر این جوری شد – گوشی نکردم به کار نیستم تمرین و ممارمت نکردم بکار نیستم در جانم اون وقت این نفس که اسیر بود پیش عقل این نفس نیشه امیر و پادشاه عقل رو به اسارت می گیره عقل به اسارت رفت دیگه کار تمومه شیطلان پیشانه آدم رو می بوسه . اگر نشنیدم از غفلت بیرون نمیام . توعالم غفلت روزگار شدم اگر نشنیدم عبرت از کی نمی گرم این قدر بی هوا می شم می رم جلو سر از زیری من عبرت دیگران می شم . نه اینکه من از دیگران عبرت بگیرم . اینها آثار نشنیدنه  چند سب شو .

شنوی مولوی : هست برس ربو مهم خدا

در محب بس صورت ات و هم هدا

آنچه او خواهد رساند آن به چسم

از جمال و از کمال و از کرشم

وآنچه او خواهد رساند او بگوشی

از سما و وزت بشارت وز خردشی

گر که هستی ت کنون غافل از آن

دست حاجت حق کند آن را عیان

وقتی نشنیدی غافل شدی اینجا عبرت نگرفتی یه وقتی حقی هست اونجا خدا برات عیانش می کنه دیگه فایده نداره توی عالم غلغه ای ات کمی عرفانه صحبت کنیم . غلغه ای ات شور و شری ات . ها هیوی ات . محی الدین در فتومات از جلسه 2 چاپ رطی قدیم چار جلدی (می گه من از هیچ مسیری عبور نمی کردم مگر بانک تسمیع و تحمیه از عالم تکو من می شنیدم . این حرفهها را از یه معصومی از پیامبر اکرم بشنویم بعدی نداره ستون ضافه به ناله در بیاد سنگیریزه در کفش به سخن در بیاد و ان من شی لا یسیجه بحمده ولکن لا ثقدان تسبیعهم آیات قرآن احکام معصومین ثعجدی نداره استهبادی نداریم از شنیدن انسانهای عادی صدای غلغل این جهان را می شنیدند. چطور می شنیدند تا این گوش شی را نمی بستند اون گوشی ملکوتی باز نمی شد چطور مولوی می گفت : این در آن بستیم دهانی باز شد . ماه رمضان چه مبارکه این بحث . تا این دهان رو نبستی اون الان دیگه که گیرنده باشد از ملکوت نمی گیره تا این گوش هم نبندی گوشی جان گوشی هوشی اون باز نمی شه یک پارا روکی ات بین آنها معکوس عمل می کند .

هر چه این بیشتر بازه اون بیشتر بسته است . هر چه این قفل میشه اون باز میشه تواین عالم همه در هیاهواند. حرف دارند. این شعر جمله ذارت عالم در نهان با تو می گویند روزان و شبان ما سمیمیم و بصریم و هشیم باشد نا محرمان ما خامشیم.

چرا ؟ با شما نامحرم شدیم ؟ چون شما سوی مجادی محاروید محرم جان جمادات کی شوید؟ شما اونور می رین ما اینوریم از جمادی ئر جهان جان روید غلغل اجزای عالم بشنوید تو را به خدا کی چند صباحی تمرین کرد نشنید ؟ یه کتابی هست به نام عرفان عملی اکتر سید یحی شربی نوشته . این یکی از دوستان مالت خودش هم کتاب رو هم کرده نویسنده قهاریه طلبه بوده معمم بوده قبل از انقلاب هم بحث دکتر مفتح بوده بعدا" مباش را در آورده رفته دانشگاه الهیات امروز دکترا گرفته خودش خودش را خلاء الباسی کرده شاید 30 تا کتاب نوشته این کتاب روا اواخر نوشته عرفان علمی اونهایی به توایف راهنه و علاقه همونه توحید می کنم این کتاب رو بگیرند من این کتاب رو می خوندم . مثل کتاب مولوی های جای جائی می دیدم این حرفها حرف نیست . کی تا راه بزنه باشد گردنه آن را پیچموده باشید این کتل ها را رد نکرده باشد چند صباحی این گوشی جانش را به بوی صبار نفعه خودش احماتی نداره باشد نم تواند این ها را بنویسد .

اینهاد با علم مفهمومی حصولی است بیانطباعی این آبرت نمی آید . طرف باید وجودن کرده باشد پیامبر بچشد . من اینها را می خواندم تو اون ایام خودی خودم با خودم دوستم اون حالات را من داشتم اون آقا اینجا آورده می فهیدم خودش هم این حالات را سپری کرده تو جانش پیاده کرده ایشان آنجا بگیر این گوشی وقتی باز میشه نشانه ها داره . از کجا بفهیم . من یه مدتی تمرین کردم گرفتم داره باز نشه . مثل این بچه کم کم زبون می گیره از کجا بفهم این گوشی من در حال باز شدند چند تا نشانه داده میگه گاهی بودی خوشی روانیست می کنم بو می کشه واقعا" نیز کال میشه . و آدم رو به اون سمت می بره گاهی ایشان اوج می گیره در کتاب میگه یه کی آدم رو صدا می کنه . سهراب سپهری : کفشهایم کو اینقدر این رو تهسیج کرده یعنی همت می خوام نندم برم اینها نشانه است.

گاهی خواب خوب آدم می بینه این نشانه اینه گوشی ازه خواب خوب بد هم تعبیر می شه هر آدم یه مشکلی داره میره توی بطی اصلا" فکر نمی کنه تواین مجلس مشکلش گشوده این گره باز شه اون  آقا یه حرفی از آسمان و صحرا و بیابان می زد با مشکل من کار نداشت یه چیزی گفت مشکل من هم گره اش این بود. این گوش بازه نشانه رو دارم میگه گوشی ها و چشم آنرا بسته اند جز آنها را که فرد خود بسته اند . مگه به سادگی این رو می گن . امروز عرفانهای نوظهور حرفهای خوبی هم اثر است . بیهوده سخن بدین درازی نبود البته حرف باطل هم الی ، شاداب توش وجود داره توی این عرفانهای نو ظهور می کن که همه خواسته ما اینکه توی این عرفان خودمان به دو چیز برسم صوت و نور – صوت : همان استماع ماست .        نور هم همان چشم بصیرت ماست

الله نور السموات و الارض این نورات صورتش هم هوا السمیع خدا هم شنونده ایت همه آرمان شمر شک نکنید. آدم با جوانها که می شنید یک مکتبی رو که میگه میگه بابا این ها را ما داریم . اون اسمشو گذاشته صوت و نور – ما بصیرت داریم و گوشی جان داریم . این حرفهای آبدار وجود داره . مولوی یه بیتی داره اون شان مجلسه ولی موادی آدم رندیه کلمات را استفاده می کند برای غایب . اون مدمات رو ول کن نهایت رو بچسب برای اون جا رسیدن گاهی از داستانهای فبیحه هم استفاده کرده قرآن هم داره گاهی از کلمات شانی استفاده می کنه هیچ آبرو داری هم نمی کنه به خاطر اینکه به هدفه برسه گوشی خر بفروشی و دیگر گوشی خر ، گوشی خریفی گوشی انسانی خیلی بی ملاحضه یه گوشی دیگه منجر چرا ؟ کین سخن مرا در نیابد گوشی خر . چقدر زیبا سر دیگر هست که گوشی اگر. حرفهای دیگه ای وجود داره گوشت را باید عوض کنی . طولی که متعد آن آن شکر ؟ هر طولی مگر شکر خواهد؟ سر من از ناله من دور نیست جو رچین کردم کنار هم لیک چشم و گوشی را آن نور نیست . حالا اشعار زیاده . به همین اندازه سبزه می کنم . خیلی تشکر از فرصتی دارید. شاید به اندازه دو مجلس اگر اینجا جهت وجود داشت ازشان عبور می کنه .

جمعه آخر از این وقت مقدس با برکت روحانی مضوی عرش نورانی عرض کنم . اگر ما گوشمان را را خداوند نکرده به حقایق ملکوتی به آن ملکو تیانی گر در شکر و مخبر آن حقاقیه ببندیم ادعیه ما یه درس خوبی به ما می ده . شما اگر اینجوری عمل مکنید. گاهی وقتها خدا هم گوشی خود را به حرف شما می بند ، توی این ادعیه ماه رمضان . خیلی با بر کنند لطافتی که در ادعیه هست گاهی در احادیث نیست . احادیث گاهی ز سختی و خشنوتی دارند و ادعیه . لطافت اظراف و ناز خیالی های درش وجود دارد . شما در برخی ادعیه می خوانید الهی واسمع دعایی خدا سمع نباشه این دعا یعنی چه ؟ چرا واسمع دعایی . این نشان میره اگر شما اینجوری کردی خدا هم ممکنه گوشی نکنه . شر اینکه نمی شنوه ثبت نمی کنه یعنی اجابت نمی کنه .

والسلام

[ پنجشنبه ٢٠ تیر ۱۳٩٢ ] [ ٩:٤٥ ‎ق.ظ ] [ محمودی نژاد- میرمحمدی - خجسته صفا ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

این وبلاگ کوششی است از جمعی دوست دار اهل بیت که می خواهند در تب و تاب زندگی مادی مخاطب شکوه پیامبر در آیه «یا رَبِّ إِنَّ قَوْمِی اتَّخَذُوا هذَا الْقُرْآنَ مَهْجُوراً » نباشند. جمع صمیمی ما ماهانه در قالب هیئت امام زمان به پای سخن اهل معنا می نشیند تا معارف دینی را به جان بشنود در آیات تدبر کند و به آموزه های دینی عمل نماید.
موضوعات وب
آرشيو مطالب
امکانات وب