.... جلسه بیست و سوم - ضرورت تبیین در تربیت.....

در مباحثی که در مورد تربیت دینی شروع کردیم عمدا و با توجه به اقتضای مخاطب جلسه موضوع و ادبیاتی را انتخاب کردیم که لازمه آن اطلاعات زیاد گفتگو است. در مورد این جلسه من خیلی فکر می کنم و وقت می گذارم. چیزی که به ذهنم رسید اینکه ما طبق همان خط سیر قبلی پیش می رویم ،یعنی جاهائی مسئله ای پیش می آید که داخله دارد مثلا امشب به این مسئله می رسیم که تبیین باید در حد فهم مخاطب باشد . سئوالی که پیش می آید اینست که ما باید همیشه معطل فهم مخاطب باشیم ؟آیا او نباید خود را رشد دهد؟ جواب :بله او باید رشد کند. بخشی از معارف دینی و روایات، راه های گسترش و تقویت عقل را گفته اند. اما اگر در این جا من بخواهم آن راه ها را هم بگویم طولانی می شود. به آنها اشاه می کنم ولی مکتوب کامل آنرا روی سایت هیات قرار می دهم. کسی اگر دنبال راه های تقویت عقلانیت باشد می تواند به سایت مراجعه کند.

بنابراین از این به بعد ما درچارچوب کلی بحث حرکت می کنیم . هر جا نیاز به تمرکز روی موضوع خاصی بود آن موضوع در سایت قرار داده می شود .

غرض ما از این جلسات پاسخ به این سوال بود که: در عصر فرا ارتباطات و شکسته شدن ساخت ها آیا تربیت دینی شدنی است؟ چگونه؟

ممکن است شما در دام شبه تربیت (عادت ، تلقین، تحمیل ) گرفتار بشوید، در این صورت فرزند شما رفتار مورد نظرتان را انجام می دهد ولی درونی نیست و دوام ندارد در حالیکه مهمترین شناسه تربیت، پایداری آنست. تربیت چند مولفه دارد اگر این مولفه ها نباشد کاری که انجام می دهید تربیت نیست یکی از  اقسام شبه تربیت است.

دینی شدن هم مولفه هایی دارد که اگر نباشد فعالیت دینی نیست شبه دینی است. مثلا اینکه روی یک خرابه ای را رنگ نو بزنیم . این پایداری ندارد. امشب می خواهیم بحث تبیین را باز کرده و اگر برسیم آن راجمع کنیم.

روش بحث را سعی می کنیم در غالب چیستی، چرایی و چگونگی پیش ببریم . یعنی تبیین چیست ؟ چرا باید تبیین کرد و چگونه ؟

تبیین در یک عبارت خیلی ساده یعنی روشنگری؛ روشن کردن ذهن کسیکه انتظار دارید در فرایند تربیت، رفتار دلخواه خود را ببینید. تغییری که می خواهید در او ایجاد شود. متربی در گام اول قبل از حرکت حق دارد که روشن بشود به آن تغییر این روشن گری به دو چیز بستگی دارد

1-    وضع مخاطب از نظر سن وسال،هوش، قدرت درک و فهم

2-    وضع موضوع از نظر سادگی و پیچیدگی.

 هدف روشن شدن فرد است با یک برهان عقلی محض باشد و یا رفتار کردن الگو در مقابلش باشد. اما یک نکته است و آن اینکه همه دانشمندان معتقدند انسان از وقتیکه روح در او دمیده می شود تا لحظه اینکه روح از بدنش جدا شودامکان ندارد نفهمد. بنابراین، هیچ مربی و پدر و مادری حق ندارد در هیچ سن و سال و شرایطی خیال کند فرزندش نمی فهمد . دانشمندان معتقدند بچه در دوران جنینی هم قادر به تشخیص دو زبان محیط می باشد.

یعنی فهم و درک به معنای خاص خودش از 4 ماهگی که روح در بدن دیده می شود به بعد وجود دارد . لذا دین مبین اسلام خیلی مراقبت ها را حتی از قبل از آن قایل شده است.

بنابراین کسی فکر نکند بچه 2 ساله اش نمی فهمد ،حتی بچه ایکه هم اکنون بدنیا آمده می فهمد. اجازه دهید قسمتی از یک کتاب را بخوانیم " درست است که نوزاد معانی کلمه ها و جمله ها را نمی فهمد و خصوصیات مناظر و اشکال را تشخیص نمی دهد ولی صداها، آهنگ ها، مناظر و اشکال را می شنود و می بیند و اعصاب و مغزش از آنها شارژ می گردد. بدین جهت نمی توان گفت دیدنی ها و شنیدنی ها هیچ تاثیری در نوزاد ندارد و او در باره آنها بی تفاوت محض است. جمله ها گرچه برای نوزاد معنا ندارد ولی در روح حساس و احساس ظریف او نقش می بندند. کودک به تدریج با آن جمله ها مانوس و آشنا می گردد"

من از شما سوال می کنم :اولین حرفی که از دهان فرزند شما بیرون آمد چه بود ؟ هر چه بود بابا، مامان و... ،این کلمه کجا بود ؟ این همان چیزهاست که شما دور گهواره او می گفتید و فکر می کردید نمی فهمد. لذا دانشمندان معتقدند اگر بچه ای پدر و مادر و همه اجدادش فارس باشند ولی از لحظه ای که بدنیا آمد در یک خانواده انگلیسی زبان رشد کند، تحت تاثیر محیط قرار گرفته و وقتی زبان باز کند انگلیسی حرف می زند. در ادامه کتاب آمده "و همین آشنایی ممکن است در آینده او موثر باشد. نوزادی که در یک محیط دینی پرورش یافته و صدها مرتبه آهنگ دلربای تلاوت قران و لفظ زیبای خدا را شنیده و با چشمش منظره نماز خواندن پدر و مادر را دیده است با نوزادی که در محیط فساد و بی دینی پرورش یافته و گوشش با شنیدن نغمه های فساد و چشمش با دیدن مناظر فحشا خو گرفته یکسان نیست . پدران و مادران مسئول و آگاه برای تربیت فرزندان خویش از هیچ فرصتی برای مانوس ساختن آنها با اصوات و مناظر نیک غفلت نمی کنند" بنابراین در بحث تبیین، مراقب باشید که روح لطیف و حساس فرزند یا شاگردی که در اختیار شماست حتی در لحظه بدنیا آمدن به محیط اطراف عکس العمل نشان می دهد . قانونش اینست که هرچیزی که در آستانه بینایی یا شنوایی انسان قرار گیرد وارد روحش می شود. اسلام از روانشناسی جلوتر رفته و گفته درنسلی که می خواهی به وجود بیاوری همه چیز از اول اثر دارد، در انتخاب همسرت دقت کند  یعنی در قرارگاه نطفه و مغزی که می خواهد انسانی را در آینده متولد کند. زیرا حتی ژنتیک پدر و مادر در بچه اثر گذار است. انسانی که پدر و مادر خوب و حسابی دارد امید و زمینه خوب شدنش خیلی فراهم تراست نسبت به فرزندی که پدر و مادر خوبی ندارد وبرعکس . انسانی که والدین خوبی ندارد و رشد کرده است، اگر بخواهد خوب بشود خیلی باید زحمت بکشد . حالا ببینید دستورات اسلام در این زمینه چقدر غلیظ و شدید است . اسلام می گوید اگر زمانی که پدر و مادر برای بچه دارشدن در حال انجام عمل زناشویی باشند و به فکر کسی دیگر باشند روی بچه تاثیر منفی می گذارد. غذاییکه مادر می خورد روی فرزند داخل شکمش تاثیر دارد. صداهایی که می شود همینطور

آیت ا... بهاالدینی می فرماید من یک سالم بود که مادرم مرا به مجلس جشن بعث پیامبر اکرم برد هنوز شعری که آن خانم مجلسی خواند را حفظم و این شعر را می خواند . این حرف را در سن 98 سالگی ایشان می گفتند . می فرماید اگر پدر و مادری در اتاقی که نوزاد چند روزه هست نزدیکی کنند نفسشان به این بچه برسد ،اگر بچه زناکار شود مقصر پدر و مادر هستند.امیرالمومنین علی (ع) از پیامبر نقل می فرماید که عمل نزدیکی نباید در جایی انجام شود که حتی یک کودک در گهواره ناظر آن باشد. حیا در اسلام بسیار جدی گرفته شده است. تا سنینی که برای بچه قابل توضیح دادن نیست هیچ تصوری از این صحنه ها نباید داشته باشد.پدر و مادر کی می خوابند وقتی که بچه ها خواب باشند.وقتی بچه به سن تمیز(4 سال به بالا) می رسد قرآن می فرماید در سه وقت برای ورود به اتاق پدر و مادر باید اجازه بگیرد. صحنه های عادی زندگی زناشویی برای بچه غیر عادی است. زودتر از موعد نباید ذهنش درگیر این موضوعات شود. در قرآن کریم حیا فوق العاده است. خداوند با اینکه در جایی می فرماید:"خدای را از اینکه به پشه ای-برای هدایت مردم-مثل زند شرم نیاید"(سوره بقره آیه 26)در این طور مسائل به هیچ وجه کلمه ای به کار نبرده که حتی با یک واسطه ذهن انسان به طرفی منحرف شود. حتی در مورد عمل زناشویی به جای به کار بردن کلمه اینکه معمولا در نقد هم مورد استفاده قرار می گیرد از تعابیر دیگر مانند زراعت استفاده می کند (بقره ،آیه 232 ). در داستان حضرت یوسف و زلیخا با اینکه داغترین مسئله ایست که برای هر جوانی ممکن است پیش بیاید ،این قدر زیبا این داستان را توضیح می دهد که کمی بی حیایی هم در آن دیده نمی شود. می خواستم این را بگویم که فکر نکنیم بچه ها نمی فهمند. بلکه می فهمند ولی بعضی مسائل زمینه ابرازشان بعدا فراهم می شود. روایت می گوید وقتی بچه شما به سن 1 تا 2 سالگی رسید دیگر دست به پشت او نزنید زیرا باعث خلافکار شدن او می شود. در لحظه او کلماتی که اشاره به بعضی مسائل خلاف می کند به کار برید. گاهی وقت ها به بهانه جک یا فیلم نگاه کردن خیلی چیزها خراب شده است.

بنابراین یک قاعده کمی در بحث تبیین اینست که هیچکس از تبیین  نباید محروم شود. اما سن و سال و اقتضاعات فهم وی از موضوع، روش تبیین را تعیین می کند.    

خداوند در قران کریم چند مسئولیت در این فضا ها به پیامبر داده است. بعضی جاها می فرماید:"قل" برو بگو . برای کسیکه نمی داند و نشیده برو بگو . انشاءا... اگر بداند عمل می کند. جاهایی می فرماید تبیین کن. چرا، چون او می داند ولی خوب نفهمیده است. لذا خداوندی که می فرماید قران برای همه مردم است ، جای دیگر می فرماید که قران را بر پیامبر نازل کردیم تا برای مردم تبیین کند. یعنی مردم یک برداشت اولیه از بسیاری از محکمات قران داشته باشند اما معانی عمیق آنرا نمی توانند بفهمند. پیامبر ، تو برو و آنچه که شنیده اند را برایشان تبیین کن که بفهمند. در جاهای دیگری می فرماید:"فذکر" یادآوری کن برای کسانیکه شنیده اند و میدانند و می فهمند اما دچار غفلت و فراموشی شده اند. بعضی جاها هم طرف می داند،می فهمد و فراموش هم نکرده ولی می فرماید برو بگو برای اتمام حجت. که فردا نگوید کسی به من تذکر نداد و یا نگفت و تبیین نکرد.

در جلسه قبل عرض کردم که انسان یک عقل و علم مطبوع دارد و یک عقل و علم مسموع. امیرالمومنین (ع)می فرماید:تا عقل مطبوع نباشد، عقل و علم مسموع فایده ای ندارد. چون انسان در درون خود یکسری بدیهیات و فطریات و وجدانیات دارد. به همین دلیل بچه از همان اول دروغ که می گوید رنگش سرخ می شود. بدون اینکه آموزش ببیند که دروغ بد است.

تا علم مطبوع روشن نشود، علم مسموع به کاری نمی آید فقط تلمبار می شود. فقط یاد می گیرد که چگونه توجیه کند. ما تبیین می کنیم تا علم مطبوعش شکوفا شود والا مثل یک بی سوادی است که شما او را به بزرگترین و فاخرترین کتابخانه دنیا ببرید .آیا یک خط از این کنابخانه برایش ارزش پیدا می کند؟ وقتی از درون زمینه ندارد، هرچه کتاب برایش هدیه ببرید چه فایده؟ تا درون روشن نشود بیرون حرکتی انجام نمی شود.تربیت یک حرکت است از نقطه صفر به نقطه صد،از نقطه استعداد به نقطه فعلیت، از می توانم تا توانستم و شد.

حرکت احتیاج به معرفت دارد امیرالمومنین در نهج البلاغه فرمود:هیچ حرکتی نیست مگر اینکه قبل از تو به یک محتاجی . بخش اصلی این معرفت در درون توست و بخش دیگر را پس از شروع حرکت گام به گام به تو یاد می دهیم. دیگران باید به تو کمک کنند.

تبیین بسته به جایگاه افراد و فهم و درک و خلوص دلشان متفاوت است. گاهی اوقات انسان می داند و فهمیده و فراموش هم نکرده مثل کسیکه پس از مراسم غدیر و معرفی علی (ع) به عنوان خلیفه توانست تحمل کند. آمد جلو وپیامبر را با اسم کوچک صدا کرد و گفت 23 سال است هر چه گفتی ای انجام داده ایم ولی این آخری خیلی زور دارد که تو داماد خودت را به عنوان ولی بعد از خود معرفی کنی . این از خداست یا از خودت؟ پیامبر فرمود من که از خود حرفی نمی زنم . گفت اگر این از خداست من تحمل ندارم بگو همین الان یک عذابی نازل کند تا من بمیرم ولی زیر فرمان علی نروم. همان جا عذاب نازل شد . تبیین برای سطوح مختلف افراد متفاوت است.

یک وقت شما می بینید امام معصوم با یک مسلمان برخوردخیلی تندی می کند ولی چند لحظه بعد با یک انسان که بدترین اهانت ها را به دین می کند خیلی مهربانانه رفتار می کند.

ملاحسینقلی همدانی از یک کفاش به جهان معرفی می شود .ایشان استاد عرفا و به اعتقاد بعضی ،خاتم عرفای عصر است یک وقتی به کسی پول می دهیم که از دین خارج نشود. فقیر شده و به او غنا می دهیم. یکوقت بزرگتر است استغنا به او می دهیم. خیلی فرق می کند. یک وقت شما گرسنه اید به شما غذا می دهند. یکوقت خدا گرسنگی را از شما می گیرد و می گوید روزه بگیرید. در ماه رمضان آنقدر بزرگتر شده ای که نیاز به غذا را ازشما می گیرد. یک وقت غنی می شوی و یکوقت مستغنی می شوی و بی نیازی می کنی

غلام همت آنم که زیر چرخ کبود       زهر چه رنگ تعلق پذیرد آزاد است

پس یک بحث ما بحث اصل تبیین است که چیست ؟روشن شدن طرف به اندازه فهمش و سنخیت موضوع . این متنی که من خواندم از کتاب تربیت ،آیت الله امینی صفحات 89 و90 بود. روایات هم از کتاب مستدرک الوسایل جلد 14 .

بنابراین منظور از تبیین انجام بحث عقلانی برای بچه 2 ساله یادآوردن دلایل علمی برای بچه 4 ساله نیست. اما او حق دارد و برای تربیت شدن باید او را روشن کرد.

من چند حدیث در مورد اینکه چرا اینقدر روی بجث تبیین ، حتی روی حقیقت اسم توحید که خداوند می فرماید فطرت شما است آورده ام. خداوند در سوره بقره آیه 256 می فرماید: "کار دین به اجبار نیست، راه هدایت و گمراهی بر همه کس روشن گردید" آنقدر تبیین آشکار شده است که کسی اگر جهالت به خرج ندهد راه درست را پیدا می کند. بنابراین بحث دوم چرایی تبیین است.

امام علی (ع)می فرماید: تا کسی ضرر چیزی که از آن نهی می شود را نداند، نمی تواند از آن امتناع کند. ممکن است در حضور تو آنرا انجام ندهد ولی اگر تو نباشی میل به انجام آن دارد. گاهی می گویند بچه را ببر پیش سماور دستش را یک لحظه به آن بچسبان. از آن به بعد دیگر به سماور سرد هم دست نمی زند. در جای دیگر امیر المومنین می فرماید: تا کسی منفعت کاری را نداند ،قادر به انجام آن نیست . یعنی خودش از درون به سمت انجام آن حرکت نمی کند. پس اگر نهی است باید مضرات آن هم فهمانده شود (در حد خودش و موضوع)و اگر امر واجب یا مستحب است باید منفعت آن تبیین شود. (روایت در غرالحکم حدیث شماره 1354و1355)

در روایت دیگری امام کاظم (ع)به یکی از بهترین شیعیان تاریخ یعنی هشام ابن حکم که در 17 سالگی هر بزرگی از ادیان مخالف نزد امام صادق می آمد ،امام بدون هیچگونه نگرانی می فرمود هرکس او را شکست داد مرا شکست داده است و هرچه او بگوید حرف ماستمی فرماید :ای هشام ،خداوند انبیا را نفرستاد به سمت بندگان مگر اینکه عقل بندگان در مورد خداوند شکوفا شودو نه فقط تبعیت بدون فهم.

بهترین بندگان در استجابت دعوت پیامبران ،کسی است که معرفت بیشتری دارد و عالم ترین آنها کسی است عقل کاملتری دارد و هرچقدر که عقل کاملترباشد،در وجه انسان در دنیا و آخرت نزد خداوند بالاتر است.{کافی-جلد1 صفحه 16}

یک سوال از شما می پرسم :مقام انسان بالاتر است یا فرشته ؟امام صادق در پاسخ این سوال می فرماید: بستگی به انسان  دارد. سپس امام از قول امیر المومنین (ع)ادامه داد:خداوند فرشتگان را دارای عقل و بدون شهوت خلق نمود. و چهار پایان را دارای شهوت وغریزه و بدون عقل خلق نمود ولی انسان را دارای عقل و شهوت قرار داد. جواب سوال اینجاست . اگر درکسی قدرت عقل بر شهوت حاکم باشد او از ملایکه بالاتر است.اما اگر در کسی شهوات و غرایز بر عقل حاکم باشد ،او از چهار پایان هم پست تراست {جامع احادیث شیعه –ج 13 ص283}

پس ضرورت تبیین اینست که اگر طرف منفعت کاری که به آن امر شده یا ضرر کاری که از آن نهی شده است را نداند، قدرت درونی برای انجام کار خوب و دوری از کار بد در او شکل نمی گیرد . قدرت ها و ساختارهای بیرونی هم همگی می شکند.

در فضایی که هیچکدام از فشارهای بیرونی نیست باید از درون بجوشد و از درون نمی جوشد تا خیر و شر را تشخیص دهد.

دانشمندی به نام ژان شاتو می گوید: به محض اینکه ممکن باشد ، باید از قوه استدلال و تعقل کودک استمداد شود.اطفال از همان زمان که زبان مادری خود را درک می کنند قادر به فهم دلیل و برهان هستند و علاقه دارند با آنها مثل افراد عاقل رفتار شود(کتاب مربیان بزرگ).

بنابراین حتی کسی که به امر خدا هم می خواهد عمل کند باید بداند چرا؟ البته این چراها متفاوت است. گاهی برای یک رفتار یا عمل و دقیقا برای همان مصداق دلیل وجود دارد. مثلا چرا نماز می خوانی؟ زیرا نماز، تکرار دائم عقاید است، چون تصفیه دائم باطن است.انسان را از غفلت دور کرده و به منبع قدرت یعنی خداوند وصل می کند.این انسان کم کم خود را در محضر خدا می بیند. وقتی انسان در محضر محترم خداوند قرار گرفت نمی تواند گناه کند. نماز انسان را به جایی می رساند که خود را دائما در محضر خداوند می بیند. کسی که خود را در محضر خدا ببیند مبتلا به فحشا و منکر نمی شود.اما یکوقت سوال در موردی است که نمی توان برای آن مصداق دلیل اورد.مثل اینکه چرا نماز صبح دو رکعت است ظهر 4 رکعت؟ ما هر دلیل  هم که بیاوریم نمی توانیم بگوییم 100% همین است و جز این نیست. حداکثر می توان گفت یکی از دلایلش اینست.اینجا هم ما تبیین می کنیم. تبیین به قانون کلی تر حاکم بر این موضوع مثل حق الطاعه یک نوع پاسخ است. من به فرزند خود بفهمانم که وقتی هنگام سوار شدن به اتوبوس بلیط نداری و راننده سوارت می کند و یک نفر به تو بلیط می دهد، باید از او تشکر کنی، کسی که اصل وجود را به تو داده است باید در مقابل او چه  کار کنی؟ باید اطاعت کنی. عقل تو می گوید او همه چیز را می داند، تو را خلق  کرده باید او را اطاعت کنی. بعضی جاها دلیل می اورد. یک سری جاها هم به هر دلیلی می گوید این کار را بکن. مگر وقتی پیش پزشک می روی دلیل همه چیز را به تو می گوید؟ می گوید این کار را باید انجام دهی تو هم می گویی چشم. چرا چون یک دلیل عقلانی کلی داریم که در امور تخصصی، جاهل به متخصص رجوع و اعتماد می کند. بنابراین، در فضای تبیین در مورد هیچ موضوع و هیچ سن و سال، هیچ منعی نمی بینیم باید تبیین کرد.

مهم ترین بخش بحث اینست که چطور تبیین کنیم. برای هر موضوعی برای هر کس یادتان باشد که این موضوع بستگی به فهم شما ندارد. بستگی به فهم مخاطب و قدر و اندازه و پیچیدگی موضوع دارد . پیامبر به بچه ها که می رسد تمام تلاشش اینست که بچه ها بخندند و شاد باشند . چار دست و پا می شود و بچه ها سوارش می شوند ،با آنها شوخی و بازی می کند.

روزی پیامبر آمد به کوچه دید بچه ها دارند بازی می کنند امام حسین هم میان آنهاست. دنبال او کرد که بگیردش ،امام حسین هم هی فرار می کرد . پیامبر در نهایت او را گرفت و بوسید و آنجا یکی از جاهایی بود که پیامبر فرمود:حسین از من است ومن از حسین ، هرکه  حسین را دوست بدارد خداوند او را دوست دارد. بارها اتفاق افتاد که مردم معطل پیامبر بودند برای برگزاری نماز جماعت، یکبار سلمان را فرستادند دنبال پیامبر آمد و دید پیامبر در کوچه در حال بازی با بچه هاست. پیامبر بچه ها را سوار می کرد و خودش شعار می داد عجب شتر سواری خوبیست. نه شتری به خوبی من کسی داشته و نه سواری به خوبی شما ها سلمان هم که عاقل بود می دانست پیامبر نمازش را فراموش نمی کند. اهمییت نماز اول وقت را میداند و لازم نیست او را توجیه کرد. در گوشه ای منتظر ایستاد. پیامبر او را دید و فرمود برو ببین فاطمه زهرا گردو ویا بادامی دارد که بدهد ما این بچه ها را سرگرم کنیم. حضرت زهرا چند تا گردو دادند. پیامبر با حوصله به هر کدام از بچه ها می گفتند حاضری مرکب خود را با این گردو عوض کنی آن بچه می گفت آری و پیامبر به شوخی می گفت بچه ها پیامبر را با چند تا گردو عوض کردند. پیامبر به بچه ها که می رسد می خواهد بگوید و بخندد و شادی کند چرا؟ چون همینقدر که بچه ها پیامبر را به اخلاق زیبا                           بشناسند تبیین می شود که مظهر دین که پیغمبر است مهربان است همین کافیست بعضی از پدر و مادرها فکر می کنند بچه اگر کتاب را تحویل نگیرد مشکل دارد.

در روایتی امام صادق در مورد بازیگوشی بچه ها می فرماید: زیرک ترین بچه آنست که خیلی بازی گوشی می کند. اگر بچه ای این شیطنت ها را نداشته باشد مریض است. در بزرگسالی به مشکل می خورد و باید درمانش کرد. جای دیگری می فرماید:زیرک ترین بچه ها ،آنست که در کودکی به شدت دشمن کتاب است . چرا؟ چون می خواهد از محیط عینی یاد بگیرد نه از محیط ذهنی. بگذارید بچه برود دنبال فهم عینی اطراف خودش.

اگر می خواهید فرزاندانی داشته باشید که گام اول را خوب بردارند باید از هنگام تشکیل نطفه به فکر باشید. دستور

/ 0 نظر / 23 بازدید