جلسه ششم- درک عقلی

در بحث قبل ، وجه تسمیه قلب و احوالات قلب را بیان کردیم که قلب دائما در حال تغییر است و در وضع ثابتی نیست.

گفتیم قلب چیست ؟ کجاست ؟  قلب یعنی روح و جان و نفس ناطقه انسان

محی الدین قائل است اگر کسی برای قلب معنای روح و جان و ... را گرفت ، او از قوم ما نیست ! می گوید یک عمق دیگری دارد این یُدَرکُ وَ لا یُوَصف است ، لفظی و بیانی نیست ، درک کردنی و چشیدنی است .

قلب از دیدگاه قرآن :

در قرآن قلب با عبارات مختلف آمده :  20 مرتبه کلمه "قلب"  112 مرتبه "قلوب "11  مرتبه " افئده "5 مرتبه "فواد "

سوره ق / 37  اِنَّ فی ذلِکَ لَذِکری لِمَن کانَ له قلب او القی السمع و هو شَهید

در این چیزی که نقل کردیم ، تذکره ای است به تو ای پیامبر و برای هر کس که قلب داشته باشد ، (یا قلب نداشته باشد) والقاء سمع کند در حالیکه شهید است .

قرآن کریم برای درک حقایق دو راه دارد  : 1)  یا باید دارای قلب باشند

                                                           2) یا القاء سمع کنند و شهید باشند

انسان یا باید صاحب دل باشد و "چشمه" باشد یا مثل "چاهی" باشد که از بیرون پُرش کنند .

قلب در ادبیات قرآنی ، یعنی چشم قلبی .  ما برای ادراک یا "ابراز حسی" داریم مثل (لامسه ذائقه و با صره )

که برای ادراکات جزئی است ، یا "قلب" داریم که برای ادراکات درونی است . (  قلب یعنی چشم قلبی یا چشم برزخی

یعنی وسیله ای که با آن می شود رصد کرد) .

متعلّق قلب از جنس متعلّقات حواس ظاهری نیست .

ما یا بصر داریم یا بصیرت . بصر با حواس ظاهری است ، بصیرت با قلب ادراک می شود .

باید چشمی از درون به ماوراء الطبیعه باز شود تا آنجا را رصد کند و ببیند و به آن ، علم حضوری و اشراقی
می گویند و اکتسابی نیست . که در این علم بین عالم و معلوم فاصله ای نیست ، عالم حجاب را کنار می زند تا آنچه خود دارد ببیند . اما همه توان ندارند چشم قلبی داشته باشند چون طهارت و مراقبه و ... دائمی می خواهد و کار مشکلی است . و راه دیگری هم گذاشته اند: اوالقی السمع ..... یعنی حداقل گوش دهید به آنهائی که صاحب دل هستند .  

اما یک شرطی دارد : گوش کنی در حالیکه شاهدی و گواهی و حاضری . تمام وجودت را به آن طرف بدهی ، تا ببینی چه می گویند . یعنی استماع داشته باشی .

استماع : اراده شنیدن داشتن

سماع : به گوش خوردن .

" برداشت من از قرآن اینست که قرآن قلوب را به دو دسته کلی تقسیم کرده است :

1)   قلوب نورانی

2)   قلوب ظلمانی

برای قلوب نورانی 5 دسته و برای قلوب ظلمانی هم 5 دسته است .  

قلوب نورانی :

1)   قلب سلیم : شعرا 89 و 88 " یوم لاینفع مال و لا بنون الا مَن اَتی الله بقلب سلیم "

روز قیامت کسی نفعی نمی برد از مال و بچه ..... مگر کسی که با خودش قلب سلیم آورده باشد .

2)   قلب مطمئن : رعد / 28 اَلَذینَ آمَنوا و تطمئنُ القلوبَ بِذکر الله تطمئن القلوب

      (هر قلب بسته به ظرفیت وجودیِ شخصی دارد و اینها مراتب قلب هستند )

3)   قلب مُنیب ( تضرع و استغاثه دارد ، قلبی که می گوید یا رَبّ یا رَبّ یا ... بعد می گوید ربّ ربّ ربّ .... یعنی خیلی قرب پیدا می شود . )

ق/ 34 و 33 مَن خَشِیَ الَّرحمانَ با لغیب و جاءَ بقلب منیب اُدخلوها بسلام .

کسی که در نهان از خدا بترسد و با یک قلبی که انابه و اشک و آه دارد آمد بشارت می دهم ، وارد شو با سلامتی در بهشت ..

(جاء : آمد یعنی سالم به مقصد برساند )

4)   قلب خاشع : (خشوع با خضوع فرق دارد . خضوع بیشتر به جوارح و اعضاء بدنی برمی گردد . خشوع به جوانح بر می گردد یعنی به روح و نیت بر می گردد و بالاتر از خضوع است .

حدید / 16 : اَلَم یأن للذین آمنوا اَن تخشع قلوبهم لذکر الله

آیا وقت آن نرسیده که کسانی که ایمان آوردند ، قلبشان خاشع شود از یاد خدا.

شان نزول این آیه در مورد فضیل بن عیاض است که دزد بوده و از پشت بام ها رد می شده و این آیه را شنیده و همانجا منقلب شده . و می گویند شبهایش را تقسیم کرده بود به لیله الرکوع ، (تمام شب در حال رکوع بود )
 لیله السجود ، (تمام شب در سجود بود) لیله القیام و ...

قلب وَجِل (ترسان) حج / 35 : اَلَذینَ اذا ذُکِرَ الله وَجِلَت قلوبهم .

                   هر گاه یاد خدا می افتند قلبشان می لرزد .  

(می گویند مومن باید در حالت خوف و رجاء باشد ) از آقای جوادی آملی پرسیدم کدام طرف باید بیشتر باشد ؟ خوف یا رجاء ؟ فرمودند : در جوانی باید " خوف " سنگین و زیاد باشد تا مانعی برای بیراهه باشد و در پیری "رجاء " بیشتر باشد . 

اَللهُمَ اِغفِرلِیَ الِذُنوبَ التی تَحبِسُ الدُّعا : ببخش گناهی را که دعایم را حبس می کند و اصلا نمی گذارد بالا بیاید پس باید در جوانی بترسی تا مانع از گناهان شود .

5 ) قلوب ظلمانی

1)   قلب ختم زده و مُهر کرده : یعنی " مُهرِ  باطل شد" زده اند به قلب

شوری / 24 فَاِن یَشاءِ الله یختم علی قلبک

اگر خدا بخواهد مهر می زند بر قلب تو

خدا بر قلب خیلی ها مهر زده است بر مشرکین ، کفار ، منافقین کسانی که زیاد گناه صغیره انجام می دهند .

حاشیه /  اَفَرَیتَ مِن اَتَخذ الهه هوی .... و ختم علی سمعه و قلبه

آیا نمی بینی کسانی را که هوای نفسشان را خدا قرار دادند ؟ ... و ختم و مهر زده شد بر گوش و قلبشان .

2)   طبع قلب

اعراف / 101 کَذلکَ یَطبَعُ اللهُّ عَلی قلوب الکافرین

     خداوند طبع کرده (مهر زده) قلب کافرین را

      یونس / 74 کذلک نطبعُ علی قلوب المعتدین

      خدا بر کسانی که تعدی از حدود دارند مهر زده

    غافر / 35 کذلک یَطَبُع الله علی کل قلبِ متکبر جبّار

3)   رین قلب

مطفین / 14 کلاّ بل رانَ علی قلوبهم

هرگز ! بلکه خدا بر قلب آنها زنگ زده (قلب آئینه است زنگ زده)

4)   قلب مریض

فی قلوبهم مرض فزادهم الله مَرَضا

5)   قلب غافل

کهف / 28 : ولا تّطع من اغفلنا قلبه عن ذکر الله

ای پیامبر اطاعت نکن از کسانی که قلب آنها را غافل کردیم از ذکرمان

(غفلت غیر از جهالت است . غافل می داند و توجه نمی کند و نسخه اش تذکر است .

                                     جاهل نمی داند و نسخه اش تعلّم است .

روایت :

اِذا اَرادَ الله بعبد خیرا جَعَلَ لَهُ واعظا مِن قلبه

اگر خدا بخواهد به بنده ای خیری را برساند ، قرار می دهد برای او واعظی از قلبش . (یک پند دهنده ای از درون قلب او برایش قرار می دهد . چون بیرونی ها واعظ غیر متعّظ هستند ولـی خودت که نمـی توانی به خودت دروغ بگویــی .

روایت :

مَن کانَ لَهُ مِن قلبِهِ واعظ کانَ علیه من الله حافظ

هر کس که از قلبش واعظی داشته باشد که ارشادش کند ، (وعظ: جذب خلق به سوی حق) از سوی خدا ، حافظی دارد.

(اگر واعظ درونی داشته باشی ، حافظ بیرونی هم داری) 

حکایت :

مولانا می گوید : پادشاهی خیلی هنرور بود و مسابقه ای گذاشت تا هر که هنرش را به نمایش بگذارد . رومیان و چینی ها خیلی به هنرشان می نازیدند پادشاه مسابقه ای برای اینها ترتیب داد به این صورت که پارچه ای میان این دو گروه کشید که همدیگر را نبیند و هر کدام هنر خود را اجرا کنند .  

رومیان در پیکر تراشی تلاش کردند ، چینی ها این طرف پارچه آئینه نصب می کنند و فقط شروع به جلا دادن و صیقل دادن آئینه می کنند .  روز یکه پرده کنار می رود ، هر آنچه رومیان ساخته بودند ، اثرش خیلی بهتر و صیقل خورده تر نمایان می شود و کار قلب مثل کار چینی هاست ، آنها صیقل می دهند قلب خود را و اجازه نمی دهند 5 دسته ظلمانی وارد قلبشان شود . هر دو کار خوبی کرده بودند ولی کار چینی ها زیباتر شده بود .

" والسلام "

 
 

/ 0 نظر / 15 بازدید