جلسه بیست و دوم- چیستی تربیت؛ مؤلفه های تربیت

خدا را شاکریم که در این جلسه  پربار به عنوان یک عضو شرکت می کنیم و امیدوارم همگی قصد قربت کرده و وقتی که دراین جلسه می گذاریم جزء ساعات تلف شده عمرما محسوب نشود .

یک سوال درجلسه قبل مطرح کردیم

در عصرو زمانهایکه دسترسی به اطلاعات وسیعتر ،سریعتر و آسانتر شده و اطلاعات بدون طبقه بندی از همه اقوامافکار و مدل های زندگی به آسانی به همه افراد می رسد اصول تربیتی ما چگونه باشد.

در جلسه پیش عرض کردم که خصیصه قرن حاضر «ساخت‏زدایى» است و گقتیمدوجور ساخت در کار تربیتی داریم. یکی ساخت عینی یا خارجی مانند دورکردن فرزند از یک محیط آلوده، تا نبیند و آلوده نشود؛ درگذشته با جابه جا کردن منزل و انتخاب محل مناسب ،مدرسه مناسب یاحتی عوض کردن شهر محل زندگی ،امکان دور شدن از یک موضوع منفی و نزدیک شدن به مثبت ها وجود داشت.

نوع دیگر ساختار، ساخت ذهنی و مفهومی استمانند حرام وحلال،ممنوع و مجاز،خوب و بد؛ ممنوع و مجاز را در هرسنی با زبانی متناسب با آن سن به ما یاد داده دادند . این ساخت های تقابلی ممنوع و مجاز و افعال آنرا ساختارهای مفهومی یا ذهنی می گویند. قبل از عصر فرا ارتباطات ،چون امکان دسترسی به جز راه فیزیکی وجود نداشت ، ممنوع و مجازها و دور ونزدیک ها جوابگوبود.لذا مربیان و والدین با این روش ها ما را تربیت کرده اند. عصر ارتباطات همه این ساختارها را شکسته است؛اولین کاری که می کند تمام دور و نزدیک و ممنوع و مجازهای شما را به هم می ریزد، همه چیز را عوض می کند. برای شما دور و نزدیک کردن فرزند معنی ندارد . در عصر ارتباطات همیشه همه چیز در اختیار فرزند شماست  و او همیشه در معرض خطر و همیشه دروسط میدان امتحان روش های فکرو زندگی قرار دارد. می تواند ارزش هایی که قبلا ما تعریف می کردیم را تبدیل به ضد ارزش کند و ضد ارزش ها را (همان ساختارهای ذهنی) تبدیل به ارزش کند .

مدل شانه کردن موها و لباس پوشیدن ما درنوجوانی چگونه بود؟ما طوری تربیت شدیم که یا باید موهایمان از راست به چپ و یا از چپ به راست شانه می کردیم. طور دیگری اصلا به ما نمی آمد و این مدل برای ما واقعا زیبا جلوه میکرد با کمی تفاوت،همه یک شکل لباس می پوشیدند.  افراد اصولی را درزیبایی شناسی پوشش و لباس رعایت می کردند.ما هیچ وقت باور نمی کردیم که زمانی بیاید که جوان دنبال مد باشد یکی تیشرت بپوشد و شلواری بخرد که وقتی می نشیند، هم  کمرش بیرون باشد هم نافش . این اتفاق اکنون درخیابان ها در حال رخ دادن است. ماها که آنطور تربیت شده ایم می گوییم  چقدر زشت است. جوان امروزی هم به ما نگاه می کند و همین را می گوید .

این وضعیت تدریجی و آرام آرام به این صورت در آمده است.از باز شدن دکمه شروع شده و تا اینجا ادامه پیدا کرده است. پایه این بحث ها فرهنگی است . فکر نکنید بحث مبتذل است. از اینکه هنرپیشه تلویزیون زیر پیراهن تی شرت بپوشد و دکمه هایش را باز بگذارد شروع می شود . به نظر پوشیده است اما از نظر فرهنگی، اولین گام را برداشته است. می گوید :می شود همه چیزهایی را که پدرانمان گفته اند به کار نبست. می شود بین رنگ، قیافه و ظاهر اجرای لباس تناسب نباشد. چه کسی گفته همیشه باید پیراهن طوسی را باشلوار خاکستری پوشید؟می شود پیراهن زرد با شلوار سرمهای پوشید. چرا اینطور شده؟

اولین چیزی که در ذهن کسانیکه  می خواهند خلاف گفته و رفتار پدرانشان عمل کنند جا می افتد اینست که  وضعیت متفاوت با آموزه های قبلی، خیلی هم بد نیست . به مرور زمان می شود بد نیست. کی می گوید بد است ؟ قشنگ هم هست . خیلی هم عالیست . بعد خود به خود هر چقدر در این جهت پررنگ تر شوید از طیف ارزشی خود  دورتر می شوید. متاسفانه انسان دائما در حال مقایسه است، اگر می خواهد علی (ع)را بالا ببرد،باید پیامبر را پایین بیاورد. کم آدمی داریم که بگوید اگر این خوبست او هم خیلی خوب است.

خواه ناخواه وقتی ارزش های دیگران برایش بالا می رود ،ارزش های خودش پایین می آید . کار به جایی می رسد که ارزش های آنها که ضد ارزش های امروز ماست به تدریج برای ما ارزش می شود.

ما نمی توانیم ارزش های خود را با این وسعت و سرعت و سهولت به دنیا منتقل کنیم ولی او دستش بازاست . چون او این تکنولوژی ها را ساخته است. دستش هم درد نکند ،هنر داشته،زودتر به آن رسیده است. این فناوری را ساخته و زودتر توانسته دنیا را تحت سیطره مدل زندگی ، مدل فکر کردن و ارزش های خود قرار دهد.

خیلی اتفاقات می افتد که اگر 30 - 20 سال پیش خبرش را می دادند می گفتیم مگر می شود روزی انسان اینقدر بد شود؟ این جزء افسانه هاست. نمی شود در دنیایی که انسان باید هر لحظه به سمت زیباییها میل کند،به سرعت به سمت زشتیها برود. دلیل اینست که آنچه که تو زیبایی می نامی او زیبایی نمی داند و آنچه که تو زشتی می نامی او زشتی نمیداند. تعریف ها عوض شده است.

اوایل که رهبر انقلاب واژه تهاجم فرهنگی را مطرح کردند، ما درحال انجام تحقیق در مورد اینترنت و نقش آن درتهاجم فرهنگی بودیم. از طریق یکی از آقایان یکسری سایت به ما معرفی شدو ایشان آنروز ادعا کرد که آنطرف مرزها،ارزشهای مورد نظر ما ضد ارزشند و ضد ارزشها،ارزش اند. آنطرف اصلا آب و هوا فرق می کند. آدمها طور دیگری می بینند. اگر به چشم شما یک عینک سبز بزنند ، شما همه چیز را سبز می بینید. هر چقدر من بگویم قرمز است شما قبول نمی کنید . روش فرهنگی چنان روی فکر و اندیشه و نگاهشان به هستی کار میکند که قرمز را سبز می بینید و آن موقع فکر می کنندکه تو هستی که سبز می بینی.

در جلسه گذشته عرض کردم که ما سه راه داریم:

یا چشم و گوش بچه خود راببندیم که تحقیقاً شدنی نیست .

یا بگوییم دیگر از دست ما خارج شده،خدایا به توسپردیمش . کاری نمی توان انجام داد . یعنی ما کوتاه بیاییم از تربیت دینی، مثل پاپ که روزی افتخار کردکه دو میلیون جوان را گرد خود جمع کردهاست. بعد معلوم شد که در چند سالن بزرگ ،شراب و رقص آواز فراهم کرده اند تا جوان را جمع کنند  و پاپ هم به جمع آنها اضافه شود. پس کسی به خاطر پاپ نیامده چون رقص و آواز و شراب بوده آمده اند. ما آنقدر عقب نشینی کنیم تا بشویم همانکه او می خواهداین هم غلط است.

راه سومی باید پیدا کرد که با حفظ اصول و مبانی تربیتدینی،همچنان انسان تربیت کنیم. درهمین دنیا که به سرعت این ویژگیها درآن درحال رشد است غارنشین نمی توان شد. باید انسان بمانیم و انسان تربیت کنیم.

سوالی که ما درجلسه مطرح کردیم این بود که آیا اصلا می شود تربیت دینی کرد یا نه؟دست مان را بالا ببریم و بگوییم نمی شود؟از ما بر نمی آید؟ یا بگوییم می شود، خیلی هم سخت نیست؛  ولی چگونه؟ آیا بگوئیم جوان است حالا کمر و نافش معلوم باشد یا نباشد چه فرقی می کند؟حالا معماری این شکلی باشد یا طور دیگر؟حالا ادبیاتش این سبکی باشد یا آن سبکی چه فرقی می کند؟نمازش را که می خواندحجابش را هم که رعایت می کند . حجابش را هم که گذاشت کنار می گوییم دلش پاکه. یواش یواش عقب تر ، می گوییم آنقدر هم بد نیست درسته که مثلا شیطان پرستی می کند ولی جوان بسیار با محبتی است. به پدر و مادرش احترام میگذارد . کم کم عقب نشینی می کنیم و کار به جایی می رسد که می گوییم دیگر چاره ای نیست . دوباره می رسیم به اول خط.

بدون شک باید راه سوم را پیگیری کنیم .درجلسه قبل پنج مرحله کار را ذکر کردیم.در این جلسات می خواهیم  تک تک آن ها را حلاجی کنیم تا دریابیم برای نسلی که به امانت در اختیار ماست چه بکنیم و بلکه شاید لازم باشد اول برای خودمان کاری انجام دهیم.

عنصر زمان

اولین موضوع نقش عنصر زمان در تربیت است.

اول ببینیم عنصر زمان یعنی چه و ثانیا چه نقشی در تربیت دارد و مابا وجود ویژگی ساختار شکنی و ساختار زدایی عصر فراارتباطات چگونه می توانیم  تربیت درست بشویم و تربیت درست انجام دهیم؟

منظور ما اززمانبعد چهارم ماده یا تیک تاک ساعت نیست بلکه منظورعناصری از محیط هستند که تغییر آنهادرتغییر روشهای تربیت موثر است .

 یک حدیث هم از امیرالمومنین (ع)آوردم کهفرموده اند:فرزندان خود را به آدابی غیر از آداب خودتان تربیت کنید. چون آنها برای زمانه ای غیر از زمان شما خلق شده اند.

شما با آداب زمان خود تربیت شده اید که انشاءا... درست هم بوده است برای آینده ای که این بچه ها می خواهند پا به عرصه جامعه بگذارند و زندگی اجتماعی داشته باشند،

/ 0 نظر / 135 بازدید